سلام به دل‌های پاک شما عزیزان

یکی از چیزهای مشهود و خیلی نگران‌کننده در جامعه ما، بیماری است، مخصوصا بیماری‌های صعب­‌العلاج مثل سرطان. خدای نکرده شاید شما هم در اطرافتان دیده باشید که برای کسی از اقوام، آشنایان، دوستان، … رخ داده است. من هم این موارد را زیاد دیده‌ام و در جامعه هم فراوان است.

ارتباطی که من با کاربران عزیزم در وب سایت و کانالم دارم، نشان می‌دهد که خیلی‌ها نگران این قضیه هستند. همین امروز یکی از خانم‌هایی که همسرش بیماری سرطان روده داشت، خیلی ناراحت بود و گریان از ما تقاضای کمک می­‌کرد.

بنابراین تصمیم گرفتم این کلیپ را برای کمک به ایشان و تمام بیماران سرطانی پر کنم، هر چند درباره بیماری و شفای کوانتمی قبلا صحبت کردم، اما می‌خواهم این کلیپ را به تمام بیماران سرزمین عزیزم تقدیم کنم. همان وقت که مادر عزیزم که خدا رحمت‌شان کند را از طریق بیماری سرطان از دست دادم، قسم خوردم که در زندگی هر چه قدر که می‌توانم در عمرم و زندگیم به بیماران سرطانی امید و انرژی بدهم و کمک کنم که شفای بیماران به یاری حق بیش‌تر بشود.

اولین راهکار: بفهمیم که بیماری یک آزمایش الهی است

امام حسن عسکری ع می‌فرمایند: «خداوند هیچ بلایی را نازل نمی‌کند مگر این که آن بلا را در هاله‌ای از نعمت بفرستد»[i] یعنی اگر این بلایی که آمده و بیماری – مثل بیماری سرطان- است، در کنارش فرصت، نعمت و راه حل‌های الهی نیز وجود دارد. موقعیت‌هایی را در کنارش گذاشته که من و شما فقط باید پیدایشان کنیم. مطمئن باشید خداوند کنارش کلیدش را هم گذاشته است. اگر دری از زندگی ما قفل زده شده، کلیدش هم کنارش قرار دارد. این مرام و منش خداوند است. پس دعوتتان می‌کنم به این که بدانید که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. اصلا به خودتان نگویید که سرطان پیشرفت کرده و ناراحت نباشید.

دوست دارم حتما این کلیپ را واقعا برای کسانی که بیماری سرطان دارند و خانواده‌هایشان که ناراحتند بفرستید. چون می‌تواند روحیه آن‌ها را عوض کند. ما برای شفای آن‌ها راه حل‌هایی را ارایه می‌دهیم، و امیدواریم به آن‌ها انرژی بدهد که ان‌شاء‌الله بتوانند از این چالش عبور کنند.

پس من از شما می‌خواهم اولین چیزی که به آن توجه می­کنید این باشد که بیماری، آزمایشی از سوی خداوند هست. خدا در قرآن در آیات 153- 157 سوره بقره[ii] اشاره می­کند که ما شما را به گرسنگی، نقص در اموال، و به بیماری آزمایش می­کنیم. این‌ها را به شما می‌دهیم و کسانی هستند که در مواجهه با این آزمایش‌ها به سمت ما می‌آیند. آن‌ها در واقع می‌دانند که باید چه کنند. توضیح این آیات خیلی مفصل هست و من در کلیپی تاویل شخصی‌ام را از  این آیات مفصلا مطرح کرده‌ام که می‌توانید به آن کلیپ مراجعه کنید.

شما در برابر یک آزمایش الهی چگونه رفتار میکنید؟

باید بدانیم که خداوند در حال آزمایش کردن ما است، پس این یک بلا است. یک عارف، یک سالک، یک انسانی که می‌خواهد معنوی باشد – که همه ما ان‌شاء‌الله می‌خواهیم چنین باشیم –  از خودش می‌پرسد بلایی را که به سمتش می­آید را چه کند؟

این بلا هم قابلیت تبدیل به نعمت را دارد و هم قابلیت تبدیل به مصیبت؛ انتخاب با ماست. آیا می‌توانیم به یک نعمت تبدیلش کنیم و از بلا هم لذت هم ببریم؟! یا باید بر سر بزنیم که بیمار شدیم، ناراحتی کنیم، به نوعی ناشکری کنیم، و دردمند و غمگین و رنجور بشویم و این بلا در آخر تبدیل به مصیبت گردد؟

به خاطر همین اولا بپذیرید که این آزمایش خداوند است و خداوند هم اگر قفلی را بسته، کلیدش را هم کنارش گذاشته است. دوما این هم بپذیرید که خداوند شفادهنده است. من همیشه وقتی به دکتر می‌روم و این دفترچه بیمه­ها را می‌بینم که بالای آن نوشته شده: «هوالشافی» به خودم می‌گویم یادت باشد که او شفادهنده است.

سراغ دکتر هم اگر می‌رویم بدانیم که او هم دست خداست که از جانب خدا آمده تا به ما کمک کند. ولی طبیب اصلی خداست. به این نکته که برسیم و بدانیم که اگر به او توکل کنیم برای ما کافی و بس است. وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.[iii] خدا خودش قول داده و وعده الهی خلف نمی‌شود. خودش قول داده که هر کس که به من توکل کند من برایش کافی هستم.  کاش ما این را بفهمیم و قطعا اگر ما به درکی از این آیه برسیم مطمئنا خداوند برای ما کافی خواهد بود.

بیماری راه ارتباطی ما و خدا است

می‌دانیم این بیماری کمکی برای ما است که خدا را صدا بزنیم. خدایا بیماران را شفا بده، اَللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ[iv]. همین دست بالا بردن به سمت آسمان یک جور رابطه نزدیک با خداوند است. من فکر می‌کنم که خداوند به طریقی دارد ما را به خودش نزدیک می‌کند. درست است  الان بر سر می‌زنیم، ولی هم در مشکلات مالی، هم در ورشکستگی‌ها، هم در بیماری‌ها، خداوند در حال نشان دادن خودش به ما است. می‌گوید: «تا الان داشتی خطا می‌رفتی، حواست نبود. راهت را می‌رفتی و از من دور شده بودی.»

یک سنگ جلوی پای ما می‌اندازد تا زمین بخوریم و دستمان را دراز کنیم تا دست ما را بگیرد. تا بلند شویم و بفهمیم که او هست. تا شفادهنده اصلی را در وجود خودمان درک کنیم. اینجا هم بیماری خودمان را می‌توانیم شفا بدهیم و هم رابطه عالی و عاشقانه خودمان را با خدا می‌توانیم شکل بدهیم.

یکی از عزیزان سئوال کرده بود که چگونه می‌توانیم خدا را به زندگی دعوت کنیم؟ همین که دستتان را به  آسمان می‌برید و می‌فهمید که هیچ راه حلی جز خدا برای حل مشکلتان نیست، معنی‌اش دعوت خدا به زندگی است. اگر به این درک برسیم که او برای تو کافی است، به نحوی قدرتمند می‌شویم. می‌فهمیم که پشتمان محکم است. به یک نیروی بزرگ و لایزالی وصل هستیم که همه عالم به دست اوست. شفای بیماری برایش کاری ندارد! به راحتی می‌تواند شفا بدهد. پس باید سراغ شفادهنده اصلی برویم و به او توسل کنیم.

و حتما آیات 153- 157 سوره بقره را حتما بخوانید که متوجه بشوید که خداوند چه قدر قشنگ به کسانی که بلا و مصیبت به آن‌ها می­رسد، صحبت می­کند. یک ذکر اعظم در این آیات است که می­خواهم خودتان بروید و پیدایش کنید. البته در کلیپ گفتم ولی می‌خواهم که بروید و به عنوان تحقیق روی قرآن کار کنید. تفسیر و تاویلاتش را بخوانید. قرآن کتاب هدایت ما است. کتاب هدایت تمام مردم دنیاست، نه فقط برای ما، برای کل بشر، کل انسانها، و همه انسانها است و ما همه این راه‌حل‌ها را می‌توانیم از آن  استخراج کنیم.

پس اولین کاری که ما کردیم، این است که فهمیدیم که این آزمایش الهی هست و ما را زمین زده که دست‌مان را بالا ببریم. با او نجوا می‌کنیم که: «ای خدای من! این بیماری را می‌پذیریم و اگر تو می‌خواهی به سمت تو می‌­آییم.» به سمت او حرکت ­کنیم، با او رابطه عاشقانه برقرار ­کنیم و بدانیم که اوست که می‌تواند بیماری را شفا بدهد. این گونه هست که خدا در تک تک سلول‌های ما به اذن خودش شفای الهی را ایجاد خواهد کرد.

 

دومین راهکار: سیستم خودشفادهی بدن را فعال کنیم

دومین راه حل من، یک راه حل انرژیکی ذهنی است. من می‌خواهم چند راه حل در کنار هم بگویم که به شما عزیزان کمک کنم که برای شفای بیماری سرطان یا هر بیماری­ لا­العلاجی بتوانید از آن استفاده کنید.

دومین راه حل که من بارها راجع به آن صحبت کردم و دوست دارم الان این چند راه حل را کنار هم بگذارم و بگویم این قدرت‌هایی است که خداوند داده است. به اذن خداوند قدرت‌هایی در درون ما است که من به آن سیستم خودشفادهی[v] می‌گویم. ما می‌توانیم سیستم خودشفادهی درون‌مان را بیدار کنیم.

وقتی شما باور کنید که می‌توانید بیماریتان را شفا بدهید، خود به خود سیستم دفاعی بدن شما قوی می‌شود. گلبول‌های سفید بدن که قرار است به جنگ بیماری، تومور و هر چه که در بدن ما ناهنجاری ایجاد کرده برود، قوی‌تر می‌شود. در واقع سیستم خودشفادهی بدن ما، از ما فرمان می‌پذیرد. این خیلی موضوع ثابت‌شده‌ای است و البته قدری هم ساده و باورنکردنی است. چون ما فکر می‌کنیم باید کار خاصی انجام بدهیم، گمان می‌کنیم این خیال است.

اما این تجسم و تصوری هست که جزو قدرت‌های ما است. ممکن است بپرسید که منظورت تلقین است؟ بله! قدرت تلقین! قدرت برای بشر و برای انسان از سوی خداوند در درون ما قرار داده شده، برای شفا، برای رسیدن به خواسته‌ها. تلقین یعنی القا کردن، ایجاد کردن. این قدرت تلقین درونی‌تان را دست کم نگیرید.

ما خیلی وقت‌ها با این جمله اشتباه مواجه می‌شویم که این که فقط یک تلقیق ساده است. محکم بگویید: «بله! تلقین می‌کنم!» اتفاقا خدا تلقین را به انسان به خاطر اشرف مخلوقاتیش داده است. این یکی از اسرار کوانتمی است. من با قدرت تلقین می‌توانم به قدرت جانشینی برسم و شفا بدهم. زندگیم را شفا بدهم و بهبود بدهم، همه شرایطم را بهبود بدهم. پس قدرت تلقین را دست کم نگیرید.

تلقین را چه طور به کار بگیرم؟

هم خود بیمار و هم همراهان بیمار می‌توانند تلقین را انجام بدهند. وقتی شما بیمار می‌شوید، ساختار کلی بیماری را می‌شناسید. مثلا همین سرطان روده، یک توموری یا توده­ای وجود دارد که رشد بی حد و حصری می‌کند. این توده به نوعی دشمن سلول‌های بدن هستند و در منطقه روده، لنفاوی، کبد یا هر جایی از بدن مشغول رشد کردن هستند. شما می‌توانید تصور کنید که توده در حال کوچک شدن است.

مستنداتی وجود دارد از این که خیلی از بیمارانی که دیگر همه دکترها ناامیدشان کرده‌اند با این درمان بهبود یافته‌اند. بیمارانی که به آن‌ها گفته­ شده بود: «دیگر این قدر تومور رشد که نه پرتودرمانی و نه شیمی‌درمانی جواب نمی‌دهد، تومور دارد هر لحظه تو را می­‌بلعد. حداکثر یک ماه، یا دو ماه دیگر زنده‌ای. خودت را با این داروها اذیت نکن.» اما همین بیماران با این نوع درمان – که در دنیا موسسات بسیار عالی هست که در موردش تحقیق می‌کنند – کاملا شفا یافته‌اند.

این که چرا این نوع درمان توسعه پیدا نمی‌کند که شاید مسائل مختلفی پشت زمینه آن باشد من نمی‌دانم چه بگویم. من پزشک نیستم ولی به عنوان یک محقق بارها با این داستان‌ها و این مستندات مواجه شدم. تعداد آن هم بسیار زیاد است. بارها بیماری که دکتر به او گفته دیگر کارت تمام است، و دریافته که کمکی از دکتر برنمی‌آید، به این نوع درمان رجوع کرده است. حالا یا خودش به این نتیجه رسیده یا افراد و گروه‌هایی که شفای کوانتمی را به او القا کرده‌اند. این بیمار از تخیل خلاق، از تلقین، از قدرت تجسمی درون خودش استفاده کرده و احساس کرده که توده در حال کوچک و کوچک و کوچک‌تر شدن است.

یک داستان واقعی از خودشفادهی

یکی از داستان‌های واقعی که می‌خواندم که فردی که تومور مغزی داشت و به شدت تومورش بزرگ شده بود. پزشکان به او گفته بودند که دیگر مغزت نمی‌تواند تحمل کند، و او می‌بینید که دیگه فرصتی نیست! و دکترها هم نمی‌توانند کاری بکنند. او شروع می‌کند روی خودش کار کردن، تجسم کردن و مدیتیشن کردن. تصور می‌کند که این توده درونی در حال کوچک و کوچک و کوچک‌تر شدن است. این تصویر ذهنی دائما به او انرژی و حرکت می‌دهد و در درون خودش این تحول را ایجاد می‌کند.

اتفاق جالبی این است که در پایان ماه متوجه می­شود که بر خلاف پیش­بینی نمرد! حالش هم بهتر است و اثرات جانبی بیماری هم دیگه نیست. نزد پزشک می­رود و پس از عکس­برداری متوجه می­شود که دیگر هیچ توموری در مغزش نیست.

مشابه این رویداد، نه یک بار، هزاران بار در جوامع مختلف رخ داده و برای خیلی‌ها اتفاق افتاده است.

 معجزه خودشفادهی باشید!

برای شما عزیز سرطانی هم می‌تواند رخ بدهد. محمد افلاکی آمده که این را به شما بگوید که اجازه دهید خودتان معجزه خداوند باشید که اول به او توکل کردید و گفتید: «خدایا! به من بلا دادی می‌پذیرم. من به تو توکل می‌کنم. به اذن تو از قدرت‌هایی که در درون من گذاشتی کمک می‌گیرم و شفای کوانتومی درونم را ایجاد می‌کنم.» شما می‌توانید کتاب شفای کوانتومی اثر دیپاک چوپرا را بخوانید. متوجه می‌شوید که این یک مبحثی در دنیا هست و واژه اش را من ابداع نکردم.

لطفا احساس کنید و ببینید که خداوند این نیرو را به شما داده. به او توکل کردید و شروع می‌کنید روی خودتان کار کردن تا این بیماری را به زمین بزنید و بر آن غلبه کنید تا شکستش بدهید و به نوعی شفا و سلامتی را در خودتان پدیدار کنید.

[i]  مَا مِنْ‌ بَلِيَّةٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ‌ فِيهَا نِعْمَةٌ تُحِيطُ بِهَا»هيچ گرفتارى و بلايى‌ نيست مگر آن كه نعمتى از خداوند آن را در ميان گرفته است» (تحف العقول، الحرانی، ص489)

[ii]  آیات 153، تا 157 سوره بقره: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ. وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از شکیبایی و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است. آنان را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نخوانید آن‌ها زنده‌اند و شما درنمی یابید. البته شما را به کمیِ ترس و گرسنگی و بینوایی و بیماری و نقصان در محصول می‌آزماییم و شکیبایان را بشارت ده. کسانی که چون مصیبتی به آن‌ها رسید، گفتند: ما از آن خدا هستیم و به او باز می‌گردیم. صلوات و رحمت پروردگارشان بر آنان باد که هدایت یافتگانند.)

[iii]  آیه 3 سوره طلاق

[iv] دعای بعد از هر نماز در ماه رمضان (منقول از حضرت رسول ص)

[v] Self-healing