سلام به دلهای پاک شما عزیزان

یکی از چیزهای مشهود و خیلی نگران کننده در جامعه ما، بیماری است، مخصوصا بیماری­های صعب­ العلاج مثل سرطان. خدای نکرده شاید شما هم در اطرافتان دیده باشید که برای کسی از اقوام، آشنایان، دوستان، … رخ داده است. من هم این موارد را زیاد دیده­ام و در جامعه هم فراوان است.

ارتباطی که من با کاربران عزیزم در وب سایت و کانالم دارم نشان میدهد که خیلی­ها نگران این قضیه هستند. همین امروز یکی از خانم­هایی که همسرش بیماری سرطان روده داشت، خیلی ناراحت بود و گریان از ما تقاضای کمک می­کرد.

بنابراین تصمیم گرفتم این کلیپ را برای کمک به ایشان و تمام بیماران سرطانی پر کنم، هر چند درباره بیماری و شفای کوانتمی قبلا صحبت کردم، اما می­خواهم این کلیپ را به تمام بیماران سرزمین عزیزم تقدیم کنم. همان وقت که مادر عزیزم که خدا رحمتشان کند را از طریق بیماری سرطان از دست دادم، قسم خوردم که در زندگی هر چه قدر که می­توانم در عمرم و زندگیم به بیماران سرطانی امید و انرژی بدهم و کمک کنم که شفای بیماران به یاری حق بیشتر بشود.

اولین راهکار: فهم این که بیماری یک آزمایش الهی است

امام حسن عسکری ع می­فرمایند: «خداوند هیچ بلایی را نازل نمی­کند مگر این که آن بلا را در هاله­ای از نعمت بفرستد» یعنی اگر این بلایی که آمده و بیماری – مثل بیماری سرطان- است، در کنارش فرصت، نعمت و راه حل­های الهی نیز وجود دارد. موقعیت­هایی را در کنارش گذاشته که من و تو فقط باید پیدایشان کنیم. مطمئن باش خداوند کنارش کلیدش را هم گذاشته است. اگر دری از زندگی ما قفل زده شده، کلیدش هم کنارش قرار دارد. این مرام و منش خداوند است. پس دعوتت می­کنم به این که بدانی که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. اصلا به خودت نگو که سرطان پیشرفت کرده و ناراحت نباش.

دوست دارم حتما این کلیپ را واقعا برای کسانی که بیماری سرطان دارند و خانواده هایشان که ناراحتند بفرستی. چون میتواند روحیه آنها را عوض کند. ما برای شفای آن­ها راه حل­هایی را ارایه می­دهیم، و امیدواریم به آنها انرژی بدهد که ان شاء الله بتوانند از این چالش عبور کنند.

پس من از شما می­خواهم اولین چیزی که به آن توجه می­کنید این باشد که بیماری، آزمایشی از سوی خداوند هست. خدا در قرآن در آیات 153- 157 سوره بقره اشاره می­کند که ما شما را به گرسنگی، نقص در اموال، و به بیماری آزمایش می­کنیم. اینها را به شما می­دهیم و کسانی هستند که در مواجهه با این آزمایشها به سمت ما می­آیند. آن­ها در واقع میدانند که باید چه کنند. توضیح این آیات خیلی مفصل هست و من در کلیپی تاویل شخصی ام را از  این آیات مفصلا مطرح کرده­ام[1] که میتوانید به آن کلیپ مراجعه کنید.

شما در برابر یک آزمایش الهی چگونه رفتار می­کنید؟

باید بدانیم که خداوند در حال آزمایش کردن ما است، پس این یک بلا است. یک عارف، یک سالک، یک انسانی که می­خواهد معنوی باشد – که همه ما می­خواهیم چنین باشیم ان شاء الله – از خودش می­پرسد بلایی را که به سمتش می­آید را چه کند؟

این بلا هم قابلیت تبدیل به نعمت را دارد و هم قابلیت تبدیل به مصیبت؛ انتخاب با ماست. آیا میتوانیم به یک نعمت تبدیلش کنیم و از بلا هم لذت هم ببریم؟! یا باید بر سر بزنیم که بیمار شدیم، ناراحتی کنیم، به نوعی ناشکری کنیم، و دردمند و غمگین و رنجور بشویم و این بلا در آخر تبدیل به مصیبت گردد؟

به خاطر همین اولا بپذیر که این آزمایش خداوند است و خداوند هم اگر قفلی را بسته، کلیدش را هم کنارش گذاشته است. دوما این هم بپذیر که خداوند شفادهنده است. من همیشه وقتی به دکتر می­روم و این دفترچه بیمه­ها را می­بینم که بالای آن نوشته شده: «هوالشافی» به خودم می­گویم یادت باشد که او شفادهنده است.

سراغ دکتر هم اگر می­رویم بدانیم که او هم دست خداست که از جانب خدا اومده تا به ما کمک کند. ولی طبیب اصلی خداست. به این نکته که برسیم و بدانیم که اگر به او توکل کنیم برای ما کافی و بس است. وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ. خدا خودش قول داده و وعده الهی خلف نمیشود. خودش قول داده که هر کس که به من توکل کند من برایش کافی هستم.  کاش ما این را بفهمیم و قطعا اگر ما به درکی از این آیه برسیم مطمئنا خداوند برای ما کافی خواهد بود.

بیماری راه ارتباطی ما و خدا است

می‌دانیم این بیماری کمکی برای ما است که خدا را صدا بزنیم. خدایا بیماران را شفا بده، اَللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ. همین دست بالا بردن به سمت آسمان یک جور رابطه نزدیک با خداوند است. من فکر می­کنم که خداوند به طریقی دارد ما را به خودش نزدیک می‌کند. درست است  الان بر سر می‌زنیم، ولی هم در مشکلات مالی، هم در ورشکستگی­ها، هم در بیماری­ها، خداوند در حال نشان دادن خودش به ما است. می­گوید: «تا الان داشتی خطا می­رفتی، حواست نبود. راهت را می­رفتی و از من دور شده بودی.»

بیماری سرطان

یک سنگ جلوی پای ما می­اندازد تا زمین بخوریم و دستمان را دراز کنیم تا دست ما را بگیرد. تا بلند شویم و بفهمیم که او هست. تا شفادهنده اصلی را در وجود خودمان درک کنیم. اینجا هم بیماری خودمان را میتوانیم شفا بدهیم و هم رابطه عالی و عاشقانه خودمان را با خدا می­توانیم شکل بدهیم.

یکی از عزیزان سئوال کرده بود که چطوری میتوانیم خدا را به زندگی دعوت کنیم؟ همین که دستت را به  آسمان می­بری و می­فهمی که هیچ راه حلی جز خدا برای حل مشکلت نیست، میشود دعوت خدا به زندگی. اگر به این درک برسیم که او برای تو کافی است، یک جورهایی قدرتمند می­شویم. می­فهمیم که پشتمان محکم است. به یک نیروی بزرگ و لایزالی وصل هستیم که همه عالم به دست اوست. شفای بیماری که برایش کاری ندارد!  به راحتی میتواند شفا بدهد. پس بریم سراغ شفا دهنده اصلی و به او توسل کنیم.

و حتما آیات 153- 157 سوره بقره را حتما بخوانید که متوجه بشوید که خداوند چه قدر قشنگ به کسانی که بلا و مصیبت به آنها می­رسد صحبت می­کند. یک ذکر اعظم در این آیات است که می­خواهم خودتان بروید و پیدایش کنید. البته در کلیپ گفتم ولی می­خواهم که بروید و به عنوان تحقیق روی قرآن کار کنید. تفسیر و تاویلاتش را بخوانید. قرآن هدایت ما است. کتاب هدایت تمام مردم دنیاست. نه فقط برای ما. برای کل بشر، کل انسانها، همه انسانها است و ما همه این راه حلها را می­توانیم از آن  استخراج کنیم.

پس اولین کاری که ما کردیم، این است که فهمیدیم که این آزمایش الهی هست و ما را زمین زده که دستمان را بالا ببریم. با او نجوا می­کنیم که: « ای خدای من! این بیماری را می­پذیریم و اگر تو می­خواهی به سمت تو می ­آیم.» به سمت او حرکت ­کنیم، با او رابطه عاشقانه برقرار ­کنیم و بدانیم که اوست که میتواند بیماری را شفا بدهد. این گونه هست که خدا در تک تک سلول­های ما به اذن خودش شفای الهی را ایجاد خواهد کرد.

 

دومین راهکار: فعال­سازی سیستم خودشفادهی بدن

دومین راه حل من، یک راه حل انرژیکی ذهنی است. من می­خواهم چند تا راه حل در کنار هم بگم که به شما عزیزان کمک کنم که برای شفای بیماری سرطان یا هر بیماری­ لا­العلاجی بتوانید از آن استفاده کنید.

دومین راه حل که من بارها راجع به آن صحبت کردم و دوست دارم الان این چند تا راه حل را کنار هم بگذارم و بگویم این قدرتهایی که خداوند داده است. به اذن خداوند قدرتهایی در درون ما است که من به آن می­گویم سیستم خودشفادهی . ما میتوانیم سیستم خودشفادهی درونمان را بیدار کنیم.

وقتی تو باور کنی که می­توانی بیماری­ات را شفا بدهی، خود به خود سیستم دفاعی بدن تو قوی می­شود. گلبول­های سفید بدن که قرار است به جنگ بیماری، تومور و هر چه که در بدن ما ناهنجاری را ایجاد کرده برود، قوی­تر می­شود. در واقع سیستم خودشفادهی بدن ما، از ما فرمان می­پذیرد. این خیلی موضوع ثابت شده­ای است و البته قدری هم ساده و باورنکردنی است. چون ما فکر میکنیم باید کار خاصی انجام بدهیم، گمان میکنیم این خیال است.

اما این تجسم و تصوری هست که جزو قدرت­های ما است. ممکن است بپرسید که منظور تو تلقین است؟ بله! قدرت تلقین! قدرت برای بشر و برای انسان از سوی خداوند در درون ما قرار داده شده، برای شفا، برای رسیدن به خواسته­ها. تلقین یعنی القا کردن، ایجاد کردن. این قدرت تلقین درونی­ات را دست کم نگیر.

ما خیلی وقتها با این جمله اشتباه مواجه می­شویم که این که فقط یک تلقیق ساده است. محکم بگو: «بله! تلقین می­کنم!» اتفاقا تلقین را خدا به انسان به خاطر اشرف مخلوقاتیش داده. این یکی از اسرار کوانتمی است. من با قدرت تلقین می­توانم به قدرت جانشینی برسم و شفا بدهم. زندگیم را شفا بدهم و بهبود بدهم همه شرایطم را بهبود بدهم. پس قدرت تلقین را دست کم نگیرید.

تلقین را چه طور به کار بگیرم؟

هم خود بیمار و هم همراهان بیمار می­توانند تلقین را انجام بدهند. وقتی شما بیمار میشوید، ساختار کلی بیماری را می­شناسید. مثلا همین سرطان روده، یک توموری یا توده­ای وجود دارد که رشد بی حد و حصری می­کند. این توده به نوعی دشمن سلولهای بدن هستند و در منطقه روده، لنفاوی، کبد یا هر جایی از بدن مشغول رشد کردن هستند. شما می­توانید تصور کنید که توده در حال کوچک شدن است.

مستنداتی وجود دارد از این که خیلی از بیمارانی که دیگر همه دکترها ناامیدشان کرده­اند با این درمان بهبود یافته­اند. بیمارانی که به آنها گفته­ شده بود: «دیگر این قدر تومور رشد که نه پرتودرمانی و نه شیمی­درمانی جواب نمی­دهد، تومور دارد هر لحظه تو را می­بلعد. حداکثر یک ماه، یا دو ماه دیگر زنده­ای. خودت را با این داروها اذیت نکن.» اما همین بیماران با این نوع درمان – که در دنیا موسسات بسیار عالی هست که در موردش تحقیق می­کنند – کاملا شفا یافته­اند.

این که چرا این نوع درمان توسعه پیدا نمی­کند که شاید مسائل مختلفی پشت زمینه آن باشد من نمی­دانم چه بگویم. من پزشک نیستم ولی به عنوان یک محقق بارها با این داستانها و این مستندات مواجه شدم. تعداد آن هم بسیار زیاد است. بارها بیماری که دکتر به او گفته دیگر کارت تمام است، و دریافته که کمکی از دکتر برنمی­آید، به این نوع درمان رجوع کرده است. حالا یا خودش به این نتیجه رسیده یا افراد و گروه­هایی که شفای کوانتمی را به او القا کرده­اند. این بیمار از تخیل خلاق، از تلقین، از قدرت تجسمی درون خودش استفاده کرده و احساس کرده که توده در حال کوچک و کوچک و کوچکتر شدن است.

یک داستان واقعی از خودشفادهی

یکی از داستانهای واقعی که می­خواندم که فردی که تومور مغزی داشت و به شدت تومورش بزرگ شده بود. پزشکان به او گفته بودند که دیگر مغزت نمی­تواند تحمل کند، و او می­بینید که دیگه فرصتی نیست! و دکترها هم نمی­توانند کاری بکنند. او شروع می­کند روی خودش کار کردن، تجسم کردن و مدیتیشن کردن. تصور میکند که این توده درونی در حال کوچک و کوچک و کوچکتر شدن است. این تصویر ذهنی دائما به او انرژی و حرکت می­دهد و در درون خودش این تحول را ایجاد میکند.

اتفاق جالبی این است که در پایان ماه متوجه می­شود که بر خلاف پیش­بینی نمرد! حالش هم بهتر است و اثرات جانبی بیماری هم دیگه نیست. نزد پزشک می­رود و پس از عکس­برداری متوجه می­شود که دیگر هیچ توموری در مغزش نیست.

مشابه این رویداد، نه یک بار، هزاران بار در جوامع مختلف رخ داده و برای خیلیها اتفاق افتاده است.

تو هم معجزه خودشفادهی باش!

برای تو عزیز سرطانی هم می­تواند رخ بدهد. محمد افلاکی آمده که این را به تو بگوید که بگذار تو معجزه خداوند باشی که اول به او توکل کردی و گفتی: «خدایا! به من بلا دادی می­پذیرم. من به تو توکل می­کنم. به اذن تو از قدرت­هایی که در درون من گذاشتی کمک می­گیرم و شفای کوانتومی درونم را ایجاد کنم.» شما  میتوانید کتاب شفای کوانتومی اثر دیپاک چوپرا را بخوانید. متوجه می­شوید که این یک مبحثی در دنیا هست و واژه اش را من ابداع نکردم.

لطفا احساس کن و ببین که خداوند این نیرو را به تو داده. به او توکل کردی و شروع می­کنی روی خودت کار کردن تا این بیماری را به زمین بزنی و بر آن غلبه کنی تا شکستش بدهی و به نوعی شفا و سلامتی را در خودت پدیدار کنی.

بگذار رسالت تو این باشد و فکر کن این بیماری آمده تا تو بیمار بشوی که بتوانی با کار کردن روی خودت شفا ایجاد کنی. تا نمونه بشوی! یک مثال زیبا! تا یکی از همان داستان­های شفا در دنیا بشوی. تا برای دیگران مصداقی از شفای الهی، شفای کوانتومی، شفایی که خودت به اذن خداوند در خودت ایجاد کردی و توانستی بیماری را به زمین بزنی، بشوی. بگذار این گونه رفتار کنی!

معجزه

ایمان به قدرت شفاگری جانشین خداوند

همه پزشکان به بیماران می­گویند که بیمار باید بتواند روحیه­اش را حفظ کند، و من در واقع تمام این فایلم برای این است که تو بتوانی روحیه­ات را  حفظ کنی. خودت را دست کم نگیر. خودت را، به عنوان اشرف مخلوقات بر روی زمین، و جانشین خداوند بر روی زمین را دست کم نگیر.

خداوند قادر مطلق است، و اگر شما بگویید قدرت عالم در دست خداوند است، اگر کسی دارای سمت بالا، مرتبه بالایی باشد، پادشاهی باشد؛ وزیرش و جانشینش چه قدر قدرت دارد؟ بخش عظیمی از قدرتش به دست وزیرش است. همان قدرتها را تقریبا دارد.

اگر ما هم به مقام جانشینی خودمان  پی ببریم خواهیم دید که درون هر کدوم از ما یک شفاگر الهی و یک گوهر گرانبهای الهی است، که به یک نوعی میتوانیم به اذن خدا و با توکل به خدا از چالش­ها عبور کنیم. می­توانیم بیماری­مان را شفا بدهیم، مشکلاتمان را بر طرف کنیم، و جریان فراوانی و برکت را در زندگیمان وارد کنیم. این واقعیت کل تمام آموزشهایی هست که من در آموزش­های پاکسازی کوانتومی می­دهم. تمام راه حل­های معنوی هست که به تمام کاربران می­دهم که هر مشکلی با آن  قابل حل است و واقعیت دارد.

مگر میشود؟ بله! این یک نوع درمان کل نگر است. بعضیها میگویند چطوری نسخه همه چیز را با هم می­پیچی؟ میگویم راه حل معنوی برایش فرق نمی­کند مشکل چه باشد! مثل آسیاب است. همه چیز را خرد میکند. می­خواهد بیماری باشد، می­خواهد فقر باشد، می­خواهد مشکلات دیگر باشد، همه­اش یک راه بیشتر ندارد. درد امروز بشر، بی خدایی ماست. ما از خداوند دور شدیم و گرفتار شدیم. گرفتار نفس شیطان شدیم و این همه مشکلات در زندگی ماست. و اگر یک کسی بیاید و ما را به خودمان  بنمایاند و بگوید تو که هستی و قدرت را بداند. آن  موقع است که دیگر در پوست خودمان  نمیگنجیم.

مثل موسی که خداوند که گفت من یک لحظه در کوه تجلی میکنم. موسی افتاد و اصلا نتوانست تحمل کند. ما هم وقتی بفهمیم چه خدایی داریم و چه قدرتهایی به ما عطا کرده، نمیتوانیم در پوست خودمان  بگنجیم.

خواهش میکنم به اندازه ای که این موضوع را درک میکنیم، از آن استفاده کنیم. رسالت کسی که بیمار هست و خانواده عزیزش این است که روحیه­شان را حفظ کنند، روی خودشان کار کنند و باور کنند که میتوانند با قدرتهای درونی، با قدرت تلقین، با قدرت ذهن، شفای الهی را ایجاد کنند. آیا اطرافیان بیمار هم تصور و تلقین کنند اثری دارد؟ بله! به نظر من اثر دارد. اگر بخواهم درباره اش صحبت کنم این فایل طولانی میشود، ولی من در دوره پاکسازی کوانتومی پیشرفته[1] در این باره صحبت کردم. و در آن جا میگویم دلیلش چیست و منابع آن را هم ذکر می­کنم.

پس دومین راه حلم را هم گفتم. راه اول توسل و توکل به خداوند و دانستن این است که یک بیماری یک نعمت برای تو است و باید آن نقمت را به نعمت تبدیل کنی و راه حل دوم این است که هو شافی (اوست شفادهنده) و بدانی که قدرتهای درون تو، شفادهنده درون تو میتواند بیماری ات را کوچک کند و از بین ببرد.

سومین راهکار: از تصویر ذهنی مثبت استفاده کن

لطفا اگر در مسیر درمان قرار میگیری و دکتر میروی، یک کار دیگر هم در کنار آن انجام بده. به خاطر داشته باشید که من نه پزشک هستم و نه حق دارم در این مسائل دخالت کنم. من به عنوان یک مربی انگیزشی و به عنوان کسی که نیرو، انرژی، روحیه به انسانها می­دهد صحبت میکنم.

اگر دکتری در کنار شما قرار گرفته، به حرفهایش توجه کنید و از داروهایی که به شما می­دهد، پرتو درمانی، شیمی­درمانی و …به خوبی استفاده کنید. اما در کنار آن حتما تصویر ذهنی را هم به کار بگیرید. در کنار درمان یک تصویر مثبت هم بگذارید. با خودتان بگویید: «این دارو شفادهنده من است، این کورتون شفادهنده من است.» این تصویر به درمان و تاثیر دارو و تجویز پزشک کمک میکند.

به بیماران روحیه بدهیم

میخواهم بگویم علم پزشکی نوین را درست استفاده کن و خودت هم به خودت روحیه بده، و راه حل جامع را هم داشته باش. همان طور که داری کار پزشکی ات را انجام میدی این تصویرسازی را هم انجام بده.

این خیلی عالی است که خیلی از پزشکهای عزیز سرزمینمان به بیمارشان میگویند تو خوب میشوی. مثل یک نفر در برنامه­ ماه عسل که پزشکش در کرمان به او گفته بود: «من تو را خوب می­کنم، تو از این اتاق، خوب می­روی بیرون.» چه قدر این کار زیباست. اگر پزشکی این کلیپ را می­بیند بداند که به نظر من روحیه دادن به بیمار صد برابر از نسخه و دارو اثربخش­تر است. چون وقتی به او می­گویی تو خوب میشوی، باور می­کند که می­تواند خوب بشود. ولی وای به وقتی که پزشک سری تکان بدهد و بگوید نمی­دانم.

نمیدانم بعضی از افراد به مباحث ما اعتقاد ندارند یا در دانشگاه درس داده نمیشود، که وقتی  صحبت از این مباحث می­شود انگ شیاد بودن به ما می­زنند. در حالی که حقیقتا دلیلی ندارد آن چیزی را که نمی­بینیم که وجود نداشته باشد. نگاه ماتریالیستی باعث می­شود آدمها بگویند باید آن چیزی را که من میبینم میپذیرم و چیزی را تا من نبینم نمیپذیرم. در صورتی که ما برق را هم نمیبینم. انرژی و دنیای انرژی را نمی­بینم. خیلی چیزها را نمیبینم. قدرت تلقین را هم نمی­بینیم، ولی اثرش را میتوانیم ببینیم.

در هر صورت ما ارادتمند همه پزشکان هستیم. خواستم به پزشکان بگویم که به بیمارتان روحیه بدهید، بگویید که شفا پیدا میکند. مثل آن  پزشک کرمانی عزیز بگویید: «حالا که از این در آمدی، باید سالم بروی بیرون.» آن بیمار با همین یک حرف سالم شده بود، خوب شده بود. باعث شده بود که اتفاقات خوبی برایش رخ بدهد. چه قدر این منش عالی است.

چهارمین راهکار: طب سنتی را به عنوان اصلاح سبک تغذیه به کار بگیر

مورد آخری که به عنوان چهارمین راه حل خواستم خدمتتان بگویم – به عنوان کسی که مدتها درباره طب سنتی و طب مکملی  کار کرده- مشورت با یک طبیب سنتی است. خدا را شکر در حال حاضر در کشور به صورت کلی بر روی آن کار می­شود، و مخصوصا بحث تغذیه یک مبحث جدی شده است. به نظرم هم اکنون در اکثر شهرها، یک طبیب سنتی حاذق وجود دارد، کسانی که در شهر ما در دانشکده­های طب سنتی تحصیل کرده­اند.

همین امروز یکی از کاربران خودم به من گفت که: «من یک پزشک طب سنتی هستم و اکثر کلیپ­های شما را دیده­ام، و اگر بیماری داشتید می­توانید او را به ما ارجاع بدهید. ما میتوانیم با روشهای طب سنتی خیلی از بیماری­های لاعلاج مثل سرطان، دیابت، ام اس، … را درمان کنیم.» خدا را شکر.

به عنوان چهارمین راه حل، میخواستم به بیمار بگویم که حداقل تغذیه ات مناسب باشد. چون طب سنتی می­داند که چه چیزهایی برای بیماریت خوب است. البته چیزهایی که به عنوان داروهای طب سنتی رایج شده به عنوان مکمل داروهای شیمیایی باید مد نظر قرار بگیرد. چون چالشی بین طب سنتی و نوین وجود  دارد و به عقیده من، همه اش را باید با هم در نظر بگیریم. من در این کلیپ راه حل جامع را توصیه می­کنم.

همه چیز به دست خداست

به یاری خدا بدان که تو میتوانی توسط خداوند شفا پیدا کنی. او یک پزشک خوب سر راهت میگذارد. همین کلیپ را هم خداوند به دل من انداخت تا پر کردم و اکنون در دست تو است. یکی از کارمندان من گفت که لطفا یک فایل صوتی برای خانمی که خیلی به خاطر شوهرش ناراحت است بفرست. این کلیپ در حقیقیت همان حرفهایی است که به او زدم.

یکی از روشهای قدیمی من این است که هر وقت میخواهم به یکی مشاوره بدهم، دعا میکنم و میگویم خدایا تو بر زبانم جاری کن. وقتی شروع به صحبت کردم فکر کردم حیف است این کلماتی که خدا به من عنایت کرده است به گوش دیگران نرسد.

دوست دارم این کلیپ را برای تمام بیماران این سرزمین، بیماران سرطانی ارسال کنیم. و بیمار عزیز و خانواده بیمار سرطانی یا صعب العلاج بدانید که شفادهنده خدا است. بدانید که خدا در شما قدرتهای زیادی آفریده. بدانید اگر بخواهید و روحیه خود را حفظ کنید قطعا میتوانید بر این بیماری پیروز شوید. وقتی این بیماری را زمین زدید، آن  موقع میفهمید که خدا را در کنارش پیدا کردید و بعدها میگویید خدایا شکرت که این بیماری را به من دادی که در کنارش من تو را پیدا کردم و فهمیدم که تو هستی و قدرتهای درونم را کشف کردم. و این گونه است که هرچند الان ناراحتید، ولی بعدها متوجه میشوید که حکمتی داشته و میگویید: «خدایا شکرت.»

راه های غلبه بر سرطان

دوستتان دارم و از خدا میخواهم همه بیماران شفا پیدا کنند. بیایید همه با هم برای شفای همه بیماران دعا کنیم. چه خوب است که برای مولای­مان و صاحب­مان و حجت حق بر روی زمین که زنده است و اگر بیاید کاری میکند که با علمش هیچ بیماری در زمین نمیماند و بشریت را نجات میدهد، – برای فرج مهدی فاطمه (عج) – هم دعا کنیم.

شاد باشید.

دوستتان دارم

یا علی مدد

اشتراک گذاری