چگونه مخالفت های دیگران را به عنوان پیام خدا تعبیرکنیم

اگر در مسیر رسیدن به خواسته های خودمان به نوعی به یک عارف تبدیل شویم ، دیگر هرگز در مقابل مشکلات و اتفاقات هیچ چیزی جز زیبایی نخواهیم دید و اگر کسی می آید و راه ما را می بندد و یا از قرار گرفتن ما در جایگاهی جلوگیری می کند در خواهیم یافت که این فرد کسی نیست جز مامور خداوند که می خواهد در جایی و مسیری بهتر به روزی فراوان تری از سوی خداوند ما را هدایت کند و ما پیام عشق هستی را اینگونه درک خواهیم کرد.

سلام به کاربران عزیز.

در یک روز زیبای زمستونی کنار زاینده رود در جایی بسیار زیبا آمدیم برای فیلمبرداری.

چند تا جوان آمدند و ما دلخور شدیم که چرا آمدند؟صدای ماشینشان داخل فیلم می آید،این جوان ها آمدند و آتشی روشن کردند کمی نشستند و رفتند و الان این آتش آن ها باقی مانده که ما پای آن نشسته ایم.مورد جالبی که همیشه از استاد عزیزم آقای الهی قمشه ای به یاد دارم این بود که هر وقت رفتید در طبیعت جایی بشینید و کسی گفت بلند شو اینجا نشین،جا را به او بده،بگو خدا جای بهتری به ما داده و این موضوع جوانان که آمدند با توجه به اینکه ما خیلی دوست داشتیم در اینجا فیلم بگیریم اما رفتیم و دنبال جاهای دیگر گشتیم و لوکیشن های خیلی بهتری را هم پیدا کردیم و این یعنی پیام خدا که این ها آمده بودند بگویند جاهای بهتری هم هست اینقدر فقط به یک نقطه نچسب.

در زندگی من و تو هم همینطور هست گاهی فقط یکسری هستند که احساس می کنی دارند با تو مخالفت میکنند و میگویند نکن… این ها در واقع پیام آور های خدا هستند و میخواهند مسیر تو را عوض کنند.

اگر ما با جهان هستی هم فرکانس شدیم اتفاقی که می افتد این است که ما همه چیز را زیبا می بینیم.

همانگونه که حضرت زینب (س) حرف زیبایی می فرمایند: “ما رایت الا جمیلا”من هیچ چیزی غیر از زیبایی نمی بینم،تمام عزیزانش در جلوی چشمانش کشته شدند،آن داستان را بگذاریم جلوی خودمان و ببینیم خداوند تمام این مشکلات را به ما داده تا من و تو رشد کنیم ما باید بلند شویم و به عرش اعلی برویم،برای این مشکلات زیادی که خداوند به من داد برای این بود که خودم را بلند کنم و اگر به من بدهی چند میلیونی داد فهمیدم که قدرت جبران آن را هم به من داده است و در این لحظه چندید برابر آن را به من داده است و این لطف خداوند بود که من آن را درک کردم. میخواستم بگویم بعضی از شرایط سخت که برای تو پیش می آید،شاید علی رغم فکر ذهنی که داریم خوب نیست اما از دید الهی خداوند برای ما برنامه ای را مدیریت میکند که مارا به سمت و سویی که بعدا از شادی پر در می آوریم هدایت میکند،گیر و گرفتاری های امروز ما،نه گفتن ها و راه بستن های دیگران تماما از جنس زیبایی است،گرمای این آتش عشقی هست که الان دارم احساس میکنم و این گرما را به همه ی عزیزانم و کاربر هایم هدیه میکنم.

همیشه شاد و پر انرژی باشید.

خدانگهدار

افراد موفق دنیا به جای شکایت از بخت خودشان چه می کنند؟!

این چند بیت حضرت حافظ برای ما درس موفقیت امروزمان می تواند باشد و در این ابیات به ما درس مثبت نگری و دیدن خوبی ها را و خوب بودن را می آموزد و اینکه به جای شکایت از بخت بد به ما درس هنر خوب بودن را در این جهان را به عنوان رمز داشتن خریدار معرفی میکند. به این چند بیت توجه کنید: بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم* شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد* ای عروس هنر از بخت شکایت منما* حجله حسن بیارای که داماد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند                                   موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم                                         شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما                                        حجله حسن بیارای که داماد آمد.

این چند بیت حافظ دیوانه کنننده است و درس بزرگی را به ما می دهد چرا که موسم عاشقی را به ما بشارت میدهد که میگوید بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم و این دقیقا یعنی مثبت نگری چرا که همه ی انسان های مثبت نگر به دنبال بوی خوش میگردند.

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم                                         شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما                                        حجله حسن بیارای که داماد آمد.

هنری داری؟دمت گرم،اگر هنری داری زیبایی و جلوه ی خودت را بیشتر کن و ببین که در هر زمینه ای چه قدر موفق تر و بهتر میشوی،درس بزرگی که حافظ علیه السلام به ما می دهد:میگوید خوب باشیم و خوبی را در خودمان تقویت کنیم و اگر میخواهیم خدمات ما و کارهایی که انجام میدهیم طالب و خریدار داشته باشد و همه جذب ما شوند باید حجله حسن را بیاراییم یعنی دائما روی حسن،زیبایی و خوبی خودمان کار کنیم و کار کنیم تا ببینیم چگونه بوی بهبود ز اوضاع جهان در ما متجلی می شود و حال ما روز به روز بهتر میشود،دقیقا وقتی حسن و زیبایی وجود خودمان را زیاد کردیم سطح ارتعاشات عالی به جهان هستی میفرستیم و جهان هستی همان داماد است که خریدار های عالی مثل برکت،ثروت،فراوانی و همه ی آن ها را برای ما میفرستد.

اما واقعا متاسفم برای وقتی که میگوییم نمیشود،نمیتوانیم و فایده ای ندارد ،” ای عروس هنر” ای کسی که میگویی من هنری دارم ،من درس خواندم مهندس شده ام،من کار نمیتوانم پیدا کنم ای عروس هنر از بخت شکایت ننمای،حافظ میگوید تورا به خدا شکایت نکن چرا که کسی که شکایت میکند در جهان هستی هیچ چیز گیرش نمی آید،تازمانی که من شاکی بودم و از همه چیز شکایت میکنم دنیا هیچ چیز به ما نمی دهد.

ای عروس جوان،ای پسر جوان،ای مهندس و ای استاد دانشگاه “از بخت شکایت منما” بخت ما عالی است چه کسی گفت بد است؟

حافظ جواب آن را میدهد و میگوید ” حجله حسن بیارای” حسن و خوبی خودت را زیاد کن تا ببینی چگونه طرفداران و خواستگاران تو برایت صف میکشند و میگویند این بهترین مورد است،بهترین مهندس است این بهترین فروشنده است

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم                                         شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

قربانه گل های زیبایی که در این دنیا هستند بروم این شادی را توسط این گل ها و بهار زیبا و شادی طبیعت و صدای آب به دست آوریم و برویم روی خودمان کار کنیم و از بخت شکایت نکنیم ” حجله حسن بیارای” تا ببینیم چگونه جهان هستی برکت و ثروت و سلامتی را همه به ما میدهد.

درس بزرگی که حافظ به ما داد این بود.

شاد و پر انرژی باشید.

چرا از اینکه ارث پدری بهم نرسیده خدا را باید شکر کنم؟!!

همیشه وقتی می دیدم خیلی از افراد بدون زحمت یک ارثی بهشون میرسد و یک شبه پولدار میشوند از پدر خود رنجور می شدم که چرا یک ثروتمند نیست که منم از کنار این ثروت به جایی برسم ولی گذر زمان به من ثابت کرد که افرادی که اینگونه ثروتمند میشوند هرگز قدر پولشون را نمی دانند و لذت یک ثروت آفرین را هرگز درک نمی کنند و امروز از خدا و پدرم بینهایت سپاسگزارم که ثروتی بادآورده به من نرسیده و این سرمایه امروز من است

 

دانلود ویدئو با کیفیت 360p

 

سلام به همه ی کاربران عزیز.

در سرزمینی استاده ام که بسیاری از باغ ها و زمین های آن متعلق به پدر بزرگ من بوده است و پدر من کارمندی را انتخاب کرده است و به دنبال آن همه ارث نرفته است و من در آن اوایل نگران بودم که چرا پدرم هیچ ارثی از پدربزرگم ندارد،از آن کسی که آن همه دارایی و زمین داشته است،اما امروز خدا را شکر میکنم  که هیچ کدام از آن ارث ها در زندگی من نیست چرا که باعث شده وقتی من نداشته باشم جیبم خالی باشد  و من خودم تلاشم را بکنم و به خدا بگویم خدایا من از تو روزی میخواهم نه از کسه دیگری.

خدارا شکر میکنم که پدرم کارمند بوده و برکت و نعمت و به اصطلاح آن آب باریکه را به ما داده است و در حال حاضر خدارا شکر میکنم که پدرم ثروتمند نبوده،پدر پولدار پدر فقیر که رابرت کیوساکی میگوید به نظر من یک پدر فقیر میتواند یک فرزند ثروتمند را تربیت کند.

چرا؟چون وقتی من نداشته باشم خودم باید تلاش کنم همانطور که در خیابان ها میبینیم ثروت بد جا می افتد جوانی را میبینیم که در حالی که یک لحظه در زندگی اش زحمت نکشیده اما پشت ماشین مدل بالا نشسته و کارهای ناشاست انجام میدهد،قیافه میگیرد و پز میدهد ،این از باور های غلط است که در جامعه جا افتاده است اگر بخواهم ثروتمند باشم من هم باید این کار ها را بکنم؟

نه پولی که برای آن زحمت کشیدی و تلاش کردی را میدانی در راه درست باید خرج کنی نه آن را در راه غلط برای نوامیس مردم خرج کنی.

خدارا شکر میکنم که پدرم پولدار نبوده و از ثروت اعظم پدر بزرگم به پدرم نرسیده است و همیشه از کنار این زمین ها رد می شوم و می بینم همه ی این ها میتوانست برای من باشد اما یک جورایی همه ی آن ها هم ماله من است چون همه جا برای من است چرا باید ویلایی بسازم که باید نگران آن ویلایی باشم که آسیب میبیند و…

همه ی دره ها و طبیعت و رودخانه برای من است بدون آنکه نگران باشم.

خدارا شکر میکنم و الان در مسیر ثروت آفرینی و کارآفرینی و برکت و نعمت هستم و خدارا شکر میکنم که آن ثروت کلان نیامد و باعث شد که من کلاس بروم،دوره بروم،مطالعه کنم و امروز بشوم کسی که میتواند به عنوان کارآفرین به دیگران کمک کند

چرا که من تلاش کردم و آن تلاش به خاطر آن ثروتی بود که به من نرسید

بعضا میگویند فلان پولدار ارث گرفته و پولدار شده است،خیلی از این جوان ها هم تلاش کرده اند و ثروت کسب کرده اند و خیلی ها با ارث بیچاره شده اند،اگر ارث به تو رسیده خمس آن را بده و به برکت و جاری شدن برسان آن را.

اما الان میگویم خدایا شکرت که ارث نرسید چرا که خداوند به من ماهی نداده و ماهیگیری را به من یاد داده است و من میخواهم آن ماهیگیری را به شما عزیزان یاد دهم.

دوستتان دارم منتظر ویدئوهای عالی از من باشید.

خدانگهدار.

ورشکستگی عاطفی یا مالی امروز ما میتواند سکوی پرتاب باشد.

شاید در زندگی ما این اتفاق افتاده باشد که از دست شخصی در تحریم عاطفی قرار گرفته باشیم و محبت او را از دست داده باشیم و بعدش دچار بحران و ناراحتی های احساسی شده باشیم و یا دچار ورشکستگی مالی در کسب و کارمان شده باشیم ؛ به هر حال فرقی نمی کند این اتفاقات بد می تواند ما را نابود کند و یا می تواند نقطه عطف شروع زندگی جدید پر از موفقیت و حال خوب امروز ما باشد در این کلیپ تجربه واقعی 2نفر را مشاهده کنید

یکی از کاربران سامانه از خارج از کشور سوالی را مطرح کرده اند و واجب دانستم که جواب آن را بدهم

ایشان در خارج از کشور با همسرشان زندگی می کنند،مطرح کرده اند که همسر ایشان به تهران آمده  و دیگر برنگشته است و ایشان را در قربت تنها گذاشته است،همان کسی که با ایشان همراه و هم سنگر بوده است دیگر بر نگشته است،در آن فایل صوتی کاربر گریه کنان صحبت میکرد و میخواهم در این قسمت ایشان را راهنمایی کنم.

ایشان که گفتند همسرم من را رها کرده است و من نمیتوانم ایشان را ببخشم،در اول پاسخ گفتم:دوست عزیزم همسرت شما را رها کرد چرا که از تو خسته شده است،وقتی در انتها ما باید به وسیله ی مرگ از هم جدا شویم،یا وقتی دو نفر نمیتوانند با هم باشند و یکدیگر را رها میکنند،این موارد میتواند با روش های مختلفی انجام گردد:یا مرگ یا جدایی و یا هر چیز دیگری.

اما جایگزین آن چیست؟

من همسرم را در آغوش میگیرم،همبستر او هستم و عشق او را دارم و لحظه به لحظه با اوهستم،حالا اگر او ناگهان از زندگی من حذف شود چه میشود؟!

میخواهم بگویم که نقطه ی عطف شما از همینجا شروع میشود،اگر چیزی از شما گرفته میشود،چه چیزی به جای آن باید به شما داده شود؟

اگر چیزی را از دست میدهید جای خالی آن را با چیزی پر کنید که فانی نباشد و همیشگی برای شما باشد،همانگونه که حضرت ابراهیم فرمودند من چیزی را میخواهم که هیچگاه افول نکند.

همسرت رفته،اما خدای تو که نرفته!!!

در همین وقت است که خدا بیشتر از هر وقت دیگر میتواند در دله ما جای کند و میتوانیم او را به گرمی در آغوش بگیریم و به او عشق بورزیم،در حال حاضر هست که میتوانی حال خوب را با خدا پیدا کنی و این فرصت تنهایی دقیقا فرصتی هست که بتوانی به خداوند نزدیک شوی،بعده ها که سرعت رشد و تعالی خودت را میبینی ،میگویی خدارا شکر که همسر من مرا رها کرد و رفت چرا که من در قربت و جایی که هیچکسی را نداشتم خدایی را یافتم که الان دیگر بدون او نمیتوانم زندگی کنم،اگر ارتباطت را با خدا نزدیک تر کنی خداوند نیمه ی گمشده ی تو را که فرد حقیقی زندگی تو هست  به واسطه ی عشق به خودش در زندگی ات قرار میدهد اما ابتدا باید روی خودت کار کنی.

در کنار دوست خوبم جواد هستم که او هم دقیقا همین ماجرا را چند ساله پیش گذراند و آن را به خوبی پشت سر گذاشت او میگوید:

  • من در مالزی زندگی میکردم و همسر من به ایران برگشتند و دیگربه مالزی برنگشت به عبارتی رفت که رفت که رفت…
  • آن موقع بسیار شکسته و ناراحت شدم و همه ی اتکایی که به او داشتم از بین رفت پس از آن به دنبال چرایی و دلیل آن رفتم که ببینم برای چه این اتفاق برای من افتاد.در آن لحظه خدا را پیدا کردم،همسر من مهره ای بود که خداوند او را در زندگی من قرار داد تا درس هایی را به من بدهد و برود او عروسکی بود که آمد و رفت،وابستگی من بسیار زیاد بود و دوستانم به من میگفتند تو هر جایی میروی از او یاد میکنی و خیلی به او وابسته هستی،خداوند غیور است،در دل هر کسی فقط جای یکی هست و آن هم خداست اگر به کسی زیاد از حد دل ببندی او را از تو میگیرد،خدایا شکرت که او را ازمن گرفتی و این وابستگی مخرب را از من گرفتی پس از آن خداوند اصل جنس که خودش بود را به من داد و رسالت و زندگی من هم از همان موقع شروع شده،پس از آن شروع به مطالعه در رابطه به زندگی مشترک زناشویی،مسائل جنسی و… کردم که همه ی آن ها برای من بسیار ارزشمند بود و در این راه محمد بسیار به من کمک میکرد و از او ممنونم اگر این اتفاق برای من نمی افتاد در حال حاضر یک زندگی نرمال و روزمره تکراری را داشتم اما این موضوع باعث پبشرفت من شد.

اگر میخواهید انسان عادی نباشید و به قوله خودمان سوپرمن باشید در اتفاقات بد امروز زندگی (طلاق،ورشکستگی یا هر چیزی) قند و شیرینی الهی که برای پروراندن تو فرستاده می شود را دریاب.

نیچه میگوید:هر آن چیزی که تو را نمیکشد ،قطعا تو را قوی میکند.

پس در اتفاقات بد زندگی اگر بخواهی از دیده منفی نگاه کنی چیزی به دست نمی آوری همانطوری که جواد میگوید من در دو فایل جدا در دوره پاکسازی کوانتومی کار کردم و باز هم کار خواهم کرد،در این حالت تو به او در هم تنیدگی انرژیک داری و تا آن تارهای انرژی را قطع نکنی آزاد نمی شوی و نمیتوانی حرکت نو را آغاز کنی باید خودت را از این قضیه بکشی بالا و برای آن باید جایگزینی را پیدا کنید.

به طور مثال اگر فردی بخواهد سیگار را ترک کنید باید برای آن جایگزینی مناسب پیدا کن برای آن کار کشک،تخمه و موارد دیگر مفید و سودبخش است،من محمد افلاکی 19 سال از جوانی ام را سیگار کشیدم اما چندید سال است که دیگر سیگار نمیکشم و حتی اگر بوی آن هم به من بخورد سردرد میگیرم،بله درست است که سیگار برای یک لحظه من را آرام میکرد،اما الان دیگر فرمول جایگزین آن را پیدا کرده ام:

خدا!

یاد او،علی بذکر الله تطمئن القلوب را میکشم،وقتی یاده آن مهربان زیبا که هیچگاه افول و افت نمیکند می افتم میگویم خدایا چه وقت مرا پیشه خودت میبری؟حسه مرگ هم برای من تازگی پیدا میکند،چرا که با آن به عشق حقیقی خودمان نزدیک تر میشویم.

مشکلات و دربه دری های ما بهانه ای است که خداوند می خواهد با آن ها ما را به خودش نزدیک کند و بعد از آنکه به او نزدیک شدی حالت خوب میشود و سطح ارتعاشات تو به خداوند بالاتر میرود بهترین عشق و بهترین نیمه ی گمشده و انسان های معنوی که تو را به خدا نزدیک تر میکند را برای تو میرساند همانطور که همسر کاربر گرامی که ایشان را رها کرده ان بهانه و وسیله ای شده اند که او به خداوند نزدیک تر شود .

خداوندا غیر از تو هیچکس را نداریم،ما مثله همانهایی هستیم در یک کشتی هستند که حافظ میگوید:

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز….

یعنی ما دقیقا در آن فرصت قرار داریم و باید اینگونه تصور کنیم که تنها باید به یک جا وصل شویم اگر من بهترین و زیباترین همسر را هم داشته باشم سر انجام روزی باید از هم جدا شویم یا او زودتر از دنیا میرود یا من از دنیا میروم.

از جواد عزیز میخواهم پیامی را به کاربران بدهد چرا که او فردی است که این مورد را تجربه کرده است و بهتر از هرکس دیگری می تواند او را راهنمایی کند و این را هم به شما بگویم که شما هیچ چیزی کم نداشتی که او شما را رها کرده و رفته،او در درون خود چیزی را کم داشته است که برای پیدا کردن او در تهران،در خانواده و یا در هر محیط دیگر به دنبال آن میگردد همانطور که یک شاعر انگلیسی میگوید:مرد و زن در معبد عشق با یکدیگر پیمان میبندند که تا ابد با هم دیگر وفادار بمانند و اما چه پیمان کوتاهی است،زندگی دو روز است،این پیمان شما قرار بوده دو روز باشد اما حالا نصف روز شده،با کسی پیمان ببندیم که بدانیم او مارا رها نمیکند و دنبال بهانه نمیگردد و با برنامه ای میخواهد خودش را به ما نزدیک کند.

  • غصه در آن دل رود کز هوسه او تهی است غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست.

من از این شعر بسیار خوشم آمده است وقتی خدا را در زندگی خودمان بیاوریم بعد از آن دیگر هیچ انسانی نیست که بتواند از هیچ نظر جای خدا را برای ما بگیرد و دوست عزیز بدان که در این لحظه نمیتوانی مصلحت خدا را ببینی چرا که در حال حاضر درگیر آن هستی ولی وقتی از آن بیرون بیایی،دوسال دیگر میبینی بهترین لحظه ی زندگی تو بوده و بتوانی خدا را جایگزین کنی میبینی که خداوند هر آنجه که بود را چندین مرتبه بهترش را برای تو آورده است.

در حال حاضر که من گاها میبینم کسی را ندارم،با کمی فکر میبینم من همه چیز را دارم و خداوند تمامی نیاز های روحی من را برطرف میکند و هیچ جای خالی در خودم ندارم میتوانی آن چند مرحله ی بعد از جدایی را هم در وبسایت ما بخوانی و ببینی چگونه میتوانی با این مشکل کنار بیایی و برای همسرت و کسانی که او را در این کار تشویق کردند را هم دعا کن هرچند کار بسیار سختی است انسان دشمنش را دعا کند اما اگر این کار را بکنی کاملا رها می شوی دقیقا مثله همان چیزی که محمد میگوید،وقتی که بخشیدی بهترین چیز ها را چه مال و عزت و معنویات باشد همه را فقط خودش میدهد به تو.

وقتی فکرش را میکنم میبینم چه شب هایی هست که من درد دل هایی دارم و همسرم خواب است و من نمیتوانم اورا بیدار کنم،اما کسی هست که همیشه بیدار است ” ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ” بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را بیایید هم آغوش او شویم روحمان که از جنس هم هست را با او گره بزنیم،ازدواج عاشقانه و معنوی با خدای خودمان و ببینیم هر لحظه او چگونه وارده زندگی ما میشود،آن موقع که خداوند به این شکل در وجود با آمد خدا را در تک تک آن انسان ها میبینیم چون آن ها نماینده های معشوق خودمان هستند و اینگونه نگاه من نگاه عشق می شود بدون هیچگونه طمعی،اینگونه است که با همه یکی میشوم و برای همه دعا میکنم.

دوست عزیز،من و جواد در این لحظه برای تو و امثال تو دعا میکنیم و یک جمله میگویم،این فرصتی است برای رشد تو که تمامی ثروت ها و برکت ها و فراوانی ها و سلامتی ها و… برای تو ظاهر خواهد شد،هر آنچه را که تو به لحاظ جسمی و جنسی به آن ها نیاز داریم،من و جواد از عمق مشکلاتمان خدا را پیدا کردیم،از اوج مشکل و دست و پا زدن بود که خداوند دستمان را گرفت و واقعا دلمان نمیخواهد دستمان را رها کند:

  • از خدا میخواهیم زودتر این مرحله را رد کنی و خدا را پیدا کنی و تو هم مارا دعا کنی،بیایید برای هم دیگر دعا کنیم،چون من میفهمم تو چه حسی داری و من خودم همه ی این درد ها را کشیدم اما خدا را جایگزین کردم و مطمئنم تو هم خدارا پیدا خواهی کرد.

در این لحظه من و جواد میخواهیم چشمانمان را ببندیم و دستانمان را رو به آسمان دراز کنیم و برای تو و امثال تو از خداوند در این آسمان آبی دعا کنیم و شما هم همراه دعای ما باش.

خیلی دوستتان داریم،شاد و پر انرژی باشید.

خدانگهدار.

چگونه می توان به شناخت رسالتمان در این جهان نزدیک شویم؟

برای موفقیت نامحدود و رسیدن به ثروت و فراوانی و خوشبختی لازم است که در ابتدا به شناخت رسالت خود در این جهان هستی بپردازیم. این آموزش بخشی از مصاحبه تلوزیونی محمدافلاکی در شبکه دو سیماست که در برنامه کارآفرینی با دستان خالی به همراه دکتر ممیز استاد برتر کارآفرینی دانشگاه تهران ترتیب داده است و راهکارهای بسیار عالی در رابطه با شناحت رسالت در جهت موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی به شما عزیزان ارائه می شود

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile147مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

چگونه می توانیم بارش باران را در سرزمین مان جاری کنیم؟

آیا ما می توانیم بر بارش باران در سرزمین عزیزمان ایران تاثیر داشته باشیم؟! در این کلیپ آموزشی دو راهکار عالی معنوی و انرژیکی را بیان می کنیم که در صورت عمل به آن می توانیم ایرانی پر از نعمت و فراوانی داشته باشیم و خشکسالی و فقر به یاری خدا از سرزمین ما پاک شود. این عالم به شدت نسبت به اندیشه و رفتار ما انسانها حساس است و اگر ما درون خود را اصلاح کنیم، مطمئن باشید که در بیرون شاهد معجزه خواهیم بود.

 

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile67مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

اگر می خواهی فراوانی به سمت ما بیاد نباید صرفه گر باشیم

از این پس می خواهم همچون پدرم حضرت آدم صرفه گر نباشم و در قمار این عالم ، بهشت را ببازم و هر چه دارم بدهم و در ظاهر ببازم چون ایمان دارم در این قمار عشق من خدا را برده ام و حس خوب دریافت میکنم. من از این پس قصد دارم بی هیچ حساب و کتابی حق دیگران را بیش از دستمزدشان پرداخت کنم زیرا به باور فراوانی و به نیروی بخشنده الهی اعتماد کامل دارم و دیگه خساست در زندگی من نخواهد بود اینگونه من دریافت کننده ثروت و برکت الهی هستم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile32مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

از امروز می خواهم زرنگ نباشم، از امروز می خواهم حق تمام کسانی را که با من تعامل کاری داشته اند را به صورت کامل پرداخت کنم چون مطمئن با پرداخت کردن این حق برکت، نعمت و فراوانی در زندگی جاری خواهد شد. مولانا به زیبایی اشاره می کند:

گر تو مقامر زاده ای در صرفه چون افتاده ای؟    صرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب خُتن

مقامر زاده به معنای قمارباز زاده است پدر ما بهشت را باخت و ما به این جهان هستی وارد شدیم. مولانا به کنایه بیان می کند که اگر تو مقامر زاده هستی پس چرا نشسته ای و حساب کتاب می کنی و می خواهی مو را از ماست بیرون بکشی. ما باید صرفه گری را کنار بگذاریم و حق کسانی را که به ما خوبی کرده اند تمام و کمال بپردازیم. یا حافظ علیه السلام می فرماید:

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت     نا خلف باشم اگر به جوی نفروشم

بیاییم از امروز حق و حقوق تمام کسانی که برای ما کار کرده اند را پرداخت کنیم چون شما به خزانه الهی وصل هستید که می خواهید بپردازید. کسی خساست می کند، کسی حق دیگران را نمی دهد که صرفه گری می کند. بیاییم حساب دو دوتا، چهارتای خود را کنار بگذاریم و حق تمام کسانی را که با آنها تعامل کاری داشته ایم را به راحتی پرداخت کنیم.

من اگر به باور فراوانی اعتقاد دارم، به قانون جذب و تجسم خلاق اعتماد دارم و این که جهان هستی برکت و نعمت را در اختیار من قرار می دهد باید از جیبم خرج کنم، باید حساب دیگران را تسویه کنم، باید از نظر بدهی به دیگران صفر باشم. حاسبوا قبل أن تحاسبوا حضرت رسول (ص) می فرماید خودتان را قبل از آن که دیگران شما را محاسبه و بازخواست کنند محاسبه کنید.

آیا حاضرید حساب تمام افرادی که برای ما کاری انجام داده اند را پرداخت کنید؟ وقتی ما حساب دیگران را کاملاً پرداخت می کنیم و صرفه گری را کنار می گذاریم به این مفهوم است که ما به خداوندی که برکت و نعمت و فراوانی را در اختیار دارد اعتماد داریم. و فی السماء رزقکم ، روزی شما در آسمان است. اگر به درک صحیح این آیه برسیم متوجه می شویم که کسی که باور فراوانی ایمان دارد حاضر است به راحتی حق دیگران را پرداخت کند.

ما باید صرفه گری و خساست را کنار بگذاریم و با ایجاد باور فراوانی در خودمان بهترین ها را از جهان هستی دریافت کنیم. من در گذشته حتی با وجود این که روزهای سختی را در تنگناهای مالی قرار داشتم ولی حق کسانی را که با من من تعامل مالی داشتند تمام و کمال پرداخت می کردم.

یکی از دوستان دوران دبیرستانم به من می گفت، حاضر بودم که بگویم تو ثروتمند خواهی شد و الان خدا رو شکر این اتفاق افتاده است. گفتم چرا این فکر رو می کردی؟ چون من بچه محصلی بودم که یک زندگی کارمندی داشتیم ولی ولخرج بودم و خرج کردن را دوست داشتم انگار پرداخت کردن پول به دیگران حال مرا خوب می کرد و مهمان کردن دیگران را دوست داشتم. من پرداخت کردن را دوست داشتم و الان که دقت می کنم می بینم که پول های پرداختی به جیب من باز می گشت و الان با پوست و استخوان درک کرده ام که:

گر تو مقامر زاده ای در صرفه چون افتاده ای؟    صرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب خُتن

بعضی از افراد حتی برای نزدیکان و خوب و ختن خود هم خساست به خرج می دهند. خدایا ما حساب کردیم و متوجه شده که تو آنقدر پولدار و ثروتمند هستی، آنقدر دریای عشق و فراوانی هستی و ما پشت مان به پشت تو گرم است من به تو اعتماد می کنیم و به راحتی حساب دیگران را می پردازیم و با باور فراوانی به راحتی دست و دلبازی می کنیم چون مطمئناً برکت و نعمت با این باور بیشتر و بیشتر به سمت ما جاری خواهد شد.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   نا خلف باشم اگر به جوی نفروشم

من مثل پدرم حضرت آدم که بهشت را باخت، کل این دنیا را به جویی بفروشم، چمون من قمارباز زاده هستم، می خواهم هر چقدر پول دارم خرج کنم و حس خوب بگیرم و حال خوبی پیدا کنم چون به باور فراوانی ایمان دارم.

با داشتن باور فراوانی ارتعاش عالی را به جهان هستی ارسال می کنیم و هم خداوند خرج کردن ما را می بیند و می گوید این بنده من مجرای برکت من و مباشر من بر روی زمین است چون می خواهد برکت و نعمت را بر دیگران جاری کند پس رزق و روزی را ابتدا به این فرد عطا کنید. یکی از فرمول هایی که مرا به برکت و ثروت رساند این بوده است که دست بخشنده داشته ام و اصلاً اهل حساب و کتاب نبوده ام. بیاییم برای دریافت بهترین ها این باور فراوانی را در خودمان پرورش دهیم.

چگونه با کنترل افکار منفی شادابی و جوانی خود را حفظ کنیم؟

اگر می خواهی همیشه جوان باشی و پیری در تو ظاهر نشود از همین الان می بایست کنترل افکار منفی خود را به دست بگیری و مراقب افکار ناسالمی که در ذهن می پروانی ، باشی زیرا هر فکری در سیستم وجودی تو یک هیجان و یک ارتعاش خاص را ایجاد می نماید و سبب ترشح هورمونهای مختلف در وجود نازنین تو میشود و اگر این افکار منفی باشد در تو پیری و چین و چروک و ناشادی پوست را ایجاد می کند و واقعا نمی ارزد که ما جوانی و شادابی خود را بابت تفکرات منفی از بین ببریم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile41مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

آیا می خواهید پیر نشویم، آیا می خواهید صورتتان چین و چروک پیدا نکند؟ آیا می خواهید همیشه جوان تر از قبل باشید؟ راهکارش این است که کنترل افکار منفی خود را بدست بگیرید و اعمال و احساسات خود باشید.

شاید شما هم با این صحنه مواجه شده باشید که یکی از دوستانم همان طور که مشغول کارش بود، در افکار خودش غرق شده بود و با تغییرات که در صورتش مشاهده کردم متوجه شدم که به موضوعی فکر می کند و آن فکر هیجاناتی را در او ایجاد می کرد و چین و چروک هایی را در صورت زیبایی او ایجاد می کرد.

سعدی در یکی از شعرهایش به زیبایی اشاره می کند:

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید     برو عاشق شو ای عاقل گرت آسودگی باید

اگر می خواهید به آرامش و آسودگی خاطر برسید باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیرید و مراقب اندیشه ها و تفکرات زائد خود باشید چرا که این افکار منفی لحظه به لحظه ما را پیرتر می کنند و سلامتی ما آسیب می رسانند. هر فکری ارتعاشی را به جهان هستی ارسال می کند و یک هیجان و یک هورمون در وجود شما ایجاد می کند.

اگر چین و چروکی بر صورت ما پدیدار می شود به خاطر این است که دائماً افکار منفی به ذهنمان خطور می کنند و ما هم به راحتی به تفکرات زائد و شیطانی بها می می دهیم و با آن ها هم فرکانس می شویم. ما باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیریم و مراقب احساسات همین لحظه خود باشیم.

یادمان باشد با داشتن افکار منفی، هر لحظه از جوانی و شادابی پوست خود فاصله می گیریم و به پیری نزدیکتر می شویم. آیا دغدغه ها و نگرانی های ما ارزش این را دارند که شادابی و جوانی خود را به خطر بیندازیم؟ جوانی و شاداب بودن ارزشمند تر است یا داشتن افکار منفی؟ بی دلیل افکار کوچک و بی اهمیت را بزرگ می کنیم و سلامتی جسم و روح خود را خطر می اندازیم.

توصیه من این است که با بی خیالی کنترل افکار منفی را به دست بگیریم و افکار مزاحم را کنار بگذاریم. خیلی از دوستان به من می گویند که تو آدم بی خیالی هستی. من باید بی خیال افکار منفی و شیطانی باشم چون این افکار منفی مرا به ناکجا آباد می برد، جوانی مرا از من می گیرد، چین و چروک بر صورت من پدیدار می کنند و جسم و جان مرا پیر و فرسوده می کنند.

من تصمیم گرفته ام با کنترل افکار منفی و کنار گذاشتن افکار مزاحم پیر نشوم. می خواهم همیشه شاداب باشم و جوان بمانم. همیشه دنبال افکار مثبت و احساسات خوب هستم. ما باید همیشه مراقب افکار و احساسات خود باشیم. مراقبه و مدیتیشن به این معنی است که همین الان مراقب افکار و احساسات خود باشیم.

مشغول فکر کردن به چه موضوعی هستید؟ آیا سلامتی و جوانی شما ارزش این تفکرات زائد را دارند؟ افکار مثبت ما ارتعاشاتی را به کائنات ارسال می کنند و برکت، نعمت و سلامتی را به همراه می آورند. اگر امروز مراقب افکار و احساسات خودمان نباشیم نباید انتظار روزهای خوب و آینده عالی را داشته باشیم. کسانی به قله های موفقیت می رسند، کسانی ثروتمند می شوند که همین الان مراقب افکار و و احساسات خودشان باشند و با کنترل افکار منفی خودشان را دست شیطان نفس نجات دهند.

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

حضرت حافظ به زیبایی اشاره می کند که به شیطان غم بگو هر کاری که می خواهد انجام بدهد چون ما از شر این افکار مزاحم و شیطانی به خداوند پناه برده ایم. ما می توانیم با جاری کردن عشق الهی در وجود مان و با زنده نگه داشتن یاد خداوند در قلبمان، کنترل افکار منفی خود را بدست بگیریم و تمام این تفکرات زائد را کنار بگذاریم چون این افکار منفی، سلامتی و جوانی ما را به خطر می اندازند.

یکی از کاربران عزیز کانال عمومی ما در پیام های کاربران خوانده بود که می توانیم از تکنیک تبسم برای رسیدن به موفقیت استفادده کنیم، تصور کرده بود که شاید منظور از تکنیک تبسم همان تبسم چهره و صورت است در صورتی که تکنیک تبسم یک تکنیک پاکسازی کوانتومی است و می گفت از وقتی صورت خودم را متبسم کرده ام خیلی اتفاقات عالی برای من افتاده است.

بله به همین سادگی می توان با یک لبخند ساده اتفاقات خوب را به سمت خودمان جذب کنیم. پس بیاییم خودمان را اسیر تفکرات زائد نکنیم و بدانیم که جوانی و شادابی پوست ما و سلامتی جسم و روح، با افکار و احساسات ما به شدت ارتباط دارد و این افکار منفی ارزش این را ندارند که به خاطر آن ها جوانی خودمان را از دست بدهیم.

ما می توانیم با افکار و احساسات عالی که در خودمان ایجاد می کنیم و از اسارت افکار خود جدا شویم و شادابی را در صورتمان هر روز و هر روز بیشتر کنیم. که هر کسی ما را می بیند بگوید شما انگار هر روز جوان تر می شوید بله ما از شیطان غم نجات پیدا کرده ایم

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

یاد خدا یعنی انرژی، یعنی شادی یعنی اوج جوانی، ای خدای مهربان از تو می خواهم توانایی کنترل افکار منفی را در ما ایجاد کنی تا بتوانیم تمام این افکار مزاحم و تفکرات زائد را از زندگی خود حذف کنیم و با افزایش سطح ارتعاشات خود به کائنات برکت ، نعمت ، سلامتی و جوانی را به به سمت خود جذب کنیم.

 

چگونه می توان با عشق بدی ها را به انرژی مثبت تبدیل کرد؟!

افرادی که حالشون خوب نیست و پر از انرژی منفی هستند مانند سازی هستند که از کوک خارج شده و آهنگ دلخراشی می زنند و هنر کیماگری ما این است که با انرژی مثبت و عشق خود ، ساز اینطور افراد را کوک کنیم و بدین شیوه خودمان هم بیشتر کوک میشویم و سمفونی زیبای عشق و صلح و آرامش را در این هستی به اجرا در خواهیم آورد و بدین صورت با کیمیاگری بدی ها را به خوبی تبدیل می کنیم و ارتعاش عالی را جهان هستی مخابره می کنیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile54مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

چند روز پیش اتفاق جالبی برای من افتاد که دوست دارم آن انرژی مثبت و حس خوب را با شما عزیزان هم به اشترک بگذارم و یک نتیجه گیری عالی از این اتفاق بگیریم. در یکی از روزها تصمیم گرفتم برای همکاری به شرکت یکی از دوستانم بروم و بدون هماهنگی رفتم نزدیک شرکت که رسیدم گفتم بگذار یک تماسی بگیریم و هماهنگ کنم دوستم گفت من امروز دفتر نیستم.

من هم که کمی حالم گرفته شده بود تصمیم گرفتم که حالا که تا اینجا آمده ام یکی از کارهای کم اهمیت را انجام بدهم، وارد شرکت دیگری شدم و کارم انجام دادم و وقتی که برگشتم دیدم که دو پیرمرد عزیز تصادف کرده اند، خدا رو شکر اتفاق خاصی هم نیافتاده بود ولی مشاجره ای بین آنها ایجاد شده بود که مجبور شدم وارد صحنه بشوم و طرفین دعوا را آرام کردم و با این که اصلاً مقصر نبودم از طرفین دعوا عذرخواهی کردم و حس و حال آن ها رو از حالت دعوا و مشاجره خارج کردم.

یک پیرمردی که شاهد کل داستان بود گفت خدا خیرت بده جوان و من هم خوشحال شدم که توانستم این چنین حرکت مثبت کوانتومی را انجام بدهم. کسبه و اطرافیان هم این حرکت مثبت را دیدند. در واقع ما به واسطه استرس ها و مشکلاتی که برایمان پیش آمده است از کوک در رفته ایم و آهنگ ناموزون می زنیم، حالمان بد است.

 من به دنبال همچین فرصت هایی می گردم که با ایجاد حال خوب در دیگران، خودم هم حال خوبی پیدا کنم. وقتی از آن صحنه تصادف و مشاجره دور شدم و حال خوبی را در طرفین دعوا ایجاد کردم و انرژی مثبت به آن ها دادم و همه چیز ختم به خیر شد، حس و حال خوبی در من ایجاد شد که خدا را بابت آن شکر کردم.

من در مقابل آن دو نفر که حال بدی داشتند تعظیم کردم و از هر دو آن ها عذرخواهی کردم. در  لحظه خداوند را در وجود خودم درک کردم. بیاییم در مقابل تمام آدم هایی که کوک شان در  رفته است تعظیم کنیم و احترام بگذاریم چون ما به عنوان جانشین خداوند دارای گوهر گرانبهایی در وجود مان هستیم.

بارها اتفاق افتاده است که در ترافیک ها دوستانی می خواستند سریعاً سبقت بگیرند و انتظار مشاجره داشتند ولی من به آن ها احترام گذاشته ام و چون در رانندگی عجله نمی کنم و بیشتر سعی می کنم آرامش خودم را حفظ کنم ولی بعضی از دوستان خیلی ها اعصابشان خورد است خیلی ها عجله دارند، خیلی ها تند رانندگی می کنند و مشاجره هایی پیش می آید و خود من در این موقعیت ها با یک عذرخواهی با یک احترام گذاشتن، عشق و انرژی مثبت را به دیگران انتقال می دهم و حال خودم را خوب می کنم و نمی گذارم حال بد دیگران روی من اثر بگذارد.

ما می توانیم به واسطه انرژی مثبت و چرخش کوانتومی حال خود و دیگران را خوب کنیم. البته قصد تعریف کردن این اتفاق منیت و غرور و دریافت ستایش دیگران نیست که من چه انسان خوبی هستم. قصد من این است که ما می توانیم با من الهی وجود نازنین مان و با انرژی مثبت که در دیگران ایجاد می کنیم قادر هستیم چه کارهای بزرگی را انجام دهیم.

ما می توانیم با ارسال ارتعاش انرژی مثبت و عشق الهی به جهان هستی اسرار کوانتومی اشرف مخلوقات را در وجود خودمان بیدار و بیدارتر کنیم. آیا حاضریم برای همه آدم هایی که از کوک درفته اند و ساز ناکوک می زند قدمی برداریم و انرژی مثبت و حال خوب را به آن ها هدیه بدهیم. ما می توانیم به عنوان کیمیاگر حال آن ها را از حال بد به حال خوب تغییر دهیم.

من این همه مسافت را طی کردم که به قرار کاری ام برسم و بعد از کنسل شدن فکر کردم که چرا من بی خودی این مسیر طولانی را طی کردم بعد متوجه شدم هم که خداوند طرح و برنامه عالی برای ما درنظر گرفته است. خداوند در آن روز به من ماموریت داد که عشق و انرژی مثبت را به دو عزیز پیرمرد خسته دل که حال خوبی ندارند هدیه کنم و در مقابل خودم هم حال خوبی پیدا کنم.

پیشنهاد می کنم اگر شما هم این چنین صحنه هایی مشاهده کردید، وارد شوید و انرژی مثبت و عشق الهی را به طرفین هدیه دهید. از عظمت وجود خودتان به دیگران انرژی مثبت بدهید و با جملاتی مثل حق با شماست، من عذرخواهی می کنم عشق را به دیگران هدیه کنید. اگر طرف دعوا هم خود ما باشیم بهتر است بگوییم تسلیم و پرچم عشق، سپیدی، پاکی و صلح را بالا ببریم، شما درست می فرمایید، من به شما احترام می گذارم.

مرد آن است که در کشاکش دهر       سنگ زیرین آسیاب باشد

اگر می خواهیم مرد باشیم باید در کشاکش وقایع روزمره، همه چیز را به عهده بگیریم و بگوییم شما درست می فرمایید و من عذرخواهی می کنم و با یک جمله من شرمنده ام از ایجاد یک تنش و انرژی منفی که در حال ارسال شدن به جهان هستی است و حال بدی را برای همه ایجاد می کرد و خیابانی را مسدود می کند و باعث ایجاد ترافیک می شود جلوگیری می کنیم. ما می توانیم به راحتی با انتقال انرژی مثبت و عشق ورزیدن به دیگران جلوی این ارتعاش منفی را بگیریم.

عشق بزرگترین درمانگر است، عشق در وجود من پدیدار می شود که به راحتی می توانم به دیگران تعظیم کنم و به آنها احترام بگذارم و حال خوبی به دیگران هدیه کنم. جالب اینجاست که در همان موقع که در حال آرام کردن طرفین دعوا بودم، درآمد من از حد معمول افزایش پیدا کرده بود و این لطف را هدیه خداوند به خاطر این کار خیر میدانم.

تو نیکویی کن و در دجله انداز       که ایزد در بیابانت دهد باز

قطعاً جواب تمام خوبی ها ما به دیگران در این جهان هستی بدون پاسخ نخواهد ماند و این مسئله بارها برای من اتفاق افتاده است. مولانا چه زیبا اشاره می کند که:

رقص آنجا کن که خود را بشکنی         پنبه را از ریش شهوت بر کنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند          رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند     چون جهند از نقص خود رقصی کنند

وقتی من از غرور و تکبر فاصله می گیرم و خودم را می شکنم آن موقع است که حس و حال خوبی در من ایجاد می شود و شادی و پایکوبی می کنم. و به قول حضرت سعدی:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد       نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور      خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

پس بیاییم اگر در خیابان و اطراف مان شاهد دعوا و مشاجره هایی بودیم، ساطع کننده عشق و صلح، آرامش و انرژی مثبت باشیم. ما می توانیم به واسطه عظمت وجودمان به دیگران احترام بگذاریم و بگوییم بله حق با شماست و شما درست می گویید. تعظیم کردن و احترام گذاشتن نه تنها چیزی از ما کم نمی کند بلکه حس و حال خوبی هم در ما ایجاد می کند.

امیدوارم بتوانیم این منش را بارها و بارها تمرین کنیم تا بتوانیم از دیگران به راحتی عذرخواهی کنیم. باور کنید وقتی ما کوک نیستم با کوک کردن دیگران و ایجاد حال خوب و انرژی مثبت در آنها خودمان هم حال بهتری پیدا می کنیم و برکت، ثروت و فراوانی در زندگی ما جاری خواهد شد.

چرا آموزش های کل نگر می تواند پاسخگوی تمام نیازها باشد؟!

در نظریه روانشناسی کوانتوم دیدگاه کل نگر وجود دارد و اعتقاد بر این است که شعور ذره بر شعور کل و به عکس شعور کل بر شعور جزء جزء ذرات این عالم تاثیر گذارند و برای درمان هم نیازی نیست که به بررسی تمام ذرات بپردازیم و با تاثیر بر کل می توان مشکل تمام ذرات دیگر را هم حل کرد. در روانشناسی بالینی هرشخص را جداگانه تحلیل می کنند اما در روش کل نگر راه حلی ارائه میشود که با آن به تمامی انسانها میتوان کمک کرد.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت 360p

sizefile69مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش در مورد نظریه کل نگر و جز نگر در روانشناسی کوانتوم صحبت خواهم کرد. یکی از اساتید روانشناسی در مورد مربی هایی که در حوزه موفقیت مدرسین انگیزشی هستند انتقاد کرده بود گفته بود که این مدرسین آموزش هایی رو به صورت کلی ارائه می کنند و تحلیل جالبی کرده بود که هر شخصی یک نسخه خاص خودش را دارد و این مدرسین انگیزشی چگونه می توانند نسخه همه را به صورت کلی بپیچند. ما باید تست های روانشناسی مختلفی بگیریم با طرف مقابل کلی صحبت کنیم تا تازه بتوانیم به او راهکار بدهیم.

این دقیقاً نظریه جر نگر است یعنی من باید جز جز این فرد را باید بررسی کنم تا بتوانم او را راهنمایی کنم. ولی در نظریه کل نگر راهکار کلی در اختیار تمام افراد قرار می گیرد. یعنی شعور یک ذره با شعور کل در ارتباط است، یعنی اگر روی یک ذره تغییری اعمال گردید به واسطه درهم تنیدگی کوانتومی روی کل ذرات این عالم تغییراتی اعمال می شود، این عالم به شدت حساس است.

این عالم، عالم ارتعاشات است، عالم داد و ستد است، عالم انرژی و ارسال و دریافت است. نظریه کل نگر می گوید: من یک راه حل دارم، یک راه حل یکسان که برای همه مشکلات و برای همه افراد با شخصیت های مختلف می تواند کار بدهد.

یکی از استاد دانشگاه و دکتر روانشناس بالینی عضو هیئت علمی که بیان می کرد شما حرفی برای گفتن در رشته روانشناسی ندارید و یا تحصیلات آکادمیک در این زمینه طی نکرده اید در پاسخ به سوال ایشان عرض کردم که شما که در رشته روانشناسی تحصیل کرده اید و مدرک دکتری گرفته اید و عضو هئیت علمی هستید انصافاً چند فرد معتاد را نجات داده اید و درمان کرده اید و به جامعه برگردانده اید؟

آفرین به این استاد روانشناس بالینی که آدم صادقی بود و گفت هیچ کس، ما با علم روان شناسی نتوانسته ایم یک معتاد را هم از دام اعتیاد نجات بدهیم. مگر می شود با مشاوره روان شناسی یک فرد معتاد را درمان کرد ولی کسی مثل بیل ویلسون آمریکایی 80 سال پیش با اصولی به نام 12 قدم میلیون ها میلیون معتاد را در سراسر جهان نجات داده است و در کشور خودمان هم انجمن های دوازده قدمی گمنام، انجمن های دوازده قدمی الکلی های گمنام، انجمن دوازده قدمی معتادان گمنام، انجمن دوازده قدمی نیکوتینی های گمنام، هستند که پایه آن همان 12 قدم بیل ویلسون است.

در نظریه کل نگر 12 قدم کسی نمی گوید ببخشید آقای معتاد دوز مصرف شما چقدر بوده؟ نظریه روان شناسی کوانتوم یک نظریه کل نگر است یک راه حل برای همه افراد و برای همه دردها و مشکلات وجود دارد. راه حل های نظریه کل نگر راه های معنوی هستند. راه حل معنوی می تواند هر مشکلی را حل کند. فرقی نمی کند که چه مشکلی داریم.

آموزش های کل نگر هر بلا و مصیبتی را به خوبی تبدیل می کنند. اگر توانستیم این روش را آموزش بدهیم و با این متد به کاربران کمک کنیم، خیلی ارزشمند است. دوست روانشناس و استاد ارجمند، با وجود احترامی که برای همه شما قائل هستم ولی کتاب های دانشگاهی و روانشناسی فرویدی و روانشناسی های غربی که شما خوانده اید نتوانسته اند یک معتاد را نجات بدهند.

ولی راه حل معنوی 12 قدمی که خود خداوند به یک فرد الهام می کند دقیقاً چند میلیون معتاد را در سرتاسر جهان نجات داده است. این در حالی است که این افراد حتی یک واحد از دروس روانشناسی را پاس نکرده اند و خود معتادان این روش دوازده قدم را توسعه می دهند و در آن ها معرفتی ایجاد می شود که می توانند دیگران را از دام اعتیاد نجات بدهند.

روش دوازده قدم برای انواع اعتیاد با دوزهای مختلف جواب می دهد از تخریب های پایین گرفته تا تخریب های بالا. این شیوه روان درمانگری کوانتومی کل نگر است. در دوره پاکسازی کوانتومی بیان می شود که فرقی نمی کند که مشکل ما چیست؟ فقر، بیماری ، نگرانی، استرس یا نرسیدن به موفقیت است.

راهکار ما یک راه حل است، آموزش های کل نگر متدها و روش های انرژیکی هستند ما می گوییم یک مشکل وجود دارد. روانشناسی کل نگر می تواند هر مشکلی را تبدیل کند و این جواب سوال دوستانی منتقد است. شما بیایید و سررشته امور را به دست بگیرید هر چقدر تا حالا افراد معتاد را از دام اعتیاد نجات داده اید مشکلات دیگر را هم حل خواهید کرد.

قصد من جسارت کردن نیست، برای کسانی که مدارج علمی را طی کرده اند احترام قائل هستم ولی این نکته را باید مدنظر داشته باشیم کهinformation  یعنی اطلاعات و همیشه گفته می شود اطلاعات، علم و دانش نیست، knowledge نیست. اطلاعات و information در پایین ترین سطح قرار دارند.

سطح بعدی که بالاتر از اطلاعات است، علم و knowledge است که بالاتر از اطلاعات است و سطح بعدی که بالاتر از علم قرار دارد معرفت یا  wisdom است. پس ای کاش از دانش رها بشویم و به بینش برسیم. ما در دوره های پاکسازی کوانتومی سعی کرده ایم به یک بینش متفاوت دست پیدا کنیم.

چون بینش می تواند شاه کلید تمام قفل های بسته هر شخصی باشد. فرقی نمی کند که ما دچار چه مشکلی شده ایم، راهکار یک راه حل معنوی است. ما سعی می کنیم به بینش و معرفتی عمیق دست پیدا کنیم. ما می خواهیم از دانش به بینش برسیم، صرف دانستن اطلاعات کافی نیست.

اطلاعات در اینترنت و کتاب ها به وفور یافت می شود اما آیا این اطلاعات توانسته اند بشریت را نجات بدهد. بینشی که در این متد دوازده قدم به معتادان مواد مخدر و معتادان الکلی آموزش داده می شود در هیچ کتاب دانشگاهی آموزش داده نمی شود. من شنیده ام که صدها انجمن دوازده قدمی در حوزه های مختلف ایجاد شده است که همه آن ها برگرفته شده از روش بیل ویلسون است.

روش دوازده قدم بیش از 80 سال است که جواب داده است. انجمن های 12 قدمی یکی از جوامعی هستند که موفق شده اند با یک راهکار معنوی مشکل اعتیاد را حل کنند. من هم بهعنوان محقق و روانشناس کوانتوم اصول کار آن ها را یاد گرفته ام به بینش 12 قدم رسیده ام چون لازم است بدانم چه اتفاقی در این روش می افتد که معتادین نجات پیدا می کنند. چه راه حلی در این انجمن ها ارائه می شود که حتی روانشناس عضو هیئت علمی هم نتوانسته اند مشکل اعتیاد را حل کنند، مطمئناً راه حل معنوی فقط اطلاعات و information  نیست و سخنی است که از دل برمی خیزد و معرفت و wisdom است.

راه حل همه مشکلات تنها یک چیز است و آن خداوند است. در همه آموزش هایی که می دهیم سعی می کنیم که چگونه از خداوند دعوت کنیم که وارد زندگی ما بشود و از قوانینی که او بر این هستی وضع کرده است استفاده کنیم، قانون ارتعاشات، قانون خوبی کردن و دریافت خوبی ها.

کتاب آسمانی ما قرآن بزرگترین درمانگر ماست، کتاب حافظ علیه السلام برای من درمانگر است الان بیشترین معرفتی که بدست می آورم از کتاب حافظ بدست می آورم. آنقدر که حافظ به من درس معرفت می دهد در هیچ کتاب روانشناسی و هیچ کتاب موفقیت پیدا نخواهم کرد.

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی     کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

آن هایی که می گویند قانون جذب حقیقت ندارد، حافظ علیه السلام قرآن را خوانده است و به معرفت آن رسیده است و آن همه گوهر و الماس تراشیده و حدود 500 غزل عالی را سروده است. این ابیات دقیقاً دوای درد نه تنها یک نفر بلکه دوای درد همه بشریت است و این همان نظریه کل نگر است.

مثل نظریه کل نگری که در طب سنتی وجود دارد. طب سنتی هم کل نگر است در پزشکی نوین برای درمان بیماری های قلبی باید به متخصص قلب مراجعه کنیم، برای درمان بیماری چشمی باید به چشم پزشکی مراجعه کنیم ولی پزشک های طب سنتی همه بدن انسان را واحد درنظر می گیرند. وقتی از سردرد حرف می زنیم می پرسند اوضاع گوارش شما چگونه است؟ همه این ها به هم ربط دارد و نباید قسمت های مختلف بدن را به صورت جزئی بررسی کرد.

در نظریه کل نگر یک راه حل ارائه می شود و آن راه حل برای همه قابل اجرا است این نظریه کل نگر است. پس اگر راه حلی پیدا شد که دوای درد همه بشریت و شاه کلید رسیدن به موفقیت باشد باید به خوبی از آن استفاده کنیم. برای همه عزیزانی که در هر حوزه ای فعالیت می کنند برای همکاران خودم، روانشناسان بالینی، تحصیل کرده ها و کسانی که از هر طریقی معرفت و دانشی و علمی را بدست می آورند دعا می کنم که بتوانیم خدمتگزار باشیم. ما می خواهیم روشی روشی را ارائه کنیم که در عمل به نتیجه دست پیدا کنیم.

بیاییم اگر دانشی هم داریم از خدا بخواهیم این دانش را به بینش و معرفت تبدیل کند. آموزش هایمان را به پرورش تبدیل کنیم. سعی کنیم از دانشی که می آموزیم در عمل استفاده کنیم که همه از آن لذت ببرند، نه فقط اطلاعات محض. اطلاعاتی که هر کامپیوتری قادر به ذخیره سازی آن است.