نوشته‌ها

ورشکستگی عاطفی یا مالی امروز ما میتواند سکوی پرتاب باشد.

شاید در زندگی ما این اتفاق افتاده باشد که از دست شخصی در تحریم عاطفی قرار گرفته باشیم و محبت او را از دست داده باشیم و بعدش دچار بحران و ناراحتی های احساسی شده باشیم و یا دچار ورشکستگی مالی در کسب و کارمان شده باشیم ؛ به هر حال فرقی نمی کند این اتفاقات بد می تواند ما را نابود کند و یا می تواند نقطه عطف شروع زندگی جدید پر از موفقیت و حال خوب امروز ما باشد در این کلیپ تجربه واقعی 2نفر را مشاهده کنید

یکی از کاربران سامانه از خارج از کشور سوالی را مطرح کرده اند و واجب دانستم که جواب آن را بدهم

ایشان در خارج از کشور با همسرشان زندگی می کنند،مطرح کرده اند که همسر ایشان به تهران آمده  و دیگر برنگشته است و ایشان را در قربت تنها گذاشته است،همان کسی که با ایشان همراه و هم سنگر بوده است دیگر بر نگشته است،در آن فایل صوتی کاربر گریه کنان صحبت میکرد و میخواهم در این قسمت ایشان را راهنمایی کنم.

ایشان که گفتند همسرم من را رها کرده است و من نمیتوانم ایشان را ببخشم،در اول پاسخ گفتم:دوست عزیزم همسرت شما را رها کرد چرا که از تو خسته شده است،وقتی در انتها ما باید به وسیله ی مرگ از هم جدا شویم،یا وقتی دو نفر نمیتوانند با هم باشند و یکدیگر را رها میکنند،این موارد میتواند با روش های مختلفی انجام گردد:یا مرگ یا جدایی و یا هر چیز دیگری.

اما جایگزین آن چیست؟

من همسرم را در آغوش میگیرم،همبستر او هستم و عشق او را دارم و لحظه به لحظه با اوهستم،حالا اگر او ناگهان از زندگی من حذف شود چه میشود؟!

میخواهم بگویم که نقطه ی عطف شما از همینجا شروع میشود،اگر چیزی از شما گرفته میشود،چه چیزی به جای آن باید به شما داده شود؟

اگر چیزی را از دست میدهید جای خالی آن را با چیزی پر کنید که فانی نباشد و همیشگی برای شما باشد،همانگونه که حضرت ابراهیم فرمودند من چیزی را میخواهم که هیچگاه افول نکند.

همسرت رفته،اما خدای تو که نرفته!!!

در همین وقت است که خدا بیشتر از هر وقت دیگر میتواند در دله ما جای کند و میتوانیم او را به گرمی در آغوش بگیریم و به او عشق بورزیم،در حال حاضر هست که میتوانی حال خوب را با خدا پیدا کنی و این فرصت تنهایی دقیقا فرصتی هست که بتوانی به خداوند نزدیک شوی،بعده ها که سرعت رشد و تعالی خودت را میبینی ،میگویی خدارا شکر که همسر من مرا رها کرد و رفت چرا که من در قربت و جایی که هیچکسی را نداشتم خدایی را یافتم که الان دیگر بدون او نمیتوانم زندگی کنم،اگر ارتباطت را با خدا نزدیک تر کنی خداوند نیمه ی گمشده ی تو را که فرد حقیقی زندگی تو هست  به واسطه ی عشق به خودش در زندگی ات قرار میدهد اما ابتدا باید روی خودت کار کنی.

در کنار دوست خوبم جواد هستم که او هم دقیقا همین ماجرا را چند ساله پیش گذراند و آن را به خوبی پشت سر گذاشت او میگوید:

  • من در مالزی زندگی میکردم و همسر من به ایران برگشتند و دیگربه مالزی برنگشت به عبارتی رفت که رفت که رفت…
  • آن موقع بسیار شکسته و ناراحت شدم و همه ی اتکایی که به او داشتم از بین رفت پس از آن به دنبال چرایی و دلیل آن رفتم که ببینم برای چه این اتفاق برای من افتاد.در آن لحظه خدا را پیدا کردم،همسر من مهره ای بود که خداوند او را در زندگی من قرار داد تا درس هایی را به من بدهد و برود او عروسکی بود که آمد و رفت،وابستگی من بسیار زیاد بود و دوستانم به من میگفتند تو هر جایی میروی از او یاد میکنی و خیلی به او وابسته هستی،خداوند غیور است،در دل هر کسی فقط جای یکی هست و آن هم خداست اگر به کسی زیاد از حد دل ببندی او را از تو میگیرد،خدایا شکرت که او را ازمن گرفتی و این وابستگی مخرب را از من گرفتی پس از آن خداوند اصل جنس که خودش بود را به من داد و رسالت و زندگی من هم از همان موقع شروع شده،پس از آن شروع به مطالعه در رابطه به زندگی مشترک زناشویی،مسائل جنسی و… کردم که همه ی آن ها برای من بسیار ارزشمند بود و در این راه محمد بسیار به من کمک میکرد و از او ممنونم اگر این اتفاق برای من نمی افتاد در حال حاضر یک زندگی نرمال و روزمره تکراری را داشتم اما این موضوع باعث پبشرفت من شد.

اگر میخواهید انسان عادی نباشید و به قوله خودمان سوپرمن باشید در اتفاقات بد امروز زندگی (طلاق،ورشکستگی یا هر چیزی) قند و شیرینی الهی که برای پروراندن تو فرستاده می شود را دریاب.

نیچه میگوید:هر آن چیزی که تو را نمیکشد ،قطعا تو را قوی میکند.

پس در اتفاقات بد زندگی اگر بخواهی از دیده منفی نگاه کنی چیزی به دست نمی آوری همانطوری که جواد میگوید من در دو فایل جدا در دوره پاکسازی کوانتومی کار کردم و باز هم کار خواهم کرد،در این حالت تو به او در هم تنیدگی انرژیک داری و تا آن تارهای انرژی را قطع نکنی آزاد نمی شوی و نمیتوانی حرکت نو را آغاز کنی باید خودت را از این قضیه بکشی بالا و برای آن باید جایگزینی را پیدا کنید.

به طور مثال اگر فردی بخواهد سیگار را ترک کنید باید برای آن جایگزینی مناسب پیدا کن برای آن کار کشک،تخمه و موارد دیگر مفید و سودبخش است،من محمد افلاکی 19 سال از جوانی ام را سیگار کشیدم اما چندید سال است که دیگر سیگار نمیکشم و حتی اگر بوی آن هم به من بخورد سردرد میگیرم،بله درست است که سیگار برای یک لحظه من را آرام میکرد،اما الان دیگر فرمول جایگزین آن را پیدا کرده ام:

خدا!

یاد او،علی بذکر الله تطمئن القلوب را میکشم،وقتی یاده آن مهربان زیبا که هیچگاه افول و افت نمیکند می افتم میگویم خدایا چه وقت مرا پیشه خودت میبری؟حسه مرگ هم برای من تازگی پیدا میکند،چرا که با آن به عشق حقیقی خودمان نزدیک تر میشویم.

مشکلات و دربه دری های ما بهانه ای است که خداوند می خواهد با آن ها ما را به خودش نزدیک کند و بعد از آنکه به او نزدیک شدی حالت خوب میشود و سطح ارتعاشات تو به خداوند بالاتر میرود بهترین عشق و بهترین نیمه ی گمشده و انسان های معنوی که تو را به خدا نزدیک تر میکند را برای تو میرساند همانطور که همسر کاربر گرامی که ایشان را رها کرده ان بهانه و وسیله ای شده اند که او به خداوند نزدیک تر شود .

خداوندا غیر از تو هیچکس را نداریم،ما مثله همانهایی هستیم در یک کشتی هستند که حافظ میگوید:

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز….

یعنی ما دقیقا در آن فرصت قرار داریم و باید اینگونه تصور کنیم که تنها باید به یک جا وصل شویم اگر من بهترین و زیباترین همسر را هم داشته باشم سر انجام روزی باید از هم جدا شویم یا او زودتر از دنیا میرود یا من از دنیا میروم.

از جواد عزیز میخواهم پیامی را به کاربران بدهد چرا که او فردی است که این مورد را تجربه کرده است و بهتر از هرکس دیگری می تواند او را راهنمایی کند و این را هم به شما بگویم که شما هیچ چیزی کم نداشتی که او شما را رها کرده و رفته،او در درون خود چیزی را کم داشته است که برای پیدا کردن او در تهران،در خانواده و یا در هر محیط دیگر به دنبال آن میگردد همانطور که یک شاعر انگلیسی میگوید:مرد و زن در معبد عشق با یکدیگر پیمان میبندند که تا ابد با هم دیگر وفادار بمانند و اما چه پیمان کوتاهی است،زندگی دو روز است،این پیمان شما قرار بوده دو روز باشد اما حالا نصف روز شده،با کسی پیمان ببندیم که بدانیم او مارا رها نمیکند و دنبال بهانه نمیگردد و با برنامه ای میخواهد خودش را به ما نزدیک کند.

  • غصه در آن دل رود کز هوسه او تهی است غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست.

من از این شعر بسیار خوشم آمده است وقتی خدا را در زندگی خودمان بیاوریم بعد از آن دیگر هیچ انسانی نیست که بتواند از هیچ نظر جای خدا را برای ما بگیرد و دوست عزیز بدان که در این لحظه نمیتوانی مصلحت خدا را ببینی چرا که در حال حاضر درگیر آن هستی ولی وقتی از آن بیرون بیایی،دوسال دیگر میبینی بهترین لحظه ی زندگی تو بوده و بتوانی خدا را جایگزین کنی میبینی که خداوند هر آنجه که بود را چندین مرتبه بهترش را برای تو آورده است.

در حال حاضر که من گاها میبینم کسی را ندارم،با کمی فکر میبینم من همه چیز را دارم و خداوند تمامی نیاز های روحی من را برطرف میکند و هیچ جای خالی در خودم ندارم میتوانی آن چند مرحله ی بعد از جدایی را هم در وبسایت ما بخوانی و ببینی چگونه میتوانی با این مشکل کنار بیایی و برای همسرت و کسانی که او را در این کار تشویق کردند را هم دعا کن هرچند کار بسیار سختی است انسان دشمنش را دعا کند اما اگر این کار را بکنی کاملا رها می شوی دقیقا مثله همان چیزی که محمد میگوید،وقتی که بخشیدی بهترین چیز ها را چه مال و عزت و معنویات باشد همه را فقط خودش میدهد به تو.

وقتی فکرش را میکنم میبینم چه شب هایی هست که من درد دل هایی دارم و همسرم خواب است و من نمیتوانم اورا بیدار کنم،اما کسی هست که همیشه بیدار است ” ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ” بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را بیایید هم آغوش او شویم روحمان که از جنس هم هست را با او گره بزنیم،ازدواج عاشقانه و معنوی با خدای خودمان و ببینیم هر لحظه او چگونه وارده زندگی ما میشود،آن موقع که خداوند به این شکل در وجود با آمد خدا را در تک تک آن انسان ها میبینیم چون آن ها نماینده های معشوق خودمان هستند و اینگونه نگاه من نگاه عشق می شود بدون هیچگونه طمعی،اینگونه است که با همه یکی میشوم و برای همه دعا میکنم.

دوست عزیز،من و جواد در این لحظه برای تو و امثال تو دعا میکنیم و یک جمله میگویم،این فرصتی است برای رشد تو که تمامی ثروت ها و برکت ها و فراوانی ها و سلامتی ها و… برای تو ظاهر خواهد شد،هر آنچه را که تو به لحاظ جسمی و جنسی به آن ها نیاز داریم،من و جواد از عمق مشکلاتمان خدا را پیدا کردیم،از اوج مشکل و دست و پا زدن بود که خداوند دستمان را گرفت و واقعا دلمان نمیخواهد دستمان را رها کند:

  • از خدا میخواهیم زودتر این مرحله را رد کنی و خدا را پیدا کنی و تو هم مارا دعا کنی،بیایید برای هم دیگر دعا کنیم،چون من میفهمم تو چه حسی داری و من خودم همه ی این درد ها را کشیدم اما خدا را جایگزین کردم و مطمئنم تو هم خدارا پیدا خواهی کرد.

در این لحظه من و جواد میخواهیم چشمانمان را ببندیم و دستانمان را رو به آسمان دراز کنیم و برای تو و امثال تو از خداوند در این آسمان آبی دعا کنیم و شما هم همراه دعای ما باش.

خیلی دوستتان داریم،شاد و پر انرژی باشید.

خدانگهدار.