نوشته‌ها

چگونه مخالفت های دیگران را به عنوان پیام خدا تعبیرکنیم

اگر در مسیر رسیدن به خواسته های خودمان به نوعی به یک عارف تبدیل شویم ، دیگر هرگز در مقابل مشکلات و اتفاقات هیچ چیزی جز زیبایی نخواهیم دید و اگر کسی می آید و راه ما را می بندد و یا از قرار گرفتن ما در جایگاهی جلوگیری می کند در خواهیم یافت که این فرد کسی نیست جز مامور خداوند که می خواهد در جایی و مسیری بهتر به روزی فراوان تری از سوی خداوند ما را هدایت کند و ما پیام عشق هستی را اینگونه درک خواهیم کرد.

سلام به کاربران عزیز.

در یک روز زیبای زمستونی کنار زاینده رود در جایی بسیار زیبا آمدیم برای فیلمبرداری.

چند تا جوان آمدند و ما دلخور شدیم که چرا آمدند؟صدای ماشینشان داخل فیلم می آید،این جوان ها آمدند و آتشی روشن کردند کمی نشستند و رفتند و الان این آتش آن ها باقی مانده که ما پای آن نشسته ایم.مورد جالبی که همیشه از استاد عزیزم آقای الهی قمشه ای به یاد دارم این بود که هر وقت رفتید در طبیعت جایی بشینید و کسی گفت بلند شو اینجا نشین،جا را به او بده،بگو خدا جای بهتری به ما داده و این موضوع جوانان که آمدند با توجه به اینکه ما خیلی دوست داشتیم در اینجا فیلم بگیریم اما رفتیم و دنبال جاهای دیگر گشتیم و لوکیشن های خیلی بهتری را هم پیدا کردیم و این یعنی پیام خدا که این ها آمده بودند بگویند جاهای بهتری هم هست اینقدر فقط به یک نقطه نچسب.

در زندگی من و تو هم همینطور هست گاهی فقط یکسری هستند که احساس می کنی دارند با تو مخالفت میکنند و میگویند نکن… این ها در واقع پیام آور های خدا هستند و میخواهند مسیر تو را عوض کنند.

اگر ما با جهان هستی هم فرکانس شدیم اتفاقی که می افتد این است که ما همه چیز را زیبا می بینیم.

همانگونه که حضرت زینب (س) حرف زیبایی می فرمایند: “ما رایت الا جمیلا”من هیچ چیزی غیر از زیبایی نمی بینم،تمام عزیزانش در جلوی چشمانش کشته شدند،آن داستان را بگذاریم جلوی خودمان و ببینیم خداوند تمام این مشکلات را به ما داده تا من و تو رشد کنیم ما باید بلند شویم و به عرش اعلی برویم،برای این مشکلات زیادی که خداوند به من داد برای این بود که خودم را بلند کنم و اگر به من بدهی چند میلیونی داد فهمیدم که قدرت جبران آن را هم به من داده است و در این لحظه چندید برابر آن را به من داده است و این لطف خداوند بود که من آن را درک کردم. میخواستم بگویم بعضی از شرایط سخت که برای تو پیش می آید،شاید علی رغم فکر ذهنی که داریم خوب نیست اما از دید الهی خداوند برای ما برنامه ای را مدیریت میکند که مارا به سمت و سویی که بعدا از شادی پر در می آوریم هدایت میکند،گیر و گرفتاری های امروز ما،نه گفتن ها و راه بستن های دیگران تماما از جنس زیبایی است،گرمای این آتش عشقی هست که الان دارم احساس میکنم و این گرما را به همه ی عزیزانم و کاربر هایم هدیه میکنم.

همیشه شاد و پر انرژی باشید.

خدانگهدار

اگر می خواهی فراوانی به سمت ما بیاد نباید صرفه گر باشیم

از این پس می خواهم همچون پدرم حضرت آدم صرفه گر نباشم و در قمار این عالم ، بهشت را ببازم و هر چه دارم بدهم و در ظاهر ببازم چون ایمان دارم در این قمار عشق من خدا را برده ام و حس خوب دریافت میکنم. من از این پس قصد دارم بی هیچ حساب و کتابی حق دیگران را بیش از دستمزدشان پرداخت کنم زیرا به باور فراوانی و به نیروی بخشنده الهی اعتماد کامل دارم و دیگه خساست در زندگی من نخواهد بود اینگونه من دریافت کننده ثروت و برکت الهی هستم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile32مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

از امروز می خواهم زرنگ نباشم، از امروز می خواهم حق تمام کسانی را که با من تعامل کاری داشته اند را به صورت کامل پرداخت کنم چون مطمئن با پرداخت کردن این حق برکت، نعمت و فراوانی در زندگی جاری خواهد شد. مولانا به زیبایی اشاره می کند:

گر تو مقامر زاده ای در صرفه چون افتاده ای؟    صرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب خُتن

مقامر زاده به معنای قمارباز زاده است پدر ما بهشت را باخت و ما به این جهان هستی وارد شدیم. مولانا به کنایه بیان می کند که اگر تو مقامر زاده هستی پس چرا نشسته ای و حساب کتاب می کنی و می خواهی مو را از ماست بیرون بکشی. ما باید صرفه گری را کنار بگذاریم و حق کسانی را که به ما خوبی کرده اند تمام و کمال بپردازیم. یا حافظ علیه السلام می فرماید:

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت     نا خلف باشم اگر به جوی نفروشم

بیاییم از امروز حق و حقوق تمام کسانی که برای ما کار کرده اند را پرداخت کنیم چون شما به خزانه الهی وصل هستید که می خواهید بپردازید. کسی خساست می کند، کسی حق دیگران را نمی دهد که صرفه گری می کند. بیاییم حساب دو دوتا، چهارتای خود را کنار بگذاریم و حق تمام کسانی را که با آنها تعامل کاری داشته ایم را به راحتی پرداخت کنیم.

من اگر به باور فراوانی اعتقاد دارم، به قانون جذب و تجسم خلاق اعتماد دارم و این که جهان هستی برکت و نعمت را در اختیار من قرار می دهد باید از جیبم خرج کنم، باید حساب دیگران را تسویه کنم، باید از نظر بدهی به دیگران صفر باشم. حاسبوا قبل أن تحاسبوا حضرت رسول (ص) می فرماید خودتان را قبل از آن که دیگران شما را محاسبه و بازخواست کنند محاسبه کنید.

آیا حاضرید حساب تمام افرادی که برای ما کاری انجام داده اند را پرداخت کنید؟ وقتی ما حساب دیگران را کاملاً پرداخت می کنیم و صرفه گری را کنار می گذاریم به این مفهوم است که ما به خداوندی که برکت و نعمت و فراوانی را در اختیار دارد اعتماد داریم. و فی السماء رزقکم ، روزی شما در آسمان است. اگر به درک صحیح این آیه برسیم متوجه می شویم که کسی که باور فراوانی ایمان دارد حاضر است به راحتی حق دیگران را پرداخت کند.

ما باید صرفه گری و خساست را کنار بگذاریم و با ایجاد باور فراوانی در خودمان بهترین ها را از جهان هستی دریافت کنیم. من در گذشته حتی با وجود این که روزهای سختی را در تنگناهای مالی قرار داشتم ولی حق کسانی را که با من من تعامل مالی داشتند تمام و کمال پرداخت می کردم.

یکی از دوستان دوران دبیرستانم به من می گفت، حاضر بودم که بگویم تو ثروتمند خواهی شد و الان خدا رو شکر این اتفاق افتاده است. گفتم چرا این فکر رو می کردی؟ چون من بچه محصلی بودم که یک زندگی کارمندی داشتیم ولی ولخرج بودم و خرج کردن را دوست داشتم انگار پرداخت کردن پول به دیگران حال مرا خوب می کرد و مهمان کردن دیگران را دوست داشتم. من پرداخت کردن را دوست داشتم و الان که دقت می کنم می بینم که پول های پرداختی به جیب من باز می گشت و الان با پوست و استخوان درک کرده ام که:

گر تو مقامر زاده ای در صرفه چون افتاده ای؟    صرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب خُتن

بعضی از افراد حتی برای نزدیکان و خوب و ختن خود هم خساست به خرج می دهند. خدایا ما حساب کردیم و متوجه شده که تو آنقدر پولدار و ثروتمند هستی، آنقدر دریای عشق و فراوانی هستی و ما پشت مان به پشت تو گرم است من به تو اعتماد می کنیم و به راحتی حساب دیگران را می پردازیم و با باور فراوانی به راحتی دست و دلبازی می کنیم چون مطمئناً برکت و نعمت با این باور بیشتر و بیشتر به سمت ما جاری خواهد شد.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   نا خلف باشم اگر به جوی نفروشم

من مثل پدرم حضرت آدم که بهشت را باخت، کل این دنیا را به جویی بفروشم، چمون من قمارباز زاده هستم، می خواهم هر چقدر پول دارم خرج کنم و حس خوب بگیرم و حال خوبی پیدا کنم چون به باور فراوانی ایمان دارم.

با داشتن باور فراوانی ارتعاش عالی را به جهان هستی ارسال می کنیم و هم خداوند خرج کردن ما را می بیند و می گوید این بنده من مجرای برکت من و مباشر من بر روی زمین است چون می خواهد برکت و نعمت را بر دیگران جاری کند پس رزق و روزی را ابتدا به این فرد عطا کنید. یکی از فرمول هایی که مرا به برکت و ثروت رساند این بوده است که دست بخشنده داشته ام و اصلاً اهل حساب و کتاب نبوده ام. بیاییم برای دریافت بهترین ها این باور فراوانی را در خودمان پرورش دهیم.

چگونه با کنترل افکار منفی شادابی و جوانی خود را حفظ کنیم؟

اگر می خواهی همیشه جوان باشی و پیری در تو ظاهر نشود از همین الان می بایست کنترل افکار منفی خود را به دست بگیری و مراقب افکار ناسالمی که در ذهن می پروانی ، باشی زیرا هر فکری در سیستم وجودی تو یک هیجان و یک ارتعاش خاص را ایجاد می نماید و سبب ترشح هورمونهای مختلف در وجود نازنین تو میشود و اگر این افکار منفی باشد در تو پیری و چین و چروک و ناشادی پوست را ایجاد می کند و واقعا نمی ارزد که ما جوانی و شادابی خود را بابت تفکرات منفی از بین ببریم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile41مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

آیا می خواهید پیر نشویم، آیا می خواهید صورتتان چین و چروک پیدا نکند؟ آیا می خواهید همیشه جوان تر از قبل باشید؟ راهکارش این است که کنترل افکار منفی خود را بدست بگیرید و اعمال و احساسات خود باشید.

شاید شما هم با این صحنه مواجه شده باشید که یکی از دوستانم همان طور که مشغول کارش بود، در افکار خودش غرق شده بود و با تغییرات که در صورتش مشاهده کردم متوجه شدم که به موضوعی فکر می کند و آن فکر هیجاناتی را در او ایجاد می کرد و چین و چروک هایی را در صورت زیبایی او ایجاد می کرد.

سعدی در یکی از شعرهایش به زیبایی اشاره می کند:

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید     برو عاشق شو ای عاقل گرت آسودگی باید

اگر می خواهید به آرامش و آسودگی خاطر برسید باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیرید و مراقب اندیشه ها و تفکرات زائد خود باشید چرا که این افکار منفی لحظه به لحظه ما را پیرتر می کنند و سلامتی ما آسیب می رسانند. هر فکری ارتعاشی را به جهان هستی ارسال می کند و یک هیجان و یک هورمون در وجود شما ایجاد می کند.

اگر چین و چروکی بر صورت ما پدیدار می شود به خاطر این است که دائماً افکار منفی به ذهنمان خطور می کنند و ما هم به راحتی به تفکرات زائد و شیطانی بها می می دهیم و با آن ها هم فرکانس می شویم. ما باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیریم و مراقب احساسات همین لحظه خود باشیم.

یادمان باشد با داشتن افکار منفی، هر لحظه از جوانی و شادابی پوست خود فاصله می گیریم و به پیری نزدیکتر می شویم. آیا دغدغه ها و نگرانی های ما ارزش این را دارند که شادابی و جوانی خود را به خطر بیندازیم؟ جوانی و شاداب بودن ارزشمند تر است یا داشتن افکار منفی؟ بی دلیل افکار کوچک و بی اهمیت را بزرگ می کنیم و سلامتی جسم و روح خود را خطر می اندازیم.

توصیه من این است که با بی خیالی کنترل افکار منفی را به دست بگیریم و افکار مزاحم را کنار بگذاریم. خیلی از دوستان به من می گویند که تو آدم بی خیالی هستی. من باید بی خیال افکار منفی و شیطانی باشم چون این افکار منفی مرا به ناکجا آباد می برد، جوانی مرا از من می گیرد، چین و چروک بر صورت من پدیدار می کنند و جسم و جان مرا پیر و فرسوده می کنند.

من تصمیم گرفته ام با کنترل افکار منفی و کنار گذاشتن افکار مزاحم پیر نشوم. می خواهم همیشه شاداب باشم و جوان بمانم. همیشه دنبال افکار مثبت و احساسات خوب هستم. ما باید همیشه مراقب افکار و احساسات خود باشیم. مراقبه و مدیتیشن به این معنی است که همین الان مراقب افکار و احساسات خود باشیم.

مشغول فکر کردن به چه موضوعی هستید؟ آیا سلامتی و جوانی شما ارزش این تفکرات زائد را دارند؟ افکار مثبت ما ارتعاشاتی را به کائنات ارسال می کنند و برکت، نعمت و سلامتی را به همراه می آورند. اگر امروز مراقب افکار و احساسات خودمان نباشیم نباید انتظار روزهای خوب و آینده عالی را داشته باشیم. کسانی به قله های موفقیت می رسند، کسانی ثروتمند می شوند که همین الان مراقب افکار و و احساسات خودشان باشند و با کنترل افکار منفی خودشان را دست شیطان نفس نجات دهند.

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

حضرت حافظ به زیبایی اشاره می کند که به شیطان غم بگو هر کاری که می خواهد انجام بدهد چون ما از شر این افکار مزاحم و شیطانی به خداوند پناه برده ایم. ما می توانیم با جاری کردن عشق الهی در وجود مان و با زنده نگه داشتن یاد خداوند در قلبمان، کنترل افکار منفی خود را بدست بگیریم و تمام این تفکرات زائد را کنار بگذاریم چون این افکار منفی، سلامتی و جوانی ما را به خطر می اندازند.

یکی از کاربران عزیز کانال عمومی ما در پیام های کاربران خوانده بود که می توانیم از تکنیک تبسم برای رسیدن به موفقیت استفادده کنیم، تصور کرده بود که شاید منظور از تکنیک تبسم همان تبسم چهره و صورت است در صورتی که تکنیک تبسم یک تکنیک پاکسازی کوانتومی است و می گفت از وقتی صورت خودم را متبسم کرده ام خیلی اتفاقات عالی برای من افتاده است.

بله به همین سادگی می توان با یک لبخند ساده اتفاقات خوب را به سمت خودمان جذب کنیم. پس بیاییم خودمان را اسیر تفکرات زائد نکنیم و بدانیم که جوانی و شادابی پوست ما و سلامتی جسم و روح، با افکار و احساسات ما به شدت ارتباط دارد و این افکار منفی ارزش این را ندارند که به خاطر آن ها جوانی خودمان را از دست بدهیم.

ما می توانیم با افکار و احساسات عالی که در خودمان ایجاد می کنیم و از اسارت افکار خود جدا شویم و شادابی را در صورتمان هر روز و هر روز بیشتر کنیم. که هر کسی ما را می بیند بگوید شما انگار هر روز جوان تر می شوید بله ما از شیطان غم نجات پیدا کرده ایم

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

یاد خدا یعنی انرژی، یعنی شادی یعنی اوج جوانی، ای خدای مهربان از تو می خواهم توانایی کنترل افکار منفی را در ما ایجاد کنی تا بتوانیم تمام این افکار مزاحم و تفکرات زائد را از زندگی خود حذف کنیم و با افزایش سطح ارتعاشات خود به کائنات برکت ، نعمت ، سلامتی و جوانی را به به سمت خود جذب کنیم.

 

چگونه می توان با عشق بدی ها را به انرژی مثبت تبدیل کرد؟!

افرادی که حالشون خوب نیست و پر از انرژی منفی هستند مانند سازی هستند که از کوک خارج شده و آهنگ دلخراشی می زنند و هنر کیماگری ما این است که با انرژی مثبت و عشق خود ، ساز اینطور افراد را کوک کنیم و بدین شیوه خودمان هم بیشتر کوک میشویم و سمفونی زیبای عشق و صلح و آرامش را در این هستی به اجرا در خواهیم آورد و بدین صورت با کیمیاگری بدی ها را به خوبی تبدیل می کنیم و ارتعاش عالی را جهان هستی مخابره می کنیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile54مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

چند روز پیش اتفاق جالبی برای من افتاد که دوست دارم آن انرژی مثبت و حس خوب را با شما عزیزان هم به اشترک بگذارم و یک نتیجه گیری عالی از این اتفاق بگیریم. در یکی از روزها تصمیم گرفتم برای همکاری به شرکت یکی از دوستانم بروم و بدون هماهنگی رفتم نزدیک شرکت که رسیدم گفتم بگذار یک تماسی بگیریم و هماهنگ کنم دوستم گفت من امروز دفتر نیستم.

من هم که کمی حالم گرفته شده بود تصمیم گرفتم که حالا که تا اینجا آمده ام یکی از کارهای کم اهمیت را انجام بدهم، وارد شرکت دیگری شدم و کارم انجام دادم و وقتی که برگشتم دیدم که دو پیرمرد عزیز تصادف کرده اند، خدا رو شکر اتفاق خاصی هم نیافتاده بود ولی مشاجره ای بین آنها ایجاد شده بود که مجبور شدم وارد صحنه بشوم و طرفین دعوا را آرام کردم و با این که اصلاً مقصر نبودم از طرفین دعوا عذرخواهی کردم و حس و حال آن ها رو از حالت دعوا و مشاجره خارج کردم.

یک پیرمردی که شاهد کل داستان بود گفت خدا خیرت بده جوان و من هم خوشحال شدم که توانستم این چنین حرکت مثبت کوانتومی را انجام بدهم. کسبه و اطرافیان هم این حرکت مثبت را دیدند. در واقع ما به واسطه استرس ها و مشکلاتی که برایمان پیش آمده است از کوک در رفته ایم و آهنگ ناموزون می زنیم، حالمان بد است.

 من به دنبال همچین فرصت هایی می گردم که با ایجاد حال خوب در دیگران، خودم هم حال خوبی پیدا کنم. وقتی از آن صحنه تصادف و مشاجره دور شدم و حال خوبی را در طرفین دعوا ایجاد کردم و انرژی مثبت به آن ها دادم و همه چیز ختم به خیر شد، حس و حال خوبی در من ایجاد شد که خدا را بابت آن شکر کردم.

من در مقابل آن دو نفر که حال بدی داشتند تعظیم کردم و از هر دو آن ها عذرخواهی کردم. در  لحظه خداوند را در وجود خودم درک کردم. بیاییم در مقابل تمام آدم هایی که کوک شان در  رفته است تعظیم کنیم و احترام بگذاریم چون ما به عنوان جانشین خداوند دارای گوهر گرانبهایی در وجود مان هستیم.

بارها اتفاق افتاده است که در ترافیک ها دوستانی می خواستند سریعاً سبقت بگیرند و انتظار مشاجره داشتند ولی من به آن ها احترام گذاشته ام و چون در رانندگی عجله نمی کنم و بیشتر سعی می کنم آرامش خودم را حفظ کنم ولی بعضی از دوستان خیلی ها اعصابشان خورد است خیلی ها عجله دارند، خیلی ها تند رانندگی می کنند و مشاجره هایی پیش می آید و خود من در این موقعیت ها با یک عذرخواهی با یک احترام گذاشتن، عشق و انرژی مثبت را به دیگران انتقال می دهم و حال خودم را خوب می کنم و نمی گذارم حال بد دیگران روی من اثر بگذارد.

ما می توانیم به واسطه انرژی مثبت و چرخش کوانتومی حال خود و دیگران را خوب کنیم. البته قصد تعریف کردن این اتفاق منیت و غرور و دریافت ستایش دیگران نیست که من چه انسان خوبی هستم. قصد من این است که ما می توانیم با من الهی وجود نازنین مان و با انرژی مثبت که در دیگران ایجاد می کنیم قادر هستیم چه کارهای بزرگی را انجام دهیم.

ما می توانیم با ارسال ارتعاش انرژی مثبت و عشق الهی به جهان هستی اسرار کوانتومی اشرف مخلوقات را در وجود خودمان بیدار و بیدارتر کنیم. آیا حاضریم برای همه آدم هایی که از کوک درفته اند و ساز ناکوک می زند قدمی برداریم و انرژی مثبت و حال خوب را به آن ها هدیه بدهیم. ما می توانیم به عنوان کیمیاگر حال آن ها را از حال بد به حال خوب تغییر دهیم.

من این همه مسافت را طی کردم که به قرار کاری ام برسم و بعد از کنسل شدن فکر کردم که چرا من بی خودی این مسیر طولانی را طی کردم بعد متوجه شدم هم که خداوند طرح و برنامه عالی برای ما درنظر گرفته است. خداوند در آن روز به من ماموریت داد که عشق و انرژی مثبت را به دو عزیز پیرمرد خسته دل که حال خوبی ندارند هدیه کنم و در مقابل خودم هم حال خوبی پیدا کنم.

پیشنهاد می کنم اگر شما هم این چنین صحنه هایی مشاهده کردید، وارد شوید و انرژی مثبت و عشق الهی را به طرفین هدیه دهید. از عظمت وجود خودتان به دیگران انرژی مثبت بدهید و با جملاتی مثل حق با شماست، من عذرخواهی می کنم عشق را به دیگران هدیه کنید. اگر طرف دعوا هم خود ما باشیم بهتر است بگوییم تسلیم و پرچم عشق، سپیدی، پاکی و صلح را بالا ببریم، شما درست می فرمایید، من به شما احترام می گذارم.

مرد آن است که در کشاکش دهر       سنگ زیرین آسیاب باشد

اگر می خواهیم مرد باشیم باید در کشاکش وقایع روزمره، همه چیز را به عهده بگیریم و بگوییم شما درست می فرمایید و من عذرخواهی می کنم و با یک جمله من شرمنده ام از ایجاد یک تنش و انرژی منفی که در حال ارسال شدن به جهان هستی است و حال بدی را برای همه ایجاد می کرد و خیابانی را مسدود می کند و باعث ایجاد ترافیک می شود جلوگیری می کنیم. ما می توانیم به راحتی با انتقال انرژی مثبت و عشق ورزیدن به دیگران جلوی این ارتعاش منفی را بگیریم.

عشق بزرگترین درمانگر است، عشق در وجود من پدیدار می شود که به راحتی می توانم به دیگران تعظیم کنم و به آنها احترام بگذارم و حال خوبی به دیگران هدیه کنم. جالب اینجاست که در همان موقع که در حال آرام کردن طرفین دعوا بودم، درآمد من از حد معمول افزایش پیدا کرده بود و این لطف را هدیه خداوند به خاطر این کار خیر میدانم.

تو نیکویی کن و در دجله انداز       که ایزد در بیابانت دهد باز

قطعاً جواب تمام خوبی ها ما به دیگران در این جهان هستی بدون پاسخ نخواهد ماند و این مسئله بارها برای من اتفاق افتاده است. مولانا چه زیبا اشاره می کند که:

رقص آنجا کن که خود را بشکنی         پنبه را از ریش شهوت بر کنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند          رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند     چون جهند از نقص خود رقصی کنند

وقتی من از غرور و تکبر فاصله می گیرم و خودم را می شکنم آن موقع است که حس و حال خوبی در من ایجاد می شود و شادی و پایکوبی می کنم. و به قول حضرت سعدی:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد       نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور      خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

پس بیاییم اگر در خیابان و اطراف مان شاهد دعوا و مشاجره هایی بودیم، ساطع کننده عشق و صلح، آرامش و انرژی مثبت باشیم. ما می توانیم به واسطه عظمت وجودمان به دیگران احترام بگذاریم و بگوییم بله حق با شماست و شما درست می گویید. تعظیم کردن و احترام گذاشتن نه تنها چیزی از ما کم نمی کند بلکه حس و حال خوبی هم در ما ایجاد می کند.

امیدوارم بتوانیم این منش را بارها و بارها تمرین کنیم تا بتوانیم از دیگران به راحتی عذرخواهی کنیم. باور کنید وقتی ما کوک نیستم با کوک کردن دیگران و ایجاد حال خوب و انرژی مثبت در آنها خودمان هم حال بهتری پیدا می کنیم و برکت، ثروت و فراوانی در زندگی ما جاری خواهد شد.

چرا آموزش های کل نگر می تواند پاسخگوی تمام نیازها باشد؟!

در نظریه روانشناسی کوانتوم دیدگاه کل نگر وجود دارد و اعتقاد بر این است که شعور ذره بر شعور کل و به عکس شعور کل بر شعور جزء جزء ذرات این عالم تاثیر گذارند و برای درمان هم نیازی نیست که به بررسی تمام ذرات بپردازیم و با تاثیر بر کل می توان مشکل تمام ذرات دیگر را هم حل کرد. در روانشناسی بالینی هرشخص را جداگانه تحلیل می کنند اما در روش کل نگر راه حلی ارائه میشود که با آن به تمامی انسانها میتوان کمک کرد.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile69مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش در مورد نظریه کل نگر و جز نگر در روانشناسی کوانتوم صحبت خواهم کرد. یکی از اساتید روانشناسی در مورد مربی هایی که در حوزه موفقیت مدرسین انگیزشی هستند انتقاد کرده بود گفته بود که این مدرسین آموزش هایی رو به صورت کلی ارائه می کنند و تحلیل جالبی کرده بود که هر شخصی یک نسخه خاص خودش را دارد و این مدرسین انگیزشی چگونه می توانند نسخه همه را به صورت کلی بپیچند. ما باید تست های روانشناسی مختلفی بگیریم با طرف مقابل کلی صحبت کنیم تا تازه بتوانیم به او راهکار بدهیم.

این دقیقاً نظریه جر نگر است یعنی من باید جز جز این فرد را باید بررسی کنم تا بتوانم او را راهنمایی کنم. ولی در نظریه کل نگر راهکار کلی در اختیار تمام افراد قرار می گیرد. یعنی شعور یک ذره با شعور کل در ارتباط است، یعنی اگر روی یک ذره تغییری اعمال گردید به واسطه درهم تنیدگی کوانتومی روی کل ذرات این عالم تغییراتی اعمال می شود، این عالم به شدت حساس است.

این عالم، عالم ارتعاشات است، عالم داد و ستد است، عالم انرژی و ارسال و دریافت است. نظریه کل نگر می گوید: من یک راه حل دارم، یک راه حل یکسان که برای همه مشکلات و برای همه افراد با شخصیت های مختلف می تواند کار بدهد.

یکی از استاد دانشگاه و دکتر روانشناس بالینی عضو هیئت علمی که بیان می کرد شما حرفی برای گفتن در رشته روانشناسی ندارید و یا تحصیلات آکادمیک در این زمینه طی نکرده اید در پاسخ به سوال ایشان عرض کردم که شما که در رشته روانشناسی تحصیل کرده اید و مدرک دکتری گرفته اید و عضو هئیت علمی هستید انصافاً چند فرد معتاد را نجات داده اید و درمان کرده اید و به جامعه برگردانده اید؟

آفرین به این استاد روانشناس بالینی که آدم صادقی بود و گفت هیچ کس، ما با علم روان شناسی نتوانسته ایم یک معتاد را هم از دام اعتیاد نجات بدهیم. مگر می شود با مشاوره روان شناسی یک فرد معتاد را درمان کرد ولی کسی مثل بیل ویلسون آمریکایی 80 سال پیش با اصولی به نام 12 قدم میلیون ها میلیون معتاد را در سراسر جهان نجات داده است و در کشور خودمان هم انجمن های دوازده قدمی گمنام، انجمن های دوازده قدمی الکلی های گمنام، انجمن دوازده قدمی معتادان گمنام، انجمن دوازده قدمی نیکوتینی های گمنام، هستند که پایه آن همان 12 قدم بیل ویلسون است.

در نظریه کل نگر 12 قدم کسی نمی گوید ببخشید آقای معتاد دوز مصرف شما چقدر بوده؟ نظریه روان شناسی کوانتوم یک نظریه کل نگر است یک راه حل برای همه افراد و برای همه دردها و مشکلات وجود دارد. راه حل های نظریه کل نگر راه های معنوی هستند. راه حل معنوی می تواند هر مشکلی را حل کند. فرقی نمی کند که چه مشکلی داریم.

آموزش های کل نگر هر بلا و مصیبتی را به خوبی تبدیل می کنند. اگر توانستیم این روش را آموزش بدهیم و با این متد به کاربران کمک کنیم، خیلی ارزشمند است. دوست روانشناس و استاد ارجمند، با وجود احترامی که برای همه شما قائل هستم ولی کتاب های دانشگاهی و روانشناسی فرویدی و روانشناسی های غربی که شما خوانده اید نتوانسته اند یک معتاد را نجات بدهند.

ولی راه حل معنوی 12 قدمی که خود خداوند به یک فرد الهام می کند دقیقاً چند میلیون معتاد را در سرتاسر جهان نجات داده است. این در حالی است که این افراد حتی یک واحد از دروس روانشناسی را پاس نکرده اند و خود معتادان این روش دوازده قدم را توسعه می دهند و در آن ها معرفتی ایجاد می شود که می توانند دیگران را از دام اعتیاد نجات بدهند.

روش دوازده قدم برای انواع اعتیاد با دوزهای مختلف جواب می دهد از تخریب های پایین گرفته تا تخریب های بالا. این شیوه روان درمانگری کوانتومی کل نگر است. در دوره پاکسازی کوانتومی بیان می شود که فرقی نمی کند که مشکل ما چیست؟ فقر، بیماری ، نگرانی، استرس یا نرسیدن به موفقیت است.

راهکار ما یک راه حل است، آموزش های کل نگر متدها و روش های انرژیکی هستند ما می گوییم یک مشکل وجود دارد. روانشناسی کل نگر می تواند هر مشکلی را تبدیل کند و این جواب سوال دوستانی منتقد است. شما بیایید و سررشته امور را به دست بگیرید هر چقدر تا حالا افراد معتاد را از دام اعتیاد نجات داده اید مشکلات دیگر را هم حل خواهید کرد.

قصد من جسارت کردن نیست، برای کسانی که مدارج علمی را طی کرده اند احترام قائل هستم ولی این نکته را باید مدنظر داشته باشیم کهinformation  یعنی اطلاعات و همیشه گفته می شود اطلاعات، علم و دانش نیست، knowledge نیست. اطلاعات و information در پایین ترین سطح قرار دارند.

سطح بعدی که بالاتر از اطلاعات است، علم و knowledge است که بالاتر از اطلاعات است و سطح بعدی که بالاتر از علم قرار دارد معرفت یا  wisdom است. پس ای کاش از دانش رها بشویم و به بینش برسیم. ما در دوره های پاکسازی کوانتومی سعی کرده ایم به یک بینش متفاوت دست پیدا کنیم.

چون بینش می تواند شاه کلید تمام قفل های بسته هر شخصی باشد. فرقی نمی کند که ما دچار چه مشکلی شده ایم، راهکار یک راه حل معنوی است. ما سعی می کنیم به بینش و معرفتی عمیق دست پیدا کنیم. ما می خواهیم از دانش به بینش برسیم، صرف دانستن اطلاعات کافی نیست.

اطلاعات در اینترنت و کتاب ها به وفور یافت می شود اما آیا این اطلاعات توانسته اند بشریت را نجات بدهد. بینشی که در این متد دوازده قدم به معتادان مواد مخدر و معتادان الکلی آموزش داده می شود در هیچ کتاب دانشگاهی آموزش داده نمی شود. من شنیده ام که صدها انجمن دوازده قدمی در حوزه های مختلف ایجاد شده است که همه آن ها برگرفته شده از روش بیل ویلسون است.

روش دوازده قدم بیش از 80 سال است که جواب داده است. انجمن های 12 قدمی یکی از جوامعی هستند که موفق شده اند با یک راهکار معنوی مشکل اعتیاد را حل کنند. من هم بهعنوان محقق و روانشناس کوانتوم اصول کار آن ها را یاد گرفته ام به بینش 12 قدم رسیده ام چون لازم است بدانم چه اتفاقی در این روش می افتد که معتادین نجات پیدا می کنند. چه راه حلی در این انجمن ها ارائه می شود که حتی روانشناس عضو هیئت علمی هم نتوانسته اند مشکل اعتیاد را حل کنند، مطمئناً راه حل معنوی فقط اطلاعات و information  نیست و سخنی است که از دل برمی خیزد و معرفت و wisdom است.

راه حل همه مشکلات تنها یک چیز است و آن خداوند است. در همه آموزش هایی که می دهیم سعی می کنیم که چگونه از خداوند دعوت کنیم که وارد زندگی ما بشود و از قوانینی که او بر این هستی وضع کرده است استفاده کنیم، قانون ارتعاشات، قانون خوبی کردن و دریافت خوبی ها.

کتاب آسمانی ما قرآن بزرگترین درمانگر ماست، کتاب حافظ علیه السلام برای من درمانگر است الان بیشترین معرفتی که بدست می آورم از کتاب حافظ بدست می آورم. آنقدر که حافظ به من درس معرفت می دهد در هیچ کتاب روانشناسی و هیچ کتاب موفقیت پیدا نخواهم کرد.

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی     کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

آن هایی که می گویند قانون جذب حقیقت ندارد، حافظ علیه السلام قرآن را خوانده است و به معرفت آن رسیده است و آن همه گوهر و الماس تراشیده و حدود 500 غزل عالی را سروده است. این ابیات دقیقاً دوای درد نه تنها یک نفر بلکه دوای درد همه بشریت است و این همان نظریه کل نگر است.

مثل نظریه کل نگری که در طب سنتی وجود دارد. طب سنتی هم کل نگر است در پزشکی نوین برای درمان بیماری های قلبی باید به متخصص قلب مراجعه کنیم، برای درمان بیماری چشمی باید به چشم پزشکی مراجعه کنیم ولی پزشک های طب سنتی همه بدن انسان را واحد درنظر می گیرند. وقتی از سردرد حرف می زنیم می پرسند اوضاع گوارش شما چگونه است؟ همه این ها به هم ربط دارد و نباید قسمت های مختلف بدن را به صورت جزئی بررسی کرد.

در نظریه کل نگر یک راه حل ارائه می شود و آن راه حل برای همه قابل اجرا است این نظریه کل نگر است. پس اگر راه حلی پیدا شد که دوای درد همه بشریت و شاه کلید رسیدن به موفقیت باشد باید به خوبی از آن استفاده کنیم. برای همه عزیزانی که در هر حوزه ای فعالیت می کنند برای همکاران خودم، روانشناسان بالینی، تحصیل کرده ها و کسانی که از هر طریقی معرفت و دانشی و علمی را بدست می آورند دعا می کنم که بتوانیم خدمتگزار باشیم. ما می خواهیم روشی روشی را ارائه کنیم که در عمل به نتیجه دست پیدا کنیم.

بیاییم اگر دانشی هم داریم از خدا بخواهیم این دانش را به بینش و معرفت تبدیل کند. آموزش هایمان را به پرورش تبدیل کنیم. سعی کنیم از دانشی که می آموزیم در عمل استفاده کنیم که همه از آن لذت ببرند، نه فقط اطلاعات محض. اطلاعاتی که هر کامپیوتری قادر به ذخیره سازی آن است.

چگونه با پذیرش افکار منفی وجود نازنین خود را مفت فروختم

فاحشگی و روسپی گری همیشه مورد مذمت و سرزنش ما قرار گرفته است ولی من می خواهم اعتراف کنم که هر روزی که من به افکار منفی که از جانب نفس و شیطان درونی است ، پاسخ مثبت داده و اجازه می دهم دلم که خانه خداست به شیطان تعلق بگیرد ؛ به نوعی دارم خود فروشی می کنم و این شاید بدتر از روسپی گری یک فاحشه باشد که تن خود را می فروشد و شاید کار من از آن فاحشه هم بدتر باشد و امروز می خواهم که از فاحشگی ذهن توبه کنم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile51مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش به مقایسه فردی که خودش را در اختیار افکار منفی قرار می دهد و از نمی شود و ها نمی توانیم ها صحبت می کند با روسپی گری و فاحشه گری خواهیم پرداخت. شاید وقتی همه ما یک فرد فاحشه ای را می بینیم او را ملامت می کنیم که چرا گوهر وجود خودش را به ارزانی فروخته است و به راحتی تن فروشی می کند، اما شاید من که خودم را، دلم را و تمام وجودم را به شیطان و بدی فروخته ام در جایگاه پست تری نسبت به آن روسپی قرار داشته باشم.

فرد روسپی جسمش را در اختیار بدی ها قرار می دهد و خود فروشی می کند، ولی من روحم قبلم و ذهنم را در اختیار شیطان قرار می دهم و به نوعی فاحشگی می کنم. شاید روسپی برای امرار معاش خودش این کار را انجام می دهد، شاید برای لذت، شاید هم برای هوسرانی، ولی به هر دلیلی که مرتکب این عمل می شود در انتهای پول یا لذتی را از این کار خود کسب می کند اما من با پذیرش افکار منفی و مزاحم خودم را به چه بهایی میفروشم؟

من با پذیرش افکار منفی و مزاحم قلبم را که باید خانه خدا باشد به شیطان فروخته ام و این گونه فاحشگی می کنم و در انتهای این کار هم به هیچ چیزی دست پیدا نمی کنم. خدایا من از فاحشگی ذهنم به درگاه تو توبه می کنم، خدایا به جای این که یاد تو در دلم باشد آن را از جنس افکار شیطانی پر کرده ام و خودم را به راحتی به افکار زائد فروخته ام.

من به راحتی نمی توانیم ها و نمی شود ها رو باور می کنم و به نوعی روسپی گری می کنم و تازه به فرد فاحشه هم خرده می گیرم که این چه کار زشتی است که انجام می دهید. این درحالی است که شاید فرد روسپی جایگاه بهتری نزد خداوند نسبت به من داشته باشد، چون من روح و قلبم و خانه خدا را فروخته ام ولی فرد روسپی فقط جسمش را فروخته است.

یکی از دوستان تعریف می کرد که در زمان قبل از انقلاب خانمی بود که روسپی گری می کرد و می گفت همین اواخر او را در خیابان در حالی که قدم می زد دیدم، گفتم حتماً این فرد پیامی برای من دارد من باید بروم و با این پیرزن صحبت کنم جلو رفتم و به او سلام کردم و گفتم می خواهم امروز از شما درسی بگیرم.

پیرزن با حس و حالی عجیب گفت تمام ایام جوانی جسم را به دیگران فروختم و حالا فهمیدم که باید خودم را به خداوند عرضه می داشتم، من باید خداوند را به آغوش می گرفتم. مطمئناً این پیرزن وجود خداوند را عمیقاً درک کرده است و متوجه شده است که گوهر گران بهای وجود خودش را به ارزانی به حراج گذاشته است و الان آرزو می کرد که ای کاش به جای آن آغوش نامردان خودم را در اختیار خداوند قرار می دادم.

امروز داستان زندگی من این است که خودم را به افکار منفی و به شیطان فروخته ام. خدایا من از شر خودم به تو پناه می برم، آیه أعوذ بالله من الشيطان الرجيم در لحظاتی که وسوسه های شیطانی در وجود من پدیدار شده است کمک زیادی در جهت رهایی از افکار مزاحم داشته است.

خدا تو تنها کسی هستی که می توانی حائلی بین من و شیطان باشی، خدای مهربان این تو هستی که می توانی نجات گر وجود من در بین این افکار منفی و مزاحم باشی. ای خدای مهربان تصمیم گرفته ام فاحشگی نکنم و خودم و قلبم را در اختیار شیطان قرار ندهم تا در وجود من حلول کند و نمی توانیم ها و نمی شودها را به من یادآور شود.

خدایا توبه می کنم از تمامی لحظاتی که به خاطر داشتن افکار منفی ، روسپی گری کرده ام و قلبم و خانه تو را به شیطان و نفس درونی ام فروخته ام. از تو می خواهیم فقط تو در وجود ما متجلی پیدا کنی.

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار     خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه

خدایا می خواهم خانه تکانی کنم و تو در خانه قلب من قرار بگیری، می خواهم فقط تو به این خانه وارد شوی، نمی خواهم خودم را به بهایی ناچیزی بفروشم. وقتی که تو در قلب من قرار داری احساس شور و شعف می کنم.

کلمه خدا به این معنی است که به خود بیا، وقتی به درون خودمان سفر کنیم و گوهر گرانبهای وجود خودمان، توانایی ها و استعدادهایی را که در وجود ما به ودیعه گذاشته شده است کشف می کنیم و وقتی شیرینی با خدا بودن را درک می کنیم دیگر خودمان به بهای اندک خواهیم فروخت.

ای شیطان با تو به مقابله می ایستیم، خدای مهربان کمک مان کن در مقابل این نفس اماره، در مقابل این شیطانی که دائماً مرا به بدی امر می کند، بایستیم. چه زیبا خداوند در سوره یوسف بیان می کند ان النفس امارة بالسوء ، خدایا به ما رحم کن در مقابل شیطان درونی خود بایستیم و کنترل افکار منفی خود را به دست بگیریم تا خودم را به بهای اندکی نفروشم.

خدایا از تو می خواهم برای غبله کردن و از بین بردن افکار منفی همیشه کمکم کنی، خدایا دعا می کنم که به گوهر ناب الهی خودمان پی ببریم، خدای مهربان از تو می خواهم در مسیر بندگی ات کمکمان کنی تا در این راه ثابت قدم باشیم، مطمئناً بدون عنایت تو رهایی از شر افکار منفی و روسپی گری به هیچ عنوان ممکن نیست.

در هر سنی که باشیم می توانیم جوان بمانیم و شادی کنیم

عدد سن ما یک پارامتر غلط در میزان شادی و سلامتی و ثروت است و ما در هر سنی که باشیم می توانیم حس جوانی و شادی و بازی را در خود احیاء کرده و با این شیوه هر روز پوستی جوان تر ، قد و قامتی بر افراشته تر و سلامتی بیشتر را در خود ایجاد نماییم. خیلی از کارآفرینان در سن بالا به ثروت رسیده اند و این که ما به خاطر سن مان فعالیت ها و توانایی خود را محدود می کنیم از تفکرات زائد شیطانی است که باید پاکسازی شود.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile27مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این طبیعت بسیار بکر در 6 اسفند ماه 1395 نیت کرده ام که در سن 40 سالگی کار بزرگی را انجام بدهم. نویسنده کتاب کیمیاگر آقای پائولو کوئیلو می گوید که من اولین کتاب خودم را در سن 40 سالگی نوشتم. بیاییم سن و سال و عقل دنیوی خود را کنار بگذاریم و عاشقی کنیم.

اگر در این جهان هستی شاد باشیم و شادی کنیم، سطح ارتعاشات ما به جهان هستی افزایش می یابد و تمام برکت ها و نعمت ها و سلامتی بر زندگی ما جاری می شود. من وارد سن چهل سالگی شده ام ولی احساس می کنم که تازه متولد شده ام. شاید 40 سالگی ورود به سن میانسالی باشد ولی من تصمیم گرفتم که تازه از امروز به بعد جوانی را آغاز کنم و تمام کارهای عقب افتاده زندگی ام را از همین امروز شروع خواهم کرد.

سن و سال شناسنامه ای اصلاً مهم نیست، مطمئن باشید من امروز 40 ساله هستم ولی اگر خداوند عمری به من بدهد در 90 سالگی هم با همین شادابی، با همین طراوت و با همین هیجان با شما صحبت خواهم کرد و طی این پنجاه سال آموزش ها و خدمات عالی را به شما کاربران عزیز و به تمام مردم سرزمینم تقدیم می کنم.

پژوهشگران علوم ذهنی، افراد مسنی را در شهرکی قرار دادند که فضاسازی شهرک مربوط به حدود 50 سال گذشته بود. آن شهرک و فضاهای داخلی آن را به شکلی درست کردند که افراد مسن احساس کردند که به 50 سال پیش بازگشته اند. افراد مسنی که کمر درد و قد خمیده ای داشتند بهبود یافتند، دندان های ریخته شده آن ها شروع به رویش مجدد کرد و موهایی که سپید شده بودند شروع به برگشتن به حالت اول کرد.

 چه عاملی باعث این اتفاقات شده بود؟ ذهن انسان اینقدر قدرتمند است که می توانیم در هر لحظه دکمه ریست زندگی مان را بفشاریم. نیازی به شهرک با قدمت 50 – 60 سال گذشته نیست. ذهن شما می تواند همین الان شما را به 40 سال پیش برگرداند.

عکس های بچگی خود را بردارید و تصور کنید که به سن و سال 18 سالگی خود بازگشته اید. با این باور و با کنترل افکارمان می توانیم شادابی و طراوت را به لطف خداوند در وجود خودمان ایجاد کنیم، ما نمی خواهیم پیر بشویم ما می توانیم جوان بمانیم و جوانی کنیم.

چرا قضاوت در مورد دیگران ما را از رسیدن به موفقیت و ثروت باز می دارد؟

متاسفانه ما از روی عقل و منطق محدود خود می خواهیم پی به حقیقت ببریم و این رویه کاملا غلط است و ما با شواهد و قرائنی که توسط مشاهدات جزئی خود داریم ، واقعیت هایی را درک می کنیم و فکر می کنیم این همان حقیقت محض است و چون آگاهی ما کامل نیست در نتیجه با قضاوت در مورد دیگران زندگی را خلاف حقیقت ناب الهی درک می کنیم و چون ارتعاش این قضاوت ما با ارتعاش حقیقت هستی یکسان نیست در نتیجه داریم فرکانس ناموزون می فرستیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile37مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

قضاوت در مورد دیگران ما را از رسیدن به موفقیت و ثروت باز می دارید و از خوشبختی و سلامتی دور می کند. ما بر حسب شواهدی که می بینیم سریعاً در مورد دیگران قضاوت می کنیم و در جایگاه قاضی به راحتی رای صادر می کنیم در حالی که ما آگاهی کاملی نداریم و همه چیز را نمی دانیم.

من با این عقل ناقص دنیوی از حقیقت محض بی خبر هستم و با وجود عدم آگاهی کافی از حقیقت سریعاً در مورد هر مسئله ای قضاوت عجولانه می کنم. من با چشمان خود موضوعی را می بینم و با درک خود قضاوتی را در مورد آن انجام می دهم این درحالی که حقیقت چیز دیگری است و ما از آن اطلاعی نداریم.

قضاوت در مورد دیگران و حقیقتی که نزد خداوند است همسو نیستند و با بیان کردن واقعیت و قضاوت در مورد دیگران ارتعاشی را به جهان هستی ارسال می کنیم که باعث می شود خودمان را از رسیدن به موفقیت و ثروت محروم می کنیم چون ما با حقیقت ناب هستی همسو نیستیم. پس به خاطر همین باید تمرین کنیم که قضاوت نکنیم .

خداوند به زیبایی در قرآن اشاره می کند که بین آنچه شما در آن اختلاف دارید من در روز قیامت داوری می کنم. قاضی اصلی خداوند است من چگونه به خودم اجازه می دهم که به راحتی در مورد دیگران قضاوت کنم.

یکی از دوستان می گفت که من با خودم فکر می کردم که جوانانی که ظاهری امروزی و متفاوت دارند اهل دل و معنویت نیستند و اصلاً خداوند را درک نمی کنند ولی بعداً چیزهایی از این جوانان دیدم که متوجه شدم این ها خیلی از منی که جا نماز آب می کشم به خداوند نزدیک تر هستند. من با قضاوت عجولانه خود تا به حال اشتباه می کردم و فکر می کردم من آدم درستی هستم و دیگران را آدم نادرستی تلقی می کردم این همان قضاوت در مورد دیگران است که ما را از حقیقت ناب الهی دور می کند.

قضاوت عجولانه عینک تاری است که به چشمان خود می زنم و همه انسان ها و اتفاقات را با رنگ غیرواقعی می بینم. بیاییم بی رنگی را انتخاب کنیم و به راحتی دیگران را قضاوت نکنیم . وقتی بی رنگی را انتخاب می کنید و قضاوت در مورد دیگران را کنار می گذارید روشنایی، حقیقت، هوشیاری و شادی در وجود ما فوران می کند چون ما با حقیقت ناب هستی همسو می شویم.

حقیقت ناب این است که وجود نازنین خداوند است که همین الان دستش را به سوی ما دراز کرده است و می گوید ادعونی استجب لکم ، بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ، خداوند تمام بندگانش را دوست دارد و هیچکدام از بندگانش را تا روز قیامت قضاوت نمی کند آن وقت من چگونه در کمال وقاحت به خودم اجازه می دهم در مورد دیگران قضاوت کنم.

قضاوت در مورد دیگران ما را به شدت از حقیقت ناب الهی و وجود نازنین خداوند، دور می کند و ما را از ارسال ارتعاش عالی به جهان هستی باز می دارد. چون من بر اساس درک و عقل و منطق ناقص دنیوی و بر اساس شواهدی که می بینم به راحتی قضاوت می کنم و مطمئناً روزی به این نتیجه خواهم رسید که حقیقت چیز دیگری بوده است و من قضاوت عجولانه کرده ام.

بیاییم با هم عهد ببندیم که قضاوت کردن در مورد دیگران را کنار بگذاریم ما قاضی نیستیم و فقط می خواهیم یک مشاهده گر ناب باشیم، ما می خواهیم هستی را همان طور که هست نظاره کنیم و بدانیم پشت هر اتفاق بد، پشت هر انسانی یک گوهر ناب الهی وجود دارد و آن حقیقت است نه این واقعیت هایی که من و تو می بینیم نه این قضاوت های عجولانه که با ذهن ناقص دنیوی خود می کنیم.

قضاوت در مورد دیگران را کنار بگذاریم چون قضاوت کردن ما را از خداوند دور می کند. برای انسانی که می خواهد انسان ثروتمند معنوی باشد، باید قضاوت کردن را کنار بگذارد. آیا حاضرید برای رسیدن به موفقیت، سلامتی و ثروت قضاوت در مورد دیگران را کنار بگذارید؟ از امروز تصمیم بگیریم که به جهان هستی با نگرشی متفاوت نگاه کنیم و قضاوت ما عشق ورزیدن به دیگران باشید و همه چیز و همه کس را با عشق بنگریم. فیلتر چشمان ما سپیدی نور عشق و نور الهی باشد و دیگران را قضاوت نکنیم .

خدایا کمک کن که دست از این قضاوت هایی که از تفکرات زائد و عقل دنیوی سرچشمه می گیرد، برداریم. چون این حقیقت است که دارای ارتعاش عالی را به همراه دارد و ما با این قضاوت عجولانه خودمان را از این حقیقت دور می کنیم بیاییم قضاوت در مورد دیگران را کنار بگذاریم تا حقیقت ناب الهی در وجود ما پدیدار شود و جهان هستی را با عشق بنگریم چون عشق الهی ارتعاشی را به هستی ساطع می کند که برکت ، نعمت، سلامتی و شادی را در زندگی ما جاری خواهد کرد.

گاهی برای رسیدن به موفقیت باید هنر نشنیدن را در خود بیدار کنیم !

همیشه در اطرافیان خود افرادی را می بینیم که دائماً آیه یاس می خوانند و می گویند : ” نمیشه ، نمی تونی ، خیلی سخته ، فایده نداره ” و این دسته افراد متاسفانه به شدت قدرت های ویژه اشرف مخلوقات را دست کم گرفته اند و از جایگاهی که شیطان دوست دارد ، تغذیه نادرست می شوند و ما بایست در مسیر موفقیت هنر نشنیدن این حرف های نا امید کننده را یاد بگیریم و اگر هم می شنویم به خود نگیریم و با موج منفی نفسانی این افراد هم فرکانس نشویم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile29مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

من چیزی نمی شنوم!!! گاهی اوقات باید هنر نشنیدن را یاد بگیریم و از آن استفاده کنیم. خیلی از اطرافیان ما می گویند نمی شود، نمی توانید از مقام وجود زمینی و اسفل السافلین انسان سخن می گویند که انجام دادن کارها غیر ممکن است. مطمئناً اطراف ما از این آدم هایی که دائماً دم از ناامیدی می زنند زیاد پیدا می شود.

کاری که در مقابل این افراد می توانیم انجام دهیم این است که این حرف های ناامید کننده را نشنیده بگیریم. چون حرف های ناامید کننده، نمی توانیم ها و نمی شودها از وجود خاکی ما سرچشمه می گیرید. ولی ما می توانیم از منظر روح الهی و از جایگاه نفخت فیه من روحی، از جایگاه جانشین خداوند بودن به مسائل و خواسته های خود نگاه کنیم و به تمام اهداف خود برسیم.

شاید داستان قورباغه ها را شنیده باشید که برای زنده ماندن باید از ظرف مخصوصی خارج می شدند ولی همه قورباغه ها بعد از مدتی تلاش کردن ناامید شدند و دست از تلاش کشیدند ولی یکی از قوباغه ها در عین حال که همه می گفتند تو نمی تونی، نمیشه از اینجا نجات پیدا کرد، به تلاش خود ادامه داد تا توانست موفق بشود و بعداً مشخص شد که قورباغه ای که به موفقیت رسیده است ناشنوا بوده است و تمام حرف های دیگران را که احساس ناتوانی و نامیدی القا می کردند نشنیده است و حرف‌ های دیگران را به عنوان تشویق قلمداد کرده است.

آیا دقت کرده اید که وقتی می خواهید کاری را شروع کنید و عزیزان و اطرافیان ما می گویند نه تو نمی توانی این کار را انجام بدهی و از منظر وجود زمینی انسان و اسفل السافلین بودن و از نمی توانیم ها و نمی شود ها به موضوع نگاه می کنند و به راحتی می گویند که تو نمی تونی. نفس شیطانی ما قسم یاد کرده است که من همه انسان ها را اغوا می کنم و ما هم این نمی توانیم ها و نمی شودها را می شنویم و گاهی اوقات هم خودمان آن ها را بیان می کنیم.

بیاییم هنر نشنیدن حرف هایی را که برخواسته از نفس شیطانی ماست، یاد بگیریم. اگر توانستیم مثل آن قورباغه حرف های ناامید کننده را نشنویم این هنر نشنیدن باعث می شود که قدم در مسیر رسیدن به خواسته ها بگذاریم و به موفقیت برسیم، تا بقیه متوجه بشوند که رسیدن به موفقیت هم شدنی است.

بیاییم با به کارگیری هنر نشنیدن به دیگران ثابت کنیم که می شود مسیر موفقیت را طی کرد. البته گاهی اوقات فرکانس ها و سیگنال های ناامید کننده اطرافیان، ما را آزار می دهد ولی برای ما که می خواهیم به موفقیت و ثروت برسیم باید بعضی از حرف ها را نشنیده بگیریم. اطرافیان ما آیه یاس می خوانند و ما هم با به کارگیری هنر نشنیدن به مسیر خود برای رسیدن به موفقیت و ثروت ادامه می دهیم.

هنر نشنیدن را جدی بگیریم و اگر هم گاهی اوقات حرف های ناامید کننده را می شنویم می توانیم با استفاده از دعا کردن یا استفاده از تکنیک تبسم برای طرف مقابل مان بهترین ها را طلب کنیم تا او هم از شر نفس شیطان درونی خود جدا شود. ما به عنوان جانشین خداوند بر این جهان هستی دارای قدرت های بی نظیری هستیم، نباید خودتان را دست کم نگیرید.

بیاییم مقام جانشین خداوند بودن را درک کنیم، ما اگر به این درک برسیم که چه توانایی هایی داریم می توانیم هر غیر ممکنی را محقق کنیم، ما می توانیم به راحتی همه قله های موفقیت را فتح کنیم. برای رسیدن به موفقیت و ثروت باید هنر نشنیدن ناامیدی ها و نمی شود ها را یاد بگیریم.

چگونگی تعالی نیروی جنسی و ترک خودارضایی و فیلم های پورن

در این ویدئوی خنده دار ، محمد افلاکی و جواد زارع پیام بسیار مهمی را در رابطه با تعالی نیروی مقدس جنسی به شما عزیزان ارائه می کنند و درباره ترک خودارضایی و روشهای جایگزین و ساده اش را با کلامی هیجان انگیز و تاثیر گذار بیان می کنند و خواهید دید که چگونه استحاله نیروی جنسی ، این دو نفر را سرشار از انرژی پاکی نموده و قطعا این رویداد متعالی برای شما هم به لطف خدا و تصمیم قاطعانه امروزتان اتفاق می افتد.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile63مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این ویدیو در مورد ترک خودارضایی با هم صحبت خواهیم کرد. خودارضایی ممنوع ، ما می توانیم با ترک خودارضایی سطح ارتعاشات خود به جهان هستی را افزایش دهیم و مسیر موفقیت و ثروت را با سرعت بیشتری طی کنیم. ما می توانیم نیروی جنسی خود را استحاله کنیم و از این انرژی الهی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنیم. چشم چرانی ممنوع ، بیاییم به جای چشم چرانی خدا را ببنیم.

این ویدیو به صورت طنز تهیه شده است که اعلام کنیم می توانیم به جای خود ارضایی و بی بندباری از مسیر درست و صحیح شاد باشیم و به آرامش درونی برسیم. گاهی اوقات چارچوب هایی که برای ذهنمان تعریف کرده ایم، عملکرد ما را کاهش می دهند. بیاییم به جای خود ارضایی، ورزش کنیم یا با یکی از عزیزان خود به بازی و تفریح مشغول شویم تا ببنیم چقدر سطح انرژی مان افزایش می یابد که دیگری نیازی نداریم از یک منبع غلط و از یک دریچه سیاه انرژی دریافت کنیم.

با استحاله نیروی جنسی می توانیم به تمام خواسته های خود برسیم. با ورزش کردن، با جنب و جوش کردن، با بازی کردن و شیطونی کردن، با خندیدن و شادی کردن از این انرژی الهی برای رسیدن به اهداف دیگر استفاده کنید. اصلاً نیازی نیست فیلم های پرنوگرافی ببنید که چی؟ یکی از جملاتی که می تواند به ترک خودارضایی شما کمک کند این است که بعدش که چی؟

بعد از خودارضایی حال بدی در وجود انسان ایجاد می شود، حال بد یعنی ارتعاش بد، یعنی دوباره باید عمل خودارضایی را تکرار کنیم. بیاییم کمی به مسئله ترک خودارضایی فکر کنیم. من هم در دوران نوجوانی به نوعی به این درد دچار بودم، ولی دوست دارم نوجوانانی که وارد سن بلوغ می شوند به این درک برسند که ترک خود ارضایی آن ها را از آسیب های جدید مصون می دارد و با هنر استحاله نیروی جنسی می توانند از این انرژی الهی در مسیر صحیح برای رسیدن به خواسته های خود استفاده کنند.

آیا تا به حال به این موضوع دقت کرده اید که در اکثر فیلم های پورن بازیگر مرد بعد از رابطه جنسی، خودارضایی می کند یعنی اصلاً از رابطه جنسی لذتی نبرده است. در واقع خود ارضایی باعث شده است که این گونه افراد دنبال یک تصویر ذهنی گمشده می گردند تا خودشان را ارضا کنند و در این نوع رابطه ها خبری از لذت و رسیدن به آرامش حقیقی وجود ندارد.

مطمئناً محصول این شهوت رانی ها و خود ارضایی ها باعث ایجاد تصویرهای ذهنی را ایجاد می کند که باعث می شود در آینده از رابطه های جنسی صحیح خود لذت نبریم. لذتی که انسان از آغوش همسر و از راه صحیح و ازدواج بدست می آورد، اصلاً قابل مقایسه با خود ارضایی و بی بندباری ها نخواهد بود.

افرادی بوده اند که بعد از چندین سال بی بندباری نتوانسته اند به آرامش برسند و الان به این نتیجه رسیده اند که باید جای دیگری به دنبال آرامش حقیقی باشند و الان چندین سال است که تصمیم به ترک خودارضایی گرفته اند و روابط نامشروع را کنار گذاشته اند. چه اتفاقی برای این افراد افتاده است که بعد از داشتن رابطه جنسی نامشروع فراوان به این نتیجه رسیده اند که باید خود ارضایی را ترک کنند.

قصد ما نصیحت کردن نیست، ما می خواهیم بگوییم که نیروی جنسی یک نیروی مقدس است که ما انسان ها به عنوان اشرف مخلوقات و جانشین خداوند می توانیم به کمک این انرژی به تمام اهداف مادی و معنوی خود برسیم. ما می توانیم با استحاله نیروی جنسی خود به یک لذت معنوی بالاتر دست پیدا کنیم و این لذت عالی هم فقط در امر مقدس ازدواج نهفته است و هیچ گونه رابطه نامشروع و خود ارضایی نمی تواند ما را به آرامش حقیقی برساند.

اگر هم شرایط ازدواج فراهم نیست می توانیم مسیر پرهیزگاری را در پیش بگیریم. مطمئن باشید ترک خودارضایی باعث استحاله و تبدیل انرژی در وجود شما خواهد شد. دختر و پسر عزیزی که این مقاله را می خوانید حیف وجود نازنین ماست که گاهی اوقات می خواهیم از راه ناصحیح به آرامش برسیم و در مسیر نادرست قدم برداریم.

بیاییم با ترک خودارضایی این انرژی الهی را مقدس بداریم و قدر آن را بدانیم و مطمئن باشیم با ترک خود ارضایی خداوند لذتی بالاتر از آن را به ما هدیه خواهد داد. یقیناً برای رسیدن به آرامش الهی باید یکی از دو مسیر ازدواج یا پرهیزگاری را انتخاب کرد. لذتی که در پرهیزگاری، ترک خود ارضایی ، کنترل شهوت ، ترک چشم چرانی وجود دارد با هیچ لذت دیگری قابل مقایسه کردن نیست.

ما از پس آن خطاها و لغزش ها برگشته ایم، ما این مسیر را تا انتها رفته ایم و لذت حقیقی و آرامش درونی که انتظار آن را داشتیم دست پیدا نکردیم. ما با تمام وجود درک کرده ایم که راه عشق فقط یک مسیر دارد و آن همراه بودن با وجود نازنین خداوند است. در آغوش پروردگار بودن یکی از بزرگ ترین لذت های دنیا محسوب می شود که هر کسی طعم این لذت را می چشد حاظر نیست با هیچ لذتی و تفریحی آن را عوض کند.