چگونه ما هم همچون شیطان به مقام الهی خود سجده نمی کنیم؟

اگر شیطان به انسان سجده نکرد به این دلیل بود که نفهمید که به روح خداوند باید سجده کند که در کالبد انسان دمیده شده است و او گردن کشی کرد و گفت او را از خاک آفریده ای و مرا از آتش و من بهتر از او هستم در صورتی که جرم شیطان این بود که ندید در این خاک از چه روحی دمیده شده است و حالا همین داستان ادامه دارد زیرا خود ما هم به مقام الهی درون خود با باور نداشتن خودمان و توانایی هایمان به نوعی سجده نمی کنیم…

چه دعایی است که تمامی دعاهای همه بشریت زیر مجموعه آنست؟

اگر می خواهی که سریعتر به خواسته هات برسی و اگر می خواهی کاری کنی که تمام آرزوهای تمام انسانهای روی زمین تحقق پیدا کند یک دعایی هست که اگر هر روز از صدق دل انجام بدی این اتفاقات بزرگ در هستی رخ خواهد داد و اون دعای بزرگ ،دعای فرج مولای مان صاحب الزمان است که با اومدن ایشون همه بشریت به خواسته هاشون می رسند و همه دعا ها مستجاب میشه و امروز اگر می خواهی که دعای تو به آسمان بره پس برای فرج آقا دعا کن…

چگونه استرس و نگرانی باعث ندیدن راه حل های عالی میشوند!

در این ویدئو خاطره و تجربه خودم را زمانی که در کارخانه ذوب آهن آتش گرفتم و در اثر این آتش سوزی و استرس و ترس از سوختن ، چگونه مغزم هنگ کرده بود و نمی توانستم کاری انجام بدهم را برایتان بازگو می کنم و خواهیم دید که همین الان هم در زندگی امروزمان گاهی ما به نوعی در آتش فقر و مشکلات داریم می سوزیم و بخاطر ترس و استرس آن فرصتهای عالی اطراف خود را مشاهده نمی کنیم و اینگونه خودمان را به آب و آتش می زنیم

هر کدام از ما می توانیم در زندگی معلم عشق یکدیگر باشیم!

اگر عشق و مهربانی خدا را بتوانیم در مدرسه آدم درس بدهیم هر کدام از ما یک انسان الهی و معلم عشق خواهیم بود پس بیاییم هر کدام از ما معلم عشق همدیگر در زندگی امروزمان باشیم. شاید در وهله اول بگویید: “ما که معلم نیستیم” ولی این مهم را باید بدانیم که همه انسانها معلم زندگی ما هستند پس ما هم معلم عشق دیگران می توانیم باشیم و این فرصتی است برای رشد و تعالی و موفقیت خود ما و سایر هم نوعانمان در این سرزمین…

سلام به شما کاربران عزیز.

بیایید معلم عشق همدیگر باشیم.همه ی انسان ها معلم همدیگر هستند و آمده اند تا درسی به هم بدهند پس ما هم میتوانیم درسی به هم بدهیم،درس عشق ،محبت،تبسم و لبخند را میتوانیم به هم بدهیم.

استاد عزیزم دکتر احمد حلت خاطره ی قشنگی تعریف می کردند در مجله که میگویند منی که احمد حلت شدم به خاطر معلم ریاضی من در دوم راهنمایی است که مرا احمد حلت کرد آنچنان جرقه های عشق الهی،جرقه های خداوند و جرقه های قرآن را در من روشن کرد که من عاشق قرآن شدم،معلم ریاضی که باید درس ریاضی را درس بدهد عشق الهی را یاد میدهد که او می شود شماره یک در این زمینه و باعث می شود اینقدر فرهنگ مثبت نگری در جامعه رواج پیدا کند.

اگر معلم هستی یادت باشد غیر از درس های داخل کتاب از آن مهمتر درس عشق و محبت است و خدایی منتظر است که میگوید ادعونی استجب لکم ،بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا.اگر توانستی عشق الهی و جرقه ی عشق الهی را در آن ها روشن کنی دست مریزاد به تو،تو در واقع درس و مشقت را درست دادی و فردا روز هم در روز قیامت در مقابل خداوند میگویی من تنها امید را به شاگردانم آموزش دادم،میگویند نا امیدی از رحمت خداوند، بزرگترین گناه کبیره است،الان هم امید داشتن به رحمت خداوند هم میتواند بهترین و بزرگترین فضائل اخلاقی و عبادات ما باشد،اگر توانستی امید را در دل عزیزی با لبخند و یا شادی درونت به وجود بیاوری تو عشق الهی را ساطع کرده ای و با عشق هم فرکانس شده ای،معلم عشق شده ای و آن عشق در خوده تو هم ظاهر می شود پس بیاییم مانند معلم ریاضی، استاد حلت باشیم که علاوه بر درس دادن ریاضی به شاگردانش درس عشق و معرفت را آموزش می داد در بین این همه درس و مشق و کتاب و دانشگاه،عشق و معرفت و امید به خداوند را یاد بگیریم و به عزیزانمان و اطرافیانمان هم آموزش دهیم و ببینیم چه برکت و فراوانی و چه سلامتی در زندگی شما شروع به جاری شدن می کند.

خیلی دوستتان دارم

شاد و پر انرژی باشید

خدانگهدار

برای یادگیری بیشتر ابتدا باید کوزه شور خود را خالی کنیم.

اگر می خواهیم در کلاسی یا دوره ای که شرکت می کنیم ، و یادگیری بیشتر را داشته باشیم بهتر است که تمام مطالب قبلی ذهن خود را به مدت کوتاه کنار بزاریم تا بتوانیم بدون قضاوت با محتوای جدید روبرو شویم ، گویی تازه اولین بار است که داریم این مطالب را می شنویم اینگونه دریچه های دریافت دانش ما بیشتر خواهد شد. این شیوه یادگیری یک نوعی از فروتنی است که منجر به بهره مندی بیشتر ما در مسیر کسب معرفت میشود…

دانلود ویدئو با کیفیت 360p
سلام به شما کاربران عزیز محتوای امروز ما در رابطه با یادگیری هست و از آنجایی که سالیان سال هست من مشغول یادگیری هستم و کلاس های زیادی میروم،گاهی به خاطر این موضوع که فکر میکردم خیلی از چیزها را بلد هستم در کلاس ها خیلی گوش نمی دادم و یه جورایی آن ها را بدیهیات می دانستم در صورتی که محتوای آن کلاس ها را که در کتاب ها میخواندم می دیدیم چه قدر جالب است و بعده ها به نویسنده ی آن می گفتم چرا آن ها را در کلاس به من نگفتی و او میگفت دقیقا همه ی آن ها را برایت گفته ام حتما گوش نداده ای!

فیلترهای، من بلدم و فیلتر های خود دانا دانی را باید بگذاریم کنار تا بهتر بتوانیم دریافت کنیم،آموزش دادن به بعضی ها کار خیلی سختی است چرا که کوزه ی درون آن ها پر است از آب شور،که فکر میکنند خیلی بلد هستند حتی شاید خوده من هم همینطور باشم

چون اینطوری هستیم دیگر دریافت اطلاعات نمیتوانیم بکنیم،فردی نزد عارفی رفت و گفت من برای شاگردی شما آمده ام و وی شروع کرد به تعریف کردن از خودش که فلان واحد را پاس کرده ام و …سمت های دنیوی اش را گفت و این عارف هم در فنجانی چایی ریخت و همینطور که داشت میگفت چایی هم از استکان سر میرفت و آن فرد گفت عارف کافی است چرا اینقدر در این استکان چایی میریزی،عارف به او گفت داستان تو مثله این استکان است که من هر چه قدر هم در آن چایی بریزم از آن سر میرود به همین دلیل تو هم نمیتوانی چیزی را یاد بگیری،برو و هروقت فنجان دانش تو خالی شد بیا و در کلاس بنشین.

گاهی اوقات کوزه ی ما پر از آب شور است،یعنی علاوه بر ین که خودمان را سیراب نمیکند دیگران را هم سیراب نمیکند و دریافت دانش و اطلاعاتی نداریم در آن زمان…

یکی از کاربران ما دوره ی پاکسازی کوانتومی را خریداری کرده بود و چند روزه بعد آمد و از گارانتی آن استفاده کرد و آن را پس داد ،میگفت همه ی آن ها را بلدم و به درده من نمیخورد در حالی که هیچ کدام از آن ها در آن زمان جایی تدریس نمیشد و این باعث میشود ورود اطلاعات ما بسته شود.

یکی از کاربران ما در دبی میگفت وقتی من شروع میکنم به درس های شما گوش میدهم سعی میکنم هر آنچه که میدانم را بزارم کنار و با نگرشی جدید که انگار اولین بار است دارم یاد میگیرم به درس ها گوش میدهم،در خیلی از مطالب تکراری هم مطالبی گفته شده است که نکته های بی نظیری در آن ها وجود دارد،خیلی اوقات جمله ای را در کلاسم درس داده ام و در مورد آن صحبت کرده ام اما در یک مکان و زمان خاصی دقیقا همان جمله را از زبان فردی دیگری فهمیدم در حالی که فکر میکردم آن را بلدم.

یک بار برای یک سخنرانی به کارخانه مس سرچشمه رفتم و در راه برگشت راننده به من گفت استاد شما چه یاد میدهید در کلاس هایتان،کمی برای او به زبان ساده توضیح دادم و او در آن موقع دو مثال برای من زد که تازه در آن موقع من خودم دریافتم که چه درس میدهم و من کلی او را دعا کردم،اگر کتابی را میخوانید و یا در دوره ای شرکت کرده اید که فکر میکنید مطالب آن را بلدید اگر میخواهید نتیجه بگیرید تمام چیز هایی که فکر میکنید بلدید را کنار بگذارید.

همه ی ما احتیاج داریم در مسیر دانایی قرار بگیریم اما ابزار آن خالی شدن است تا بتوانیم چیز های نو را دریابیم.همانگونه که سطح دریا نسبت به رودخانه ها پایین تر هست اما نهایتا همه ی رود ها به دریا میریزند،انسان هایی میتوانند معرفت و دانش بیشتری را کسب نمایند که خود را پایین تر و متواضع تر بدانند بیایید دریا دل باشیم نه اینکه سرچشمه اول کار باشیم بیایید خودمان را در سطح های پایین تر قرار دهیم تا دانش درونمان جاری شود.

مادری فرزند خود را نزد انیشتین آورد تا به او آموزش دهد و بعد از مدتی پیش انیشتین آمد تا از او تشکر کند بابته وقتی که برای فرزندش میگذارد،انیشتین جمله ی خوبی گفت و گفت من از شما سپاسگزارم چرا که اینقدر که من از او یاد میگیرم به او یاد نمی دهم،به این میگویند سطح فکر درست حتی انسان میتواند از یک چوپان اطلاعاتی را دریافت نماید چرا که شاید فکر او چیزی را دریافت کرده است که ما نمیتوانسته ایم دریافت کنیم.

این داستان را برای شما مثال زدم تا بگویم باید خودمان را هر چه قدر هم که بالا هستیم دسته کم بگیریم و همیشه به دنبال یادگیری و آموزش باشیم.

خیلی دوستتان دارم.

منتظره آموزش های بعدی از من باشید.

شاد و پر انرژی باشید خدا نگهدار.

چگونه سریعا حال خوب و ارتعاش مثبت را در خود ایجاد کنیم؟

برای خوشبختی وظیفه ماست که احساس خوبی داشته باشیم و برای اینکه احساس خوب را در خود پدیدار نماییم حتما باید کاری انجام دهیم باید همین الان برخیزیم و شادی کنیم و این یکی از بهترین مدل های موفقیت است که همین الان در دسترس من و توست. به محض اینکه شروع به حرکت و جنب و جوش می کنیم احساس خمودگی و افسردگی کنونی ما شروع به تغییرات مثبت به سمت حال خوب خواهد نمود و وقتی حس ما خوب شد ارتعاشات ما هم عالی میشود…

سلام به شما کاربران عزیز خیلی دوستتان دارم،امروز میخواهیم در باره یک تکنیک بسیار خوب  در حوزه ارتعاشات مثبت با هم کار کنیم،قانون ارتعاشات یعنی اینکه شما احساس و ارتعاش خوب و عالی داشته باشی و وقتی ارتعاشات خوب را به این جهان میفرستی آن هم برای تو ارتعاشات و انرژی های خوب میفرستد.

شاه کلید اصلی قانون جذب حسه خوبه همین الانت هست،اگر حسه الان من و تو خوب نیست یعنی ارتعاشات خوبی نمی فرستیم و قطعا انتظار چیزهای خوب را هم نباید داشته باشیم.ما دائما وظیفه داریم روی حال خوب و احساس خوب الانمان کار کنیم،از الان به بعد اگر میخواهی شادی و برکت و فراوانی در زندگی تو ایجاد شود باید روی احساساتت کار کنی.

من چه کار کنم احساسم خوب شود؟

میخواهم با یکدیگر چند تا تمرین ساده را انجام دهیم،الان احتمالا در هر مکانی نشسته ای و به من، محمد افلاکی که میگویم چیزهایی بلدم نگاه میکنی،همین الان میتوانی خواندن را متوقف کنی و بلند شوی و مثله من کمی پایین و بالا بپری،حالا حالت بهتر نشد؟

همین تکان خوردن ها کلی احساسات و سطح ارتعاشات مارا عوض کرد…

باور کنید به همین سادگی است و گاهی اوقات احساساته مارا حرکت ها و رفتار های ما تغییر میدهد،اگر الان روی مبل نشسته ای و بلند شوی سه متر آن طرف تر بشینی احساساته تو عوض میشود،اگر یه دوش بگیری یا بروی بیرون و بیایی حالت عوض میشود.

به خدا یکی از بزرگترین نعمت های اللهی در زندگی ما بچه ها هستند،وقتی من با بچه ها بازی میکنم ،من سیراب از انرژی میشوم،متاسفانه اشکالی که برای ما پیش آمده است این است که رفته ایم و بزرگ شده ایم،بلند شو کمی بخند و شوخ طبع باش و به کودک درونت خوراک بده و او را شاد کن،حتی اگر فرزندی نداریم،من میتوانم با همسرم بازیگوشی کنم،حتی اگر در آپارتمان هستیم میتوانیم آرام تر بدویم و بازیگوشی کنیم،اجازه بده دیگران هم بشنوند،در آپارتمان هایی که بچه وجود دارد یعنی دارد یک اتفاقاته مثبتی پیش می آید،باره ها که با دخترم بازی میکنم،بعضا در همان وسطه بازی یا بعد از آن ایده های بسیار خوبی برای کارم و یا برای روند کارآفرینی من به ذهنم می رسد و یک لحظه بازی را متوقف میکنم و آن ایده را یادداشت میکنم.

یکی از راه هایی که میتواند احساس تو را تغییر دهد،رفتار تو هست،میدانی ورزش برای ثروتمند شدن خوب است؟

چرا که با ورزش کردن احساساته تو بهتر می شود و برای ثروتمند شدن باید احساساته خوبی داشته باشی.

خواهشا در حالته افسردگی لحظه ای خود گیر نکنیم،یادت باشد چاره ای به جز تغییر دادن احساساتمان نداریم و افسردگی میگیریم.

ای گروه مومنان شادی کنید    همچو سرو و سوسن آزادی کنید.

من همیشه میگویم یک مومن کسی است که همیشه شاد است چرا که خدا را همیشه در درون خودش احساس میکند،کجایند پادشاهان دنیا که ببینند چه قدر حاله ما خوب است،اگر خدارا در درون خود حس کردی همه دوست دارند تو را ببیند.

بهترین عبادت امروز من وتو این است که حسمان را خوب کنیم،اگر حسه من خوب شود همسایه ی ما هم حالش خوب می شود،محله ی من هم از حال و ارتعاشات خوب من دقیقا این انرژی را دریافت میکند.

واقعا وظیفه ی من و تو شادی است و کاری به غیر از این نداریم،در این ویدئو خواستم بگویم که شادی کنید و شاد باشید،میتوانید بلند شوید و کمی بدوید یا راه روید یا الکی بخندید،مصنوعی بخندید چرا که دانشمندان میگویند وقتی خنده ی مصنوعی میکنی مغز متوجه این موضوع نمی شود و آن خنده ی مصنوعی را به عنوان خنده ی طبیعی میشناسد و آندورفین ترشح میکند که به داشتن حسه بهتری منجر میشود.

خنده بر هر درد بی درمان دواست                   هرکه میخندد ثناگوی خداست.

پس دوست عزیز من خنده هم یکی از کار هایی هست که میتوانی انجام دهی تا حال خوبی داشته باشی:

یک تمرین دیگر،یک خودکار بردارید و آن را بین لب هایتان بگذارید و خنده ی مصنوعی کنید،الکی بخندید و می بینید که بعد از آن چه قدر حاله شما بهتر می شود،خودکار را بین لب هایتان بگذارید و لب هایتان را به زور بکشید و حالت خنده به آن ها بدهید.

امیدوارم توانسته باشم حالتان را بهتر کنم،راه اینکه بتوانید آرامش،سلامتی،ثروت،برکت و شادی را در زندگی جذب کنید این است که احساسه الانت را بهتر کنی،برای اینکه احساسه الان را خوب کنی اگر راهکار هایی که گفتم را انجام دهی،ورزش کنی،برقصی،بخندی و… باعث می شود از این حالت ها خارج شوی و با آمدن احساساته خوب،موفق تر و خوشبخت تر میشوی و دلیلی برای افسردگی وجود ندارد.

خیلی دوستتان دارم

شاد و پرانرژی باشید.

خدانگهدار

چگونه جهان موازی موفقیت خود را به زندگی مان فرا خوانیم؟

هر چیزی که در قوه تخیل ،بتوانیم آنرا تصور کنیم به نوعی خلق شده است یعنی در یک دنیای مجازی موازی ما پدیدار شده است و حال افراد موفق با ادامه به ارتعاشات مثبت و اقدامات درست این جهان مجازی موازی خود را که پر از موفقیت است را به جهان واقعی امروز خود فرا می خوانند و این مفهمومی است از قانون جذب با مفاهیم جهان موازی ما که قادریم از این خلق هدفمند با تلاش و خوش بینی جهانی بسیار زیبا پیرامون خود خلق کنیم…

دانلود ویدئو با کیفیت 360p

 

سلام به شما کاربران عزیز:

هر آنچه آرزو و خواسته و رویای تو هست را جهان هستی پیشاپیش به تو عطا کرده مکانیزم انسان و اشرف مخلوقات طوری هست که اگر چیزی را بتواند تصور کند و در مخیله ی خود بگنجاند او در یک دنیای موازی و دنیای کوانتومی دیگر ایجاد و خلق شده است در واقع شما آن را به واسطه ی قانون جذب،تجسم خلاق و ارتعاشات مثبت آنچه که در دنیای موازی تو به واسطه ی تخیل خود با زندگی خود نزدیک میکنی.

اگر من امروز ثروتمند باشم میتوانم در یک جهان دیگر فقیر باشم در مخیله ی یک فرد فقیر میتواند یک فرد ثروتمند و کار آفرین باشد در مخیله ی یک فرد بیمار هم میتواند یک فرد سالم باشد،کاری که ما با سطح ارتعاشات انجام میدهیم و می گوییم پاکسازی کنیم آن جهانی که یک جای دیگر هست را خلق میکنیم و کسانی که سطح ارتعاشات منفی دارند در همان لحظه در کناره من محمد افلاکی یک فرد ثروتمند،فقیر،معمولی کارمند و… هست ،هزاران محمد افلاکی گوناگون هست که جهان هستی میتواند آن را خلق کند.خیلی ها میگویند بشینیم تجسم کنیم تا بیاید؟

از لحظه ای که آن را تجسم میکنی آن به وجود می آید و با تلاش و کوشش میتوانی به آن برسی و جهان موازی تو با جهان کنونی تو هم فاز و هم فرکانس می شود.پس تمام آرزوهایت پیشاپیش در دنیایی که نمیدانیم کجاست و در مخیله ی ما نمیگنجد به وجود آمده است،اگر بتوانی آن ها را تصور کنی در آن دنیای موازی خلق شده است که باید با ادامه دادن به ارسال ارتعاشات مثبت با زندگی خودت تا آن به زندگی تو منطبق شود و چیزی که من در ک کرده ام این است که خداوند شادی و ثروت و سلامتی و آرامش را برای ما خواسته و راهش را به ما داده تا ما بتوانیم با قانون جذب و با ارتعاشات مثبت به آن برسیم پس یادمان باشد همین حالا رویای تو در دنیای موازی خلق شده است،کمی آن طرف تر،100 کیلومتر دورتر،نه کمتر و کمتر،چرا کمتر شد چون احساساته تو بهتر و قوی تر شد،هرچه قدر احساسات و رفتار و اعمالت بهتر شود آن جهان به تو نزدیک تر میشود.

هرچه قدر هم که افسوس بخوریم و ارتعاشات منفی ارسال کنیم آن جهان موازی به ما دور تر می شود…

جذبش کن همین حالا که به آن فکر کردی یعنی آن ساخته شده است،ادامه بده و تلاش کن شک نکن تو صد درصد موفق میشوی،فقط  یک دشمن قسم خورده داریم که می خواهد جلوی رسیدن ما را بگیرد شیطان ولی ما در دهان آن میزنیم و خداوند مظهر تمام دارایی هاست،پر از ثروت است و ما میخواهیم مقام جانشینی خود را در این دنیا پیدا کنیم.

شاد و پر انرژی باشید.

خدانگهدار.

چرا توفق پشت چراغ قرمز چهارراه به موفقیت ما کمک میکند؟!

یکی از بهترین فرصت های عالی برای مراقبه ، ایستادن پشت چراغ قرمز های چهارراه های خیابان می باشد. با آگاهی و ایستادن پشت چراغ قرمزهای زندگی ، سطح انرژی ما بیشتر میشود و جالب است بدانیم که اون زمان هایی که فکر می کنیم وقت ما دارد به نوعی تلف میشود اینطور نیست و به قدری عملکرد معنوی و انرژیکی ما به واسطه این احترام گذاشتن به قانون سرزمین مان بیشتر میشود که در نهایت برد با اوست که آگاهانه توفق کرده است

 

دانلود ویدئو با کیفیت 360p

 

چرا توفق پشت چراغ قرمز چهارراه به موفقیت ما کمک میکند؟!

مطلب جالبی که دوست دارم به شما بگویم در رابطه با ترمز پشت چراغ قرمز هاست.

یکی از تجربه های من این است که به قوانین سرزمینم احترام بزارم،چراغ قرمز!

خیلی سال هست که من با این موضوع دست و پنجه نرم کردم،جاهایی بوده که به این مفهوم پی برده ام که چراغ قرمز به نوعی استاپ خداوند است که میگوید کمی صبر کن کمی با تو کار دارم و دقیقا چراغ قرمز در حالات مختلف برای من ایست کردن و مراقبه کردن است به خصوص در نیمه شب ها که ماشینی نمی آید و برای خودت  می ایستی و با این ایستادن داری به قوانین سرزمنیت احترام میزاری،ما میخواهیم در همین سرزمین پولدار شویم و وقتی به قوانین این سرزمینت احترام بگزاری و این جهان هستی با این قوانین به کمک من می آید قانون جذب،کارما،دارما،اثر مشاهده گر کوانتومی تماما قانون هستند و در این زمانی که من در پشت چراغ قرمز می ایستم دارم انرژی بسیار زیادی را دخیره میکنم و سطح انرژی من بالا میرود،خدا میداند وقت هایی که من در زمان هایی که حالت روحانی و معنوی من بالا بوئه و پشت چراغ قرمزهایی می ایستم،حال عجیب روحانی من چندین و چند برابر شده و حالا مدیتیشن من پشت چراغ قرمز هاست،همه ی اون زمان هایی که میخواهی زود بروی که زود برسی،در همین کار کردن روی خودت به شدت سطح انرژی تو به قدری بالا می آید که صد ها برابر زمانی که میخواهیم از چراغ رد شویم برای ما انرژی ذخیره میشود.

من مسئوله راهنمایی رانندگی و… نیستم دارم تجربه ی خودم را میگویم،بعضا زمانی هم برای من هست که در حال خوبی نبودم و حتی خودم هم چراغ را رد کرده ام و حاله خوبی هم نداشتم،این تجربه ای بود که من با احترام گذاشتن نتایج خوبی گرفتم و گفتم به شما هم بگویم.

دوست داشتم شما هم این احترام را بگذارید و نتیجه بگیرید خیلی دوستتون دارم شاد و پر انرژی باشیدو خدانگهدار.

چگونه از اتفاقات بد برای خروج انرژی منفی استفاده کنیم؟!

درون قلب هر آدم بدی هم حتی می تواند ذره ای از عشق وجود داشته باشد و چنانچه ما با قسمت گوهر پاک الهی درون انسانها با زبان عشق مکالمه کنیم آنگاه معجزه عشق درونی ما ، اتفاقات بد این افراد را پاکسازی می نماید و اینگونه ما به شفای جمعی خود و جامعه مان کمک کرده ایم و ارتعاشات جمعی مثبت جامعه خود را بهبود می دهیم که نتیجه اش ایجاد سلامتی و فراوانی و شادی و آرامش برای تک تک اعضای جامعه و زندگی خود ما خواهدشد

flesh

دانلود ویدئو با کیفیت 360p

 

چگونه از اتفاقات بد برای خروج انرژی منفی استفاده کنیم؟!

سلام به شما کاربران عزیز در این جلسه میخواهم بگویم گاهی در زندگی مشکلی پیش می آید که زمین میخوریم و بلایی سرمان می آید می خواهم تکنیک بسیار جالبی را به شما یاد بدهم.

میخواهم بگویم وقتی این اتفاقات افتاد همانجا سپاسگزاری کن از خدا چرا که یک اتفاقی که در زندگی تو قرار بوده بیفتد به این شکل از تو دور شده است

مثلا زانوی تو زخم شده است اما بلای بالاتری رفع شده است.

وقتی کوه نوردی و سنگ نوردی میکنم یک جاهایی زانوی من میگیره و یا خراشی روی بدنم میافتد و خون هم می آید در اینجا خدارا شکر میکنم که به این شکل رفع شده است و اتفاق بد تری نیفتاده است.

چند شبه پیش چراغ ها را خاموش کردم و به میزه دخترم خوردم که قلم پایم بسیار درد گرفت و روی زمین افتادم،خدا شاهده در همان لحظه همین موضوع به من الهام شد و یک لحظه متوجه شدم یک انرژی منفی و یک اتفاق بدی به این شکل برای من تمام شد و رفت و من این چرخه ی معیوبی از انرژی منفی را متوجه شدم که رفع شد و رفت و به دخترم گفتم دمت گرم که این میز را جلوی من گذاشته بودی،این یک بینش است،خیلی ها میگویند چرا سنگ و موانع در مسیرمان هست؟

اگر ما ناخواسته با این موانع رو به رو میشویم و به نوعی به زمین میخوریم،همون جا این واقعه را به یک اتفاق خیر تبدیل کن و خدارا شکر کن که با یک زمین خوردن کوچک اون انرژی منفی از زندگی من دفع شد.

در زمانی که خودم بدهی و ورشکستگی سنگین داشتم،من تنها 200 میلیون بدهی داشتم اما کسی را می دیدم که 80 میلیارد تومان بدهی داشت و من خدا را شکر میکردم که تنها 200 میلیون تومان بدهی داشتم.

اگر این بینش را داشته باشی به تمام بلایایی که سرمان می آید میتوانیم نگرش خوبی داشته باشیم:

ساقی هر چه ریزد از لطف اوست!

داشتیم به باشگاه خنده میرفتیم به سمت تهران و من با یک شورلت آمریکایی بودم و از مدارک ماشین هیچی نداشتم و در پلیس راه اول افسر که دید چند نفر جوانیم گفت بزن کنار و مدارک خواست و من گفتم هیچی ندارم از مدارک ماشین را،گفت ماشین باید بخوابد و من گفتم من میخواهم بروم تهران که دو ساعت بخندیم فقط و وقتی جریمه کرد همه ناراحت شدند و گفتند همگی با هم تقسیم میکنیم جریمه را و من گفتم:  ساقی هر چه ریزد از اوست!

چه معلوم که این افسر عزیز من را نگه داشت که من در میدان اول دلیجان یا در تهران به اون موتوری که ممکن بود به من بخورد و من عزادار شوم نخورم،من را اینجا نگه داشته که بلای بزرگتری پیش نیاید،اگر با دید مثبت به قضایا نگاه کنیم میفهمی که با یک خراش کوچک و بدهی کوچک یک چرخه ی معیوب کارما از زندگی تو بیرون رفته،وقتی به آگاهی برسی که چرا من به زمین خوردم و آگاهی از این که یک چیزی بوده است،باعث می شود آن عامل کوانتومی که باعث این چرخه ی معیوب میوشد از زندگی تو حذف شود ،پس اگر زمین میخورم دقیقا میدانم که لطف خداست.

یک خاطره ی دیگر از تهران به یادم آمد با دوستم در فلکه ی آزادی بودیم و میخواستیم مجله ی موفقیت را بخریم و ما بنزین نداشتیم و پمپ بنزین را رد کردیم  و به حسین گفتم پیاده شو و فرمون بده تا من عقب عقب بیایم و دید من عقب نمی آیم چرا که من از خنده قش کرده بودم چرا که حسین انگار یک تریلی 18 چرخ می خواهد بیاید عقب کله خیابان را بسته بود و مانده بود گه من که خیابان را بسته ام چرا نمی آید عقب و من غش کرده بودم از خنده.

در آن باشگاه خنده تعجب کرده بودند که ما برای دو ساعت کلاس خنده از اصفهان آمده بودیم و خدارا شکر میکنم که در حال حاضر زیر نظر استاد عزیزم مجید پزشکی ،مربی رسمی باشگاه خنده از هندوستان هستم و میتوانم شما را بخندانم و میتوانم شمارا بخندانم:

ای گوه مومنان شادی کنید همچو سرو و سوسن آزادی کنید!

بیایید شادی کنیم،یک مومن نشانه اش شادی اش است،امیدوارم توانسته باشم حال خوبی را تقدیم تو عزیز کرده باشم،شاد و پر انرژی باشید خدانگهدار.

معجزه عشق درونی ما می تواند بدی های جامعه را درمان کند!

درون قلب هر آدم بدی هم حتی می تواند ذره ای از عشق وجود داشته باشد و چنانچه ما با قسمت گوهر پاک الهی درون انسانها با زبان عشق مکالمه کنیم آنگاه معجزه عشق درونی ما ، بدی های این افراد را پاکسازی می نماید و اینگونه ما به شفای جمعی خود و جامعه مان کمک کرده ایم و ارتعاشات جمعی مثبت جامعه خود را بهبود می دهیم که نتیجه اش ایجاد سلامتی و فراوانی و شادی و آرامش برای تک تک اعضای جامعه و زندگی خود ما خواهدشد

معجزه عشق درونی ما می تواند بدی های جامعه را درمان کند!

سلام به شما کاربران عزیز

معجزه ی عشق و اینکه بتونی با عشق که درونمون هست با شادی که داریم و آرامش که داریم چگونه ناآرامی،ناشادی،غمگینی و به هم ریختگی های دیگران و جامعمون را درمان کنیم

یکی از خاطرات خیلی دست اول از خودم که تاثیر به سزایی روی خودم و دیگران که برایشان تعریف کردم داشت را میخوام برایتان بگویم:

یک بار با موبایل صحبت میکردم و در حال رانندگی بودم و با دوستم حسین بودم ،از فرعی امدم داخل اصلی و چون با موبایل صحبت میکردم متوجه موتورسواری که ناگهانی جلوی آن پیچیدم نشدم او که آدم لاتی بود زد کنار و من به دوستم حسین گفتم اجازه بده من او را ادب میکنم و این فرد لات موتور را روی جک زد و با داد سمته ماشین آمد اما من حتی پیاده هم نشدم و به او گفتم من را ببخش،چیزی که پیش آمد کاملا غیر عمدی بود و اصلا متوجه شما نشدم،من را به خاطره کاری که کردم ببخش.

او آمده بود تا دعوا کند و لات بازی کند و جر بحث شود اما من او را شهید کردم،شهید عشق،اما من او را با تیر عشقی که به قلب او زدم شهید عشقش کردم،هر انسان بزهکار و بدی هم در وجودش گوهر عشق الهی هست حتی اگر آن در قلبش بسیار کوچک شده باشد اما باز هم ذره اندکی در وجود و قلبه او هست و من در همان ذره ی اندک عشق او تیر زدم و گفتم حق با تو است من اشتباه کردم من را ببخش و عذرخواهی میکنم.او میخواست این بازی را راه بیندازد و دعوا کند اما من بازی عشق را برای او راه انداختم و او گیج شد و سوار موتورش شد و حتی نمیدانست از کدام طرف باید برود،اینگونه بود که حسین دوست من که کنارم بود میگفت عجب او را زدی چه کردی  با او،او حتی نمیداند از کدام طرف باید برود و بعد بارها و بارها در زندگی ام این را تمرین کردم.در خیابان و در مشاجرات خیابان که دائما همه بوق می زنند،همه و همه ،انسان هایی که در جامعه ما هستند همه در قصه ها و مشکلات خودشان هستند

من و تو میتوانیم نماینده ی خدا در عشق باشیم و دیگران را با محبت و عشقمان کوک کنیم.

آن موتور سوار عصبانی را ما کوک کردیم و فهمید در دنیا کسانی هم هستند که عذرخواهی میکنند و این برای او جالب بود.

هم او این درس را گرفت،هم حسین دوسته من و هم خودم این درس را یاد گرفتم،حسین همیشه این خاطره را میگوید،حدوده 11 ساله پیش بود که هنوز هم حسین آن را در خاطرش دادر و می گوید آن خاطره مرا دیوانه کرد و فهمیدم از لات بازی بالاتر هم داریم و بالاتر از آن عشق و محبت است اینکه بگوییم من اشتباه کردم حتی اگر اشتباه از من نبوده باشد،اما من آن را بپذیرم.

جایی در آپارتمانی مستاجر بودیم و من میخواستم ماشینم را بشورم،و در آن لحظه هیئت مدیره تصمیم گرفته بودند که کسی ماشین خود را در جلوی ساختمان نشورد و من اولین نفری بود که پس از آن تصمیم میخواستم این کار را انجام دهم،یکی از همسایگان از طبقه ی بالا صدا زد ماشین نشور و آمد پایین که مچه مرا بگیرد اما من چنان با محبت و عشق از او معذرت خواهی کردم که آن همسایه گفت نه ماشینت را بشور اشکالی ندارد و اصرار میکرد که کارم را انجام دهم،باره ها این معذرت خواهی ها و شرمنده شدن ها دیگران را و اطرافیانم را کوک کرده است و به آن ها انرژی داده است.

حاضرید من و تو نمایندگان عشق خداوند بر روی زمین باشیم که هر کسی هم که به ما توهین کرد به او بگوییم ببخش و عذرخواهی کنیم؟

این تمرین بسیار تاثیر گذار است و با این کار سطح ارتعاشات عالی را به هستی ارسال میکنیم و آدم های دیگر را که کوکشان در رفته است را کوک میکنیم و به آن ها انرژی میدهیم و دیگر با بد رفتاری و بدخلقی با آن ها رفتار نمیکنیم،میگوییم دوستت دارم،عذر میخواهم و این را باید به عنوان بینش و با باور عمل کنیم نه از روی ظاهر و فیلم بازی کردن.

خیلی دوستتان دارم

شاد و پر انرژی باشید خدانگهدار.