داستان واقعی و خاطره نبرد با یک گله گرگ گرسنه در زمستان را از زبان محمد افلاکی بشنوید. در این ویدئو سه خاطره مشابه از حمله گرگها ، سگ نگهبان مزرعه و شغال را با جلوه های ویژه خواهید شنید که هم می خندید و هم لذت خواهید برد و در نهایت این گرگ و سگ و شغال را به همان مشکلات زندگی تشبیه خواهم کرد و اینکه چگونه غلبه بر ترس را فرا بگیریم و به سمت مشکلات زندگی خود حمله کنیم و با اینکه می ترسیم که شکست بخوریم ، با این شیوه پیروز شویم.

دانلود ویدیو با کیفیت 360p

78 مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

داستان زندگی ما داستان نترسیدن، غلبه بر ترس و غرش بر گرگ‌ها، سگ‌ها و شغال‌هایی که است که به نوعی در در زندگی ما هستند. گرگ نفس، گرگ فقر، گرگ بیماری، گرگ افسردگی و ناامیدی. همه گرگ‌هایی که از درون من به سمت ما حمله می‌کنند و ما هم فرار می‌کنیم و حاضر نیستیم در برابر آن‌ها بایستیم تا پیروز بشویم. مشکلات به سمت و من و تو حمله کرده‌اند و ما هم باید به سمت این‌ها حمله کنیم.مطمئن باشید غبله بر ترس و حمله من و تو به سمت مشکلات، نگرانی‌ها و ترس‌ها آن‌ها را دور می‌کند. هر چه گرگ مشکلات بزرگ‌تر باشد، تو هم باید غرشی بلندتری بکنی، تو باید به سمت مشکلات حمله کنی، ما قدرتی که داریم تمام جانداران از ما حساب می‌برند. هیچ شیری نمی‌تواند به انسان لطمه‌ای بزند چون انسان هر شیری را به اسارت خودش در می‌آورد.پس هر گرگ نفسی و هر شیری به نوعی و به جنس دیگر و با شکلی دیگر در زندگی امروز ما به من و تو حمله می‌کنند و وقت آن است که بلند بشویم و با این که می‌ترسیم به سمت آن‌ها حمله کنیم. وقتی قدم اول را برداریم خداوند در وجود ما طلوع می‌کند و ما قدرت بیشتری می‌گیریم و آن وقت است که مشکلات به زانو در می‌آیند و تمام گرگ‌ها و شغال‌های وحشی از زندگی ما بیرون می‌روند.

دانلود متن به صورت PDF

مشاهده ویدئوهای بیشتر