سلام

شما الان من را مشغول خاک‌بازی می‌بینید! با این کار چه می‌خواهم بگویم؟ می‌خواهم بگویم که پاستوریزه نباشید! یعنی چه؟ یعنی همین الان اگر میوه نَشُسته در منزل دارید، هر چیزی که نَشُسته است، مثلا یک خیار نَشُسته را بردارید و بخورید! نگویید که وای! من باید آن را باید استریل کنم تا ضدعفونی بشود! باور کنید که این‌ها باورهای غلطی است که ما پیدا کردیم و فکر می‌کنیم که اگر میوه نَشُسته بخوریم مریض می‌شویم و به بچه‌ها هم این را انتقال داده‌ایم.

وسواس امکان بروز بیماری را تشدید می‌کند

استادم این را بسیار زیبا به من درس داد. یک بار با او به میوه فروشی رفتیم و او گفت: «از این خیارها بخور.» پرسیدم همین طوری؟! و او گفت: «میوه را باید همین طور نشسته بخوری!» میوه را برای این می‌شورید که فکر می‌کنید میکروب دارد و ما را مریض می‌کند. این را دانشمندی به نام پاستور گفته است که علت بیماری را میکروب شناخته بود و می‌گفت هر کس که بیمار است به دلیل وجود میکروب، دچاری بیماری شده است. بعدها دیدند که نه! همین میکروب در بدن افراد دیگر هم می‌رود و آن‌ها مریض نمی‌شوند. پس در حقیقت عامل، خود میکروب نیست. در موارد متفاوت نتیجه‌های مختلفی به دست می‌آید. به نظر من میکروب عامل بیماری نیست، این خود ما هستیم که پذیرنده و قبول کننده بیماری هستیم و می‌توانیم آن را در وجود خودمان بخریم.

جالب این است کسانی که خیلی سعی می‌کنند پاستوریزه و تمیز باشند بیشتر مریض می‌شوند. من این را بارها در اقوام و آشنایان دید‌ه‌ام. کسانی که همیشه مراقب بچه‌ها هستند، و آب جوشیده استریل شده به بچه‌ها داده‌اند، فرزندانشان بیشتر بیمار شده‌اند.

خیلی جالب است که در روستایی بچه‌ها در گل و لای بزرگ و در فاضلاب‌ها بازی می‌کردند. یعنی آن‌ها در مرداب و فاضلابی که به آن می‌ریخت زندگی می‌کردند. دانشمندی تحقیق کرد و متوجه شد که این بچه‌ها اصلا بیمار نمی‌شوند. او متوجه شد که این میکروب‌ها اصلا در وجود آن‌ها اثر نمی‌کند. ما خودمان مارک زدیم که میکروب آمد و ای داد بیداد!

همین الان – مخصوصا اگر وسواس دارید – به سر کوچه بروید و یک مقدار شن و خاک بردارید و روی فرش خانه بریزید و اجازه بدهید بچه‌ها با آن بازی کنند!!! بدانید که این ما هستیم که با ارتعاش منفی خود می‌گوییم ای وای! میکروب آمد! و میکروب هم حتما شاداب می‌گوید که این آدم از من می‌ترسد. من باید بروم و بیمارش کنم. خودمان داریم پذیرنده می‌شویم که همه چیز باید تمیز و استرلیزه باشد. چه اتفاقی افتاده، آن‌هایی که خودشان بیشتر رعایت می‌کنند بیش‌تر هم بیمار می‌شوند.

من نمی‌خواهم با «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ»[1] مخالفت کنم. نمی‌گویم که نظافت را رعایت نکنیم. نظافت جزوی از ایمان ما است. اما به نظر من حساسیت بی‌جای ما که بچه‌ها را پاستوریزه بار می‌آوریم اشتباه است.

خود را با حساس نبودن واکسینه کنید

در این رودخانه زاینده‌رود ممکن است خیلی فاضلاب وارد شود، ولی من می‌روم و از آن آب می‌خورم و هیچ مشکلی هم ندارم. اصلا همین الان جلوی دوربین از آن می‌نوشم! من هر وقت از آن می‌نوشم می‌گویم این بسیار پر انرژی است و خوب است و من را شفا می‌دهد! نگاهم را تغییر دادم!

نگرش پاستوریزه بودن یک باور غلط است به نظر من که شما بدن خود را ضعیف می‌کنید. واکسیناسیون را حتما می‌شناسید. یک میکروب ضعیف شده را در بدن وارد می‌کنند و بدن می‌تواند با آن مقابله کند و دیگر مریض می‌شود. من هم همه میکروب‌های اطرافم را می‌خورم! سیستم دفاعی درون من آن قدر قوی می‌شود که در برابر همه آن‌ها مقاومت می‌کند.

سیستم ایمنی بدن ما بی‌نظیر است. این مای هستیم که به بدن‌مان برچسب می‌زنیم و می‌گوییم ما ضعیفیم. یعنی با پذیرفتن این که همه چیز را باید پاستوریزه بخوریم می‌پذیریم که ما انسان‌هایی بسیار ضعیف هستیم و طبیعتا سریع هم بیمار می‌شویم.

از این به بعد حساس نباشید، من هم حساس نیستم. خیار نَشُسته هم بخورید هیچ اشکالی ندارد. هیچ اتفاقی برای من نیفتاده برای تو هم نمی‌افتد. این‌ها را برای افراد وسواسی می‌گویم. یک ظرف خاک به خانه‌ات بیاورید، بازی کنید و لذت ببرید و مطمئن باش هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

واقعیت این است که ارتعاش و شعور ذره به ذره سیستم دفاعی بدن ما آگاه است و می‌تواند ما را در برابر بیماری محافظت کند. امیدوارم که از تجربه خودم توانسته باشم چیزی را به شما یاد بدهم. حرفم این بود که حساس نباشید، این قدر پاستوریزه نباشید. کمی با طبیعت باشید. وقتی دست به خاک می‌زنید انرژی مبادله می‌شود و اتفاقات بسیار خوبی برای شما می‌افتد. همین الان با فرزندتان خاک‌بازی کنید. بچه‌ها ذاتشان درست است و از گل‌بازی لذت می‌برند. آن‌ها به ذات خود نزدیکترند. فکر نکنید این گل و خاک ضرر دارد و ما را بیمار می‌کند، برعکس ما را  پر انرژی می‌کند و به اصل وجودمان باز می‌گرداند.

خیلی دوستتان دارم.

شاد و پرانرژی باشید

خدا نگهدار شما باشد

[1]  محدث نوری، مستدرک‏الوسائل، موسسه آل البیت قم، 1408ق، 16،ج 16 ،ص316.

اشتراک گذاری