سلام به دل‌های پاک شما عزیزان

به کجا چنین شتابان. یکی از دوستان من به نام علی آقا افسر راهنمایی و رانندگی است. دیشب با او درباره یکی از کلیپهای خندهدار من بود که میگفت: «خدا خیرت بدهد، من با دیدن این کلیپ بعد از یک روز سخت کلّی خندیدم.» او میگفت در روز گذشته چند تصادف جرحی یعنی تصادفی که دارای مجروح است دیده و بسیار ناراحت بود.

کسانی که این صحنهها را دیدهاند میدانند که تحمل آن چه قدر دشوار و سخت است. من خودم اگر در جایی خونی، خونریزیای شده باشد، اصلا توان و دل دیدن آن را ندارم. تصور کنید که چه قدر برای افسران راهنمایی و رانندگی که این صحنه­ها را مرتب میبینند و حتی خود ما که با آنها در جادهها مواجه میشویم، تحمل و دیدن این صحنه­ها سخت است.

علی آقا از من خواست که یک کلیپ درباره این موضوع درست کنم و به مردم بگویم: «چه خبر است؟ چرا این قدر تند می­روید؟» و من هم قبول کردم.

 

به کجا چنین شتابان؟

 

بیشتر این تصادفات در ایران به علت سرعت بالا است. من به عنوان کسی که عاشق سرعت هستم و بارها تند رفتهام، آدم کله­شقی بودم و از 11 سالگی رانندگی میکردم، فوقالعاده هم در آن سنین تصادف کردم، با شما در سن چهل و چند سالگی پس از سه دهه رانندگی میخواهم با شما صحبت کنم. بیایید به آمار کشته شدگان تصادفات در جادهها، در ایام تعطیلات، در روزهای آخر هفته فکر کنید که در صدا و سیما مطرح میشود. گفته شده آمار این کشتگان از تعداد کشته شدههای جنگها نیز بیشتر است. آمار کشتگان جادهای کشور ما ایران به شدت بالا است.

افرادی مثل من و شما که میخواهیم در حوزه فرهنگ فعالیت کنیم و افراد موثر و فرهیختهای باشیم، باید نگرشی صحیح داشته و حرکتی کنیم. با خودمان فکر کنیم به کجا چنین شتابان؟ چه خبر است؟ به کجا میخواهیم برسیم؟ فرض کنید که خیلی عجله داریم، خیلی با سرعت هم میخواهیم برویم. چه قدر این سرعت تاثیرگذار است؟ چه قدر زودتر میرسم؟ چه قدر تفاوت دارد؟ شاید بیست دقیقه، شاید نیم ساعت. شاید یک روز زودتر برسم. اما چه اتفاقی میافتد اگر با این سرعت به مقصد نرسیم؟ اگر یک سانحه ایجاد کنیم؟ در این صورت این تند رفتن هیچ فایده‌ای ندارد.

 

چطور خود را در برابر وسوسه سرعت کنترل کنیم؟

 

من میخواهم با یک نگرش معنوی کاری کنم که من و شما که رانندگان تندرویی هستیم، بتوانیم خودمان را کنترل کنیم. مگر نمی‌خواهیم با سرعت بالا حرکت کنیم؟ چرا با سرعت نور حرکت نکنیم؟ ما در رانندگی  توانایی گاز دادن و تند رفتن را داریم، خوشمان هم می­آید، بلد هم هستیم، ماشین‌ها هم که الان اکثرا با کم‌ترین گاز بیشترین سرعت را پیدا می‌کنند و تا 200 کیلومتر بر سرعت حرکت می‌کنند. همه شرایط مهیا است تا با سرعت حرکت کنیم.

 

سرعت نور الهی را تجربه کنیم

 

من با خودم فکر کردم که باید به جای حرکت فیزیکی با سرعت بالا، در درونم با سرعت نور حرکت کنم. بالاترین سرعت، سرعت نور است و خداوند فرموده که

اللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ[1]

 

 خداوند نور کل هستی است. به این نتیجه رسیدم و بارها هم این کار را کرده‌ام که اگر بخواهم یک رانندگی درست انجام داده و بر روی خودم کنترل داشته باشم، باید در درون خودم با خدا یکی شوم. باید الا بذکرالله تطمئن القلوب را در وجود خودم کلید بزنم. با خدا آرام بگیرم و در این صورت است که از سرعت نور هم عبور میکنم.

این کار به ما کمک بسیاری میکند، برای من که خیلی موثر بوده است. یعنی اگر من بخواهم در جادهها آرام رانندگی کنم و به نوعی مراقب خودم باشم، یک نوع مراقبه، و مدیتیشن داشته باشم، از این به بعد این نیت را میکنم که خدایا من به خاطر تو میخواهم آرام بروم. میخواهم دستم در دست تو باشد. وقتی با تو باشم انگار سرعتم از همه بیشتر است، گویی با سرعت نور حرکت میکنم و پرسرعتترین راننده این جادهام. این قدرتمندترین تکنیکی است که ما میتوانیم انجام دهیم.

 

مراقبةُ‌النفس در رانندگی  را یاد بگیریم

 

مراقبه، مراقبت از نفس، مراقبت از خود، مدیتیشن، … هر اسمی که میخواهید برایش بگذارید. ما از این به بعد شرطی را برای خودمان میگذاریم که مطابق استاندارد جادههای ایران با سرعت حداکثر 110 کیلومتر بر ساعت حرکت کنیم. بخش مشارطه این است که من میخواهم با سرعت استاندارد حرکت کنم.

از این لحظه که این شرط را میگذارم مراقب خودم هستم که آن را رعایت کنم. این کار شاید خیلی سخت باشد، ولی اگر به خاطر خدا و رضای او باشد و با او معامله کرده باشیم، و با او قرارداد بسته باشیم، شدنی است. وقتی با سرعت متعادل رانندگی میکنیم، به خدا بگوییم: «خدایا، من با تو راز و نیاز میکنم، با تو نجوا میکنم، با تو حرکت میکنم، تو در کنار منی! تو دستان من را هدایت می‌کنی. تو با من هستی.»

 

در این صورت، یک مسیر را با معشوقه خود حرکت میکنیم. عشق عالم خدا است.

وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّه [2]

 

مومنین کسانی هستند که بیشترین مقدار محبتشان به خدا است. اگر تصور کنیم عزیزترین معشوق هستی در کنار ما است، کجا می‌خواهیم برسیم؟ ما می‌خواهیم در کنارش باشیم. اصلا برای چه می‌خواهیم برسیم؟ این سفر باید به آهستگی تمام شود. باید آرام آرام برویم، چون از این سفر لذت می‌بریم. اینجا است که در حقیقت با رانندگی یک مراقبه را آغاز کرده‌ایم.

 

کمربند ایمنی، نشان توکل به خدا است

 

دوستم علی می‌گفت دختر بچه‌ ده ساله‌ای در کنار پدری نشسته بود که با سرعت 130 کیلومتر در ساعت در یک جاده روستایی که حداکثر سرعت مجاز آن 60 کیلومتر بر ساعت است می‌راند! نتیجه، یک تصادف با چند معلّق در جاده بود و دخترکی که تا آخر عمر باید بر روی ویلچر، طعم قطع نخاع شدن را بچشد. او چه گناهی را مرتکب شده که باید چنین رنجی را تحمل کند؟ آن دخترکی که در خانواده چشم انتظار پدرش است و می‌گوید: «پدر سالم برگرد!» چه گناهی دارد که طعم بی‌پدری یا رنجوری ابدی پدرش را بچشد؟

تند رفتن ما آسیب به اجتماع است. اگر می‌خواهیم امروز معنوی باشیم، سرعتمان را کم کنیم. وقتی سوار ماشین می‌شویم برای رضای خدا کمربندمان را ببندیم. به قول حضرت رسول(صل‌الله‌علیه‌و‌آله):

با توکل زانوی اشتر ببند[3]

 

ماشین ما مثل همان شتر در عصر پیامبر(صل‌الله‌علیه‌و‌آله) است. با خود نیت کنیم همین که من کمربندم را می‌بندم با توکل به خدا است. این کار مثل این است که دست به دست خدا داده‌ایم، دستمان را در دستان او قفل کرده‌ایم و کمربندمان را بسته‌ایم.

اکنون می‌خواهیم حرکت کنیم، می‌گوییم خداوندا من کل این رانندگی را به تو می‌سپارم. این امر من که رانندگی است را کاملا به تو وامی‌نهم و لحظه لحظه‌ام را به تو می‌سپارم.

 

برای عشق سرعتها و شتابزدهها دعا کنیم

 

من به عنوان کسی که تند می‌رفتم و ماشین من هم بسیار تندرو و تیز است، سرعتم را کم کردهام. بعضی وقت‌ها ماشین‌ها پشت سر من می‌آیند و مرتب چراغ می‌زنند. ماشین‌هایی که سرعت و قدرتشان به مراتب از ماشین من کمتر است. من کنار می‌کشم و می‌گویم: «ببخشید! کجا عجله دارید؟ بفرمایید بروید!» مخصوصا بعضی از این ماشین‌ها ایمنی هم ندارند!

من برای این راننده‌ها دعا می‌کنم، مخصوصا برای آن‌ها که تند می‌روند، می‌گویم: « خدایا! حفظش کن! خدایا! از او مراقبت کن! خدایا او را آرام کن و چنان در قلبش جا بگیر که به واسطه این که تو در وجودش متجلی می‌شوی، دلش آرام بگیرد. و دریابد که سرعت عالی همان سرعت نور است که در نزد تو است، و بفهمد وقتی پیش تو باشد پرسرعت است. و با این فهم با سرعت کم و مطمئنه حرکت کند.»

 

کجا سرعت زیاد خوب است؟!

 

محمد افلاکی با شما درباره سرعت صحبت می‌کند که خودش به سرعت زیاد علاقه‌مند است. البته در جاهایی سرعت زیاد لازم است، افسران پلیس، آمبولانس‌ها، ماشین‌های آتشنشانی، …. واقعا این‌ها باید با سرعت حرکت کنند و به امداد ما بیایند.

به یاد خاطره‌ای افتادم. من در دوران خدمتم راننده آمبولانس بودم. وقتی سربازی دچار ناراحتی می‌شد، من باید او را از پادگان که دور از شهر بود به مرکز درمانی در شهر می‌بردم. وقتی بیمار را روی برانکارد و پشت آمبولانس می‌گذاشتند، این مسیر را مانند تندباد با سرعت می‌رفتم. در مسیر یک جاده فرعی بود که به جاده اصلی منتهی می‌شد. وقتی به تقاطع می‌رسیدم با همان سرعت، فرمان را حرکت می‌دادم و ماشین با سرعت و قدرت فراوان وارد مسیر اصلی می‌شد. همیشه در این لحظه برانکارد مصدوم به شدت به کناره‌ها برخورد می‌کرد و گاهی بیمار ترسان و نالان می‌گفت: «من حالم کاملا خوب شد! آرام برو! من فقط یک ناراحتی ساده دارم ولی تو داری من را به کشتن می‌دهی!» من متکبرانه می‌گفتم: «نگران نباش! من راننده بسیار خوبی هستم!» این خاطره را به این دلیل تعریف کردم که بدانید من هم عاشق تند رفتن هستم، ولی فهمیده‌ام که همین خطرآفرین است، حتی اگر راننده آمبولانس هم باشید، تند رفتن حدی دارد. من از امروز به نیت قربه‌ الی الله و نزدیکی با خدا، به نیت یک عبادت، می‌خواهم متعادل رانندگی کنم.

 

جریمه؟ خوب یا بد! مسئله این است؟

 

اگر پلیسها ما را به خاطر سرعت غیرمجاز جریمه می‌کنند، باید تحسینشان کرد. شاید برای ما پرداخت آن جریمه سخت باشد. اما همان پول بهای حفظ جان هزاران نفری است که پلیس­ها با این جریمه‌ها از آن‌ها محافظت می‌کنند. آنها جان ما را می‌خرند. مطمئن باشید جان انسان‌ها ارزشمندتر از برگههای جریمه است. جان یک انسان چه قدر می‌ارزد؟ دویست هزار تومان؟ پانصد هزار تومان؟ یک میلیون تومان؟ چند میلیارد تومان؟ جریمه برای کسی که با سرعت غیرمجاز حرکت می‌کند، یک عامل بازدارنده و در نتیجه محافظ جان انسان‌ها است.

هر وقت جریمه شدید، بگویید خدایا شکرت. من گاهی در مسیری جریمه می‌شوم دیگر در خاطرم می‌ماند که این جا ممکن است پلیس باشد و ناخودآگاه آرام می‌روم، حتی اگر پلیسی حضور نداشته باشد. به این ترتیب در خاطرم می‌ماند که باید احتیاط کنم.

هر وقت جریمه شدیم، شاید در آن لحظه ناراحت و عصبانی هم بشویم و در دل به این خدمتگزاران خودمان ناسزا هم بگوییم! ولی به خاطر داشته باشیم آن‌ها از جان ما محافظت می‌کنند و خدمتگزار ما هستند. دستشان را ببوسیم و از آنان متشکر باشیم.

با یک نگرش معنوی و عوض کردن دیدگاهمان به این نگرش جدید می‌توانیم جاده‌های خودمان را امن کنیم. این ناهنجاری تصادفات و آمار وحشتناک آن را در کشور کاهش دهیم. حیف است! ما ایرانی هستیم! با این فرهنگ عالی، با این دین عالی، نباید این ناهنجاری وجود داشته باشد. من و تو وقتی می‌خواهیم انسان‌هایی فرهیخته و فرهنگی باشیم و معنویت را زندگی و تجربه کنیم، باید این نکات را رعایت کنیم. متاسفانه یکی از کارهایی که باید انجام دهیم و نمی‌کنیم این است که به قوانین راهنمایی و رانندگی بی توجه هستیم.

 

فقط با معشوقه خود رانندگی کنید!

 

به کجا چنین شتابان؟ خدا را با خودتان همراه کنید، معشوقه هستی را در کنارتان بنشانید و ببینید چه قدر سفر لذت بخش می‌شود. از این به بعد فقط با معشوقه خود رانندگی کنید. از رانندگی لذت ببرید. از این که می‌توانید و خودتان را در حضور او کنترل می‌کنید لذت ببرید. از این که می‌توانید پا بر گاز بگذارید و با سرعت بالا به تاخت بروید ولی به خاطر معشوقهتان، نفس خودتان را در دست می‌گیرید لذت ببرید. این یعنی مراقبه! یعنی مدیتیشن! یعنی در حضور او، مراقب خودتان هستید. مراقب نفستان هستید.

این کار با ارزشی است که انجام می‌دهید. خدا خیرتان بدهد. شما دارید به خود و خانواده‌تان و جامعه‌ خدمت می‌کنید. وقتی ما این طور رانندگی کنیم، بقیه هم یاد می‌گیرند. این رانندگی صحیح یک انرژی مثبت است که به بقیه هم سرایت می‌کند. این پاکسازی شیوه رانندگی، یک نوع ارتعاش مثبت و حس مثبت است که در جامعه همه‌گیر می‌شود.

 

رانندگی بدون نیت ممنوع!

 

این که می‌دانید با کنترل سرعت، باید به قانون احترام بگذارید، این که می‌دانید باید به حقوق خودتان و فرزندتان و خانواده‌ و تمام مردم سرزمینتان احترام بگذارید، ارزشمند است. سرعت علت اصلی اکثر تصادفات است که منجر به جراحت و فوت می‌شود. امروز وظیفه خودم دانستم که با شما درباره آن صحبت کنم و خودم هم مراقب خودم هستم. با وجود این که فرصت و امکانات تند رفتن را دارم ولی خودم را کنترل می‌کنم. می‌گویم: «خدایا! من از این لذت می‌گذرم. تو چیزی بالاتر به من عطا کن.»

 اگر نیت این باشد، یک نوع عبادت است. من به خاطر تو خدایا آهسته حرکت می‌کنم. سرعت مجاز می‌روم. سرعت مطمئن می‌روم. این کار عین عبادت است. رانندگی در این حال نوعی نماز می‌شود، یک نوعی دیدار خداوند است. وقتی خدا را در کنارتان دارید، یک ارتباط معنوی است؛ یک مراقبه، یک انرژی مثبت است. به علاوه کمک می‌کند تا فرهنگ جدیدی را در جامعه ایجاد کنید.

 

ما از حافظان امینت جادهها متشکریم !

 

 اگر کسی هم در کنار ما بد رانندگی کرد یادمان باشد که برایش دعا کنیم. او نیاز به دعای ما است. نیاز دارد که او هم برایش دعا کنیم تا او هم با این مبحث و نگرش آشنا شود. تا او هم مثل ما، پایش را از روی گاز بردارد. من برای شما دعا می‌کنم.

به تمام افسران، خدمتگزاران راهنمایی و رانندگی، پرسنل ناجا، به کلیه افسران عزیزم می‌گویم: «خسته نباشید. متشکرم. شما به ما خدمت می‌کنید و با جریمه کردن به ما لطف می‌کنید. اگر در آن لحظه از کوره در رفتیم ما را ببخشید. من از تمام مردم سرزمینم از شما عزیزان متشکرم. شما باعث می‌شوید که ما صحیح رانندگی کنیم. شما دلسوز بچه‌های ما، مردم ما، سرزمین ما هستید. من می‌دانم و این عشق در وجود شما است. شما بی‌نظیرید.»

 

تقدیم به تمام مردم سرزمینم

شاد  و پر انرژی باشید

یا علی مدد

محمد افلاکی بنی

 

 

 

[1]   خداوند نور زمین و آسمان‌هاست (آیه 35 سوره نور)

[2]   کسانی که ایمان آورده اند ، محبّتشان به خدا بیشتر است (آیه 166 سوره بقره)

[3]  گفت پیغامبر به آواز بلند    با توکل زانوی اشتر ببند (مولوی. مثنوی معنوی، دفتر اول)