نوشته‌ها

چگونه با کنترل افکار منفی شادابی و جوانی خود را حفظ کنیم؟

اگر می خواهی همیشه جوان باشی و پیری در تو ظاهر نشود از همین الان می بایست کنترل افکار منفی خود را به دست بگیری و مراقب افکار ناسالمی که در ذهن می پروانی ، باشی زیرا هر فکری در سیستم وجودی تو یک هیجان و یک ارتعاش خاص را ایجاد می نماید و سبب ترشح هورمونهای مختلف در وجود نازنین تو میشود و اگر این افکار منفی باشد در تو پیری و چین و چروک و ناشادی پوست را ایجاد می کند و واقعا نمی ارزد که ما جوانی و شادابی خود را بابت تفکرات منفی از بین ببریم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۴۱مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

آیا می خواهید پیر نشویم، آیا می خواهید صورتتان چین و چروک پیدا نکند؟ آیا می خواهید همیشه جوان تر از قبل باشید؟ راهکارش این است که کنترل افکار منفی خود را بدست بگیرید و اعمال و احساسات خود باشید.

شاید شما هم با این صحنه مواجه شده باشید که یکی از دوستانم همان طور که مشغول کارش بود، در افکار خودش غرق شده بود و با تغییرات که در صورتش مشاهده کردم متوجه شدم که به موضوعی فکر می کند و آن فکر هیجاناتی را در او ایجاد می کرد و چین و چروک هایی را در صورت زیبایی او ایجاد می کرد.

سعدی در یکی از شعرهایش به زیبایی اشاره می کند:

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید     برو عاشق شو ای عاقل گرت آسودگی باید

اگر می خواهید به آرامش و آسودگی خاطر برسید باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیرید و مراقب اندیشه ها و تفکرات زائد خود باشید چرا که این افکار منفی لحظه به لحظه ما را پیرتر می کنند و سلامتی ما آسیب می رسانند. هر فکری ارتعاشی را به جهان هستی ارسال می کند و یک هیجان و یک هورمون در وجود شما ایجاد می کند.

اگر چین و چروکی بر صورت ما پدیدار می شود به خاطر این است که دائماً افکار منفی به ذهنمان خطور می کنند و ما هم به راحتی به تفکرات زائد و شیطانی بها می می دهیم و با آن ها هم فرکانس می شویم. ما باید کنترل افکار منفی خود را به دست بگیریم و مراقب احساسات همین لحظه خود باشیم.

یادمان باشد با داشتن افکار منفی، هر لحظه از جوانی و شادابی پوست خود فاصله می گیریم و به پیری نزدیکتر می شویم. آیا دغدغه ها و نگرانی های ما ارزش این را دارند که شادابی و جوانی خود را به خطر بیندازیم؟ جوانی و شاداب بودن ارزشمند تر است یا داشتن افکار منفی؟ بی دلیل افکار کوچک و بی اهمیت را بزرگ می کنیم و سلامتی جسم و روح خود را خطر می اندازیم.

توصیه من این است که با بی خیالی کنترل افکار منفی را به دست بگیریم و افکار مزاحم را کنار بگذاریم. خیلی از دوستان به من می گویند که تو آدم بی خیالی هستی. من باید بی خیال افکار منفی و شیطانی باشم چون این افکار منفی مرا به ناکجا آباد می برد، جوانی مرا از من می گیرد، چین و چروک بر صورت من پدیدار می کنند و جسم و جان مرا پیر و فرسوده می کنند.

من تصمیم گرفته ام با کنترل افکار منفی و کنار گذاشتن افکار مزاحم پیر نشوم. می خواهم همیشه شاداب باشم و جوان بمانم. همیشه دنبال افکار مثبت و احساسات خوب هستم. ما باید همیشه مراقب افکار و احساسات خود باشیم. مراقبه و مدیتیشن به این معنی است که همین الان مراقب افکار و احساسات خود باشیم.

مشغول فکر کردن به چه موضوعی هستید؟ آیا سلامتی و جوانی شما ارزش این تفکرات زائد را دارند؟ افکار مثبت ما ارتعاشاتی را به کائنات ارسال می کنند و برکت، نعمت و سلامتی را به همراه می آورند. اگر امروز مراقب افکار و احساسات خودمان نباشیم نباید انتظار روزهای خوب و آینده عالی را داشته باشیم. کسانی به قله های موفقیت می رسند، کسانی ثروتمند می شوند که همین الان مراقب افکار و و احساسات خودشان باشند و با کنترل افکار منفی خودشان را دست شیطان نفس نجات دهند.

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

حضرت حافظ به زیبایی اشاره می کند که به شیطان غم بگو هر کاری که می خواهد انجام بدهد چون ما از شر این افکار مزاحم و شیطانی به خداوند پناه برده ایم. ما می توانیم با جاری کردن عشق الهی در وجود مان و با زنده نگه داشتن یاد خداوند در قلبمان، کنترل افکار منفی خود را بدست بگیریم و تمام این تفکرات زائد را کنار بگذاریم چون این افکار منفی، سلامتی و جوانی ما را به خطر می اندازند.

یکی از کاربران عزیز کانال عمومی ما در پیام های کاربران خوانده بود که می توانیم از تکنیک تبسم برای رسیدن به موفقیت استفادده کنیم، تصور کرده بود که شاید منظور از تکنیک تبسم همان تبسم چهره و صورت است در صورتی که تکنیک تبسم یک تکنیک پاکسازی کوانتومی است و می گفت از وقتی صورت خودم را متبسم کرده ام خیلی اتفاقات عالی برای من افتاده است.

بله به همین سادگی می توان با یک لبخند ساده اتفاقات خوب را به سمت خودمان جذب کنیم. پس بیاییم خودمان را اسیر تفکرات زائد نکنیم و بدانیم که جوانی و شادابی پوست ما و سلامتی جسم و روح، با افکار و احساسات ما به شدت ارتباط دارد و این افکار منفی ارزش این را ندارند که به خاطر آن ها جوانی خودمان را از دست بدهیم.

ما می توانیم با افکار و احساسات عالی که در خودمان ایجاد می کنیم و از اسارت افکار خود جدا شویم و شادابی را در صورتمان هر روز و هر روز بیشتر کنیم. که هر کسی ما را می بیند بگوید شما انگار هر روز جوان تر می شوید بله ما از شیطان غم نجات پیدا کرده ایم

شیطان غم هر آن چه تواند بگو بکن      من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

یاد خدا یعنی انرژی، یعنی شادی یعنی اوج جوانی، ای خدای مهربان از تو می خواهم توانایی کنترل افکار منفی را در ما ایجاد کنی تا بتوانیم تمام این افکار مزاحم و تفکرات زائد را از زندگی خود حذف کنیم و با افزایش سطح ارتعاشات خود به کائنات برکت ، نعمت ، سلامتی و جوانی را به به سمت خود جذب کنیم.

 

اشتراک گذاری

چگونه می توان با عشق بدی ها را به انرژی مثبت تبدیل کرد؟!

افرادی که حالشون خوب نیست و پر از انرژی منفی هستند مانند سازی هستند که از کوک خارج شده و آهنگ دلخراشی می زنند و هنر کیماگری ما این است که با انرژی مثبت و عشق خود ، ساز اینطور افراد را کوک کنیم و بدین شیوه خودمان هم بیشتر کوک میشویم و سمفونی زیبای عشق و صلح و آرامش را در این هستی به اجرا در خواهیم آورد و بدین صورت با کیمیاگری بدی ها را به خوبی تبدیل می کنیم و ارتعاش عالی را جهان هستی مخابره می کنیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۵۴مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

چند روز پیش اتفاق جالبی برای من افتاد که دوست دارم آن انرژی مثبت و حس خوب را با شما عزیزان هم به اشترک بگذارم و یک نتیجه گیری عالی از این اتفاق بگیریم. در یکی از روزها تصمیم گرفتم برای همکاری به شرکت یکی از دوستانم بروم و بدون هماهنگی رفتم نزدیک شرکت که رسیدم گفتم بگذار یک تماسی بگیریم و هماهنگ کنم دوستم گفت من امروز دفتر نیستم.

من هم که کمی حالم گرفته شده بود تصمیم گرفتم که حالا که تا اینجا آمده ام یکی از کارهای کم اهمیت را انجام بدهم، وارد شرکت دیگری شدم و کارم انجام دادم و وقتی که برگشتم دیدم که دو پیرمرد عزیز تصادف کرده اند، خدا رو شکر اتفاق خاصی هم نیافتاده بود ولی مشاجره ای بین آنها ایجاد شده بود که مجبور شدم وارد صحنه بشوم و طرفین دعوا را آرام کردم و با این که اصلاً مقصر نبودم از طرفین دعوا عذرخواهی کردم و حس و حال آن ها رو از حالت دعوا و مشاجره خارج کردم.

یک پیرمردی که شاهد کل داستان بود گفت خدا خیرت بده جوان و من هم خوشحال شدم که توانستم این چنین حرکت مثبت کوانتومی را انجام بدهم. کسبه و اطرافیان هم این حرکت مثبت را دیدند. در واقع ما به واسطه استرس ها و مشکلاتی که برایمان پیش آمده است از کوک در رفته ایم و آهنگ ناموزون می زنیم، حالمان بد است.

 من به دنبال همچین فرصت هایی می گردم که با ایجاد حال خوب در دیگران، خودم هم حال خوبی پیدا کنم. وقتی از آن صحنه تصادف و مشاجره دور شدم و حال خوبی را در طرفین دعوا ایجاد کردم و انرژی مثبت به آن ها دادم و همه چیز ختم به خیر شد، حس و حال خوبی در من ایجاد شد که خدا را بابت آن شکر کردم.

من در مقابل آن دو نفر که حال بدی داشتند تعظیم کردم و از هر دو آن ها عذرخواهی کردم. در  لحظه خداوند را در وجود خودم درک کردم. بیاییم در مقابل تمام آدم هایی که کوک شان در  رفته است تعظیم کنیم و احترام بگذاریم چون ما به عنوان جانشین خداوند دارای گوهر گرانبهایی در وجود مان هستیم.

بارها اتفاق افتاده است که در ترافیک ها دوستانی می خواستند سریعاً سبقت بگیرند و انتظار مشاجره داشتند ولی من به آن ها احترام گذاشته ام و چون در رانندگی عجله نمی کنم و بیشتر سعی می کنم آرامش خودم را حفظ کنم ولی بعضی از دوستان خیلی ها اعصابشان خورد است خیلی ها عجله دارند، خیلی ها تند رانندگی می کنند و مشاجره هایی پیش می آید و خود من در این موقعیت ها با یک عذرخواهی با یک احترام گذاشتن، عشق و انرژی مثبت را به دیگران انتقال می دهم و حال خودم را خوب می کنم و نمی گذارم حال بد دیگران روی من اثر بگذارد.

ما می توانیم به واسطه انرژی مثبت و چرخش کوانتومی حال خود و دیگران را خوب کنیم. البته قصد تعریف کردن این اتفاق منیت و غرور و دریافت ستایش دیگران نیست که من چه انسان خوبی هستم. قصد من این است که ما می توانیم با من الهی وجود نازنین مان و با انرژی مثبت که در دیگران ایجاد می کنیم قادر هستیم چه کارهای بزرگی را انجام دهیم.

ما می توانیم با ارسال ارتعاش انرژی مثبت و عشق الهی به جهان هستی اسرار کوانتومی اشرف مخلوقات را در وجود خودمان بیدار و بیدارتر کنیم. آیا حاضریم برای همه آدم هایی که از کوک درفته اند و ساز ناکوک می زند قدمی برداریم و انرژی مثبت و حال خوب را به آن ها هدیه بدهیم. ما می توانیم به عنوان کیمیاگر حال آن ها را از حال بد به حال خوب تغییر دهیم.

من این همه مسافت را طی کردم که به قرار کاری ام برسم و بعد از کنسل شدن فکر کردم که چرا من بی خودی این مسیر طولانی را طی کردم بعد متوجه شدم هم که خداوند طرح و برنامه عالی برای ما درنظر گرفته است. خداوند در آن روز به من ماموریت داد که عشق و انرژی مثبت را به دو عزیز پیرمرد خسته دل که حال خوبی ندارند هدیه کنم و در مقابل خودم هم حال خوبی پیدا کنم.

پیشنهاد می کنم اگر شما هم این چنین صحنه هایی مشاهده کردید، وارد شوید و انرژی مثبت و عشق الهی را به طرفین هدیه دهید. از عظمت وجود خودتان به دیگران انرژی مثبت بدهید و با جملاتی مثل حق با شماست، من عذرخواهی می کنم عشق را به دیگران هدیه کنید. اگر طرف دعوا هم خود ما باشیم بهتر است بگوییم تسلیم و پرچم عشق، سپیدی، پاکی و صلح را بالا ببریم، شما درست می فرمایید، من به شما احترام می گذارم.

مرد آن است که در کشاکش دهر       سنگ زیرین آسیاب باشد

اگر می خواهیم مرد باشیم باید در کشاکش وقایع روزمره، همه چیز را به عهده بگیریم و بگوییم شما درست می فرمایید و من عذرخواهی می کنم و با یک جمله من شرمنده ام از ایجاد یک تنش و انرژی منفی که در حال ارسال شدن به جهان هستی است و حال بدی را برای همه ایجاد می کرد و خیابانی را مسدود می کند و باعث ایجاد ترافیک می شود جلوگیری می کنیم. ما می توانیم به راحتی با انتقال انرژی مثبت و عشق ورزیدن به دیگران جلوی این ارتعاش منفی را بگیریم.

عشق بزرگترین درمانگر است، عشق در وجود من پدیدار می شود که به راحتی می توانم به دیگران تعظیم کنم و به آنها احترام بگذارم و حال خوبی به دیگران هدیه کنم. جالب اینجاست که در همان موقع که در حال آرام کردن طرفین دعوا بودم، درآمد من از حد معمول افزایش پیدا کرده بود و این لطف را هدیه خداوند به خاطر این کار خیر میدانم.

تو نیکویی کن و در دجله انداز       که ایزد در بیابانت دهد باز

قطعاً جواب تمام خوبی ها ما به دیگران در این جهان هستی بدون پاسخ نخواهد ماند و این مسئله بارها برای من اتفاق افتاده است. مولانا چه زیبا اشاره می کند که:

رقص آنجا کن که خود را بشکنی         پنبه را از ریش شهوت بر کنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند          رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند     چون جهند از نقص خود رقصی کنند

وقتی من از غرور و تکبر فاصله می گیرم و خودم را می شکنم آن موقع است که حس و حال خوبی در من ایجاد می شود و شادی و پایکوبی می کنم. و به قول حضرت سعدی:

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد       نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور      خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

پس بیاییم اگر در خیابان و اطراف مان شاهد دعوا و مشاجره هایی بودیم، ساطع کننده عشق و صلح، آرامش و انرژی مثبت باشیم. ما می توانیم به واسطه عظمت وجودمان به دیگران احترام بگذاریم و بگوییم بله حق با شماست و شما درست می گویید. تعظیم کردن و احترام گذاشتن نه تنها چیزی از ما کم نمی کند بلکه حس و حال خوبی هم در ما ایجاد می کند.

امیدوارم بتوانیم این منش را بارها و بارها تمرین کنیم تا بتوانیم از دیگران به راحتی عذرخواهی کنیم. باور کنید وقتی ما کوک نیستم با کوک کردن دیگران و ایجاد حال خوب و انرژی مثبت در آنها خودمان هم حال بهتری پیدا می کنیم و برکت، ثروت و فراوانی در زندگی ما جاری خواهد شد.

اشتراک گذاری

چرا آموزش های کل نگر می تواند پاسخگوی تمام نیازها باشد؟!

در نظریه روانشناسی کوانتوم دیدگاه کل نگر وجود دارد و اعتقاد بر این است که شعور ذره بر شعور کل و به عکس شعور کل بر شعور جزء جزء ذرات این عالم تاثیر گذارند و برای درمان هم نیازی نیست که به بررسی تمام ذرات بپردازیم و با تاثیر بر کل می توان مشکل تمام ذرات دیگر را هم حل کرد. در روانشناسی بالینی هرشخص را جداگانه تحلیل می کنند اما در روش کل نگر راه حلی ارائه میشود که با آن به تمامی انسانها میتوان کمک کرد.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۶۹مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش در مورد نظریه کل نگر و جز نگر در روانشناسی کوانتوم صحبت خواهم کرد. یکی از اساتید روانشناسی در مورد مربی هایی که در حوزه موفقیت مدرسین انگیزشی هستند انتقاد کرده بود گفته بود که این مدرسین آموزش هایی رو به صورت کلی ارائه می کنند و تحلیل جالبی کرده بود که هر شخصی یک نسخه خاص خودش را دارد و این مدرسین انگیزشی چگونه می توانند نسخه همه را به صورت کلی بپیچند. ما باید تست های روانشناسی مختلفی بگیریم با طرف مقابل کلی صحبت کنیم تا تازه بتوانیم به او راهکار بدهیم.

این دقیقاً نظریه جر نگر است یعنی من باید جز جز این فرد را باید بررسی کنم تا بتوانم او را راهنمایی کنم. ولی در نظریه کل نگر راهکار کلی در اختیار تمام افراد قرار می گیرد. یعنی شعور یک ذره با شعور کل در ارتباط است، یعنی اگر روی یک ذره تغییری اعمال گردید به واسطه درهم تنیدگی کوانتومی روی کل ذرات این عالم تغییراتی اعمال می شود، این عالم به شدت حساس است.

این عالم، عالم ارتعاشات است، عالم داد و ستد است، عالم انرژی و ارسال و دریافت است. نظریه کل نگر می گوید: من یک راه حل دارم، یک راه حل یکسان که برای همه مشکلات و برای همه افراد با شخصیت های مختلف می تواند کار بدهد.

یکی از استاد دانشگاه و دکتر روانشناس بالینی عضو هیئت علمی که بیان می کرد شما حرفی برای گفتن در رشته روانشناسی ندارید و یا تحصیلات آکادمیک در این زمینه طی نکرده اید در پاسخ به سوال ایشان عرض کردم که شما که در رشته روانشناسی تحصیل کرده اید و مدرک دکتری گرفته اید و عضو هئیت علمی هستید انصافاً چند فرد معتاد را نجات داده اید و درمان کرده اید و به جامعه برگردانده اید؟

آفرین به این استاد روانشناس بالینی که آدم صادقی بود و گفت هیچ کس، ما با علم روان شناسی نتوانسته ایم یک معتاد را هم از دام اعتیاد نجات بدهیم. مگر می شود با مشاوره روان شناسی یک فرد معتاد را درمان کرد ولی کسی مثل بیل ویلسون آمریکایی ۸۰ سال پیش با اصولی به نام ۱۲ قدم میلیون ها میلیون معتاد را در سراسر جهان نجات داده است و در کشور خودمان هم انجمن های دوازده قدمی گمنام، انجمن های دوازده قدمی الکلی های گمنام، انجمن دوازده قدمی معتادان گمنام، انجمن دوازده قدمی نیکوتینی های گمنام، هستند که پایه آن همان ۱۲ قدم بیل ویلسون است.

در نظریه کل نگر ۱۲ قدم کسی نمی گوید ببخشید آقای معتاد دوز مصرف شما چقدر بوده؟ نظریه روان شناسی کوانتوم یک نظریه کل نگر است یک راه حل برای همه افراد و برای همه دردها و مشکلات وجود دارد. راه حل های نظریه کل نگر راه های معنوی هستند. راه حل معنوی می تواند هر مشکلی را حل کند. فرقی نمی کند که چه مشکلی داریم.

آموزش های کل نگر هر بلا و مصیبتی را به خوبی تبدیل می کنند. اگر توانستیم این روش را آموزش بدهیم و با این متد به کاربران کمک کنیم، خیلی ارزشمند است. دوست روانشناس و استاد ارجمند، با وجود احترامی که برای همه شما قائل هستم ولی کتاب های دانشگاهی و روانشناسی فرویدی و روانشناسی های غربی که شما خوانده اید نتوانسته اند یک معتاد را نجات بدهند.

ولی راه حل معنوی ۱۲ قدمی که خود خداوند به یک فرد الهام می کند دقیقاً چند میلیون معتاد را در سرتاسر جهان نجات داده است. این در حالی است که این افراد حتی یک واحد از دروس روانشناسی را پاس نکرده اند و خود معتادان این روش دوازده قدم را توسعه می دهند و در آن ها معرفتی ایجاد می شود که می توانند دیگران را از دام اعتیاد نجات بدهند.

روش دوازده قدم برای انواع اعتیاد با دوزهای مختلف جواب می دهد از تخریب های پایین گرفته تا تخریب های بالا. این شیوه روان درمانگری کوانتومی کل نگر است. در دوره پاکسازی کوانتومی بیان می شود که فرقی نمی کند که مشکل ما چیست؟ فقر، بیماری ، نگرانی، استرس یا نرسیدن به موفقیت است.

راهکار ما یک راه حل است، آموزش های کل نگر متدها و روش های انرژیکی هستند ما می گوییم یک مشکل وجود دارد. روانشناسی کل نگر می تواند هر مشکلی را تبدیل کند و این جواب سوال دوستانی منتقد است. شما بیایید و سررشته امور را به دست بگیرید هر چقدر تا حالا افراد معتاد را از دام اعتیاد نجات داده اید مشکلات دیگر را هم حل خواهید کرد.

قصد من جسارت کردن نیست، برای کسانی که مدارج علمی را طی کرده اند احترام قائل هستم ولی این نکته را باید مدنظر داشته باشیم کهinformation  یعنی اطلاعات و همیشه گفته می شود اطلاعات، علم و دانش نیست، knowledge نیست. اطلاعات و information در پایین ترین سطح قرار دارند.

سطح بعدی که بالاتر از اطلاعات است، علم و knowledge است که بالاتر از اطلاعات است و سطح بعدی که بالاتر از علم قرار دارد معرفت یا  wisdom است. پس ای کاش از دانش رها بشویم و به بینش برسیم. ما در دوره های پاکسازی کوانتومی سعی کرده ایم به یک بینش متفاوت دست پیدا کنیم.

چون بینش می تواند شاه کلید تمام قفل های بسته هر شخصی باشد. فرقی نمی کند که ما دچار چه مشکلی شده ایم، راهکار یک راه حل معنوی است. ما سعی می کنیم به بینش و معرفتی عمیق دست پیدا کنیم. ما می خواهیم از دانش به بینش برسیم، صرف دانستن اطلاعات کافی نیست.

اطلاعات در اینترنت و کتاب ها به وفور یافت می شود اما آیا این اطلاعات توانسته اند بشریت را نجات بدهد. بینشی که در این متد دوازده قدم به معتادان مواد مخدر و معتادان الکلی آموزش داده می شود در هیچ کتاب دانشگاهی آموزش داده نمی شود. من شنیده ام که صدها انجمن دوازده قدمی در حوزه های مختلف ایجاد شده است که همه آن ها برگرفته شده از روش بیل ویلسون است.

روش دوازده قدم بیش از ۸۰ سال است که جواب داده است. انجمن های ۱۲ قدمی یکی از جوامعی هستند که موفق شده اند با یک راهکار معنوی مشکل اعتیاد را حل کنند. من هم بهعنوان محقق و روانشناس کوانتوم اصول کار آن ها را یاد گرفته ام به بینش ۱۲ قدم رسیده ام چون لازم است بدانم چه اتفاقی در این روش می افتد که معتادین نجات پیدا می کنند. چه راه حلی در این انجمن ها ارائه می شود که حتی روانشناس عضو هیئت علمی هم نتوانسته اند مشکل اعتیاد را حل کنند، مطمئناً راه حل معنوی فقط اطلاعات و information  نیست و سخنی است که از دل برمی خیزد و معرفت و wisdom است.

راه حل همه مشکلات تنها یک چیز است و آن خداوند است. در همه آموزش هایی که می دهیم سعی می کنیم که چگونه از خداوند دعوت کنیم که وارد زندگی ما بشود و از قوانینی که او بر این هستی وضع کرده است استفاده کنیم، قانون ارتعاشات، قانون خوبی کردن و دریافت خوبی ها.

کتاب آسمانی ما قرآن بزرگترین درمانگر ماست، کتاب حافظ علیه السلام برای من درمانگر است الان بیشترین معرفتی که بدست می آورم از کتاب حافظ بدست می آورم. آنقدر که حافظ به من درس معرفت می دهد در هیچ کتاب روانشناسی و هیچ کتاب موفقیت پیدا نخواهم کرد.

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی     کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

آن هایی که می گویند قانون جذب حقیقت ندارد، حافظ علیه السلام قرآن را خوانده است و به معرفت آن رسیده است و آن همه گوهر و الماس تراشیده و حدود ۵۰۰ غزل عالی را سروده است. این ابیات دقیقاً دوای درد نه تنها یک نفر بلکه دوای درد همه بشریت است و این همان نظریه کل نگر است.

مثل نظریه کل نگری که در طب سنتی وجود دارد. طب سنتی هم کل نگر است در پزشکی نوین برای درمان بیماری های قلبی باید به متخصص قلب مراجعه کنیم، برای درمان بیماری چشمی باید به چشم پزشکی مراجعه کنیم ولی پزشک های طب سنتی همه بدن انسان را واحد درنظر می گیرند. وقتی از سردرد حرف می زنیم می پرسند اوضاع گوارش شما چگونه است؟ همه این ها به هم ربط دارد و نباید قسمت های مختلف بدن را به صورت جزئی بررسی کرد.

در نظریه کل نگر یک راه حل ارائه می شود و آن راه حل برای همه قابل اجرا است این نظریه کل نگر است. پس اگر راه حلی پیدا شد که دوای درد همه بشریت و شاه کلید رسیدن به موفقیت باشد باید به خوبی از آن استفاده کنیم. برای همه عزیزانی که در هر حوزه ای فعالیت می کنند برای همکاران خودم، روانشناسان بالینی، تحصیل کرده ها و کسانی که از هر طریقی معرفت و دانشی و علمی را بدست می آورند دعا می کنم که بتوانیم خدمتگزار باشیم. ما می خواهیم روشی روشی را ارائه کنیم که در عمل به نتیجه دست پیدا کنیم.

بیاییم اگر دانشی هم داریم از خدا بخواهیم این دانش را به بینش و معرفت تبدیل کند. آموزش هایمان را به پرورش تبدیل کنیم. سعی کنیم از دانشی که می آموزیم در عمل استفاده کنیم که همه از آن لذت ببرند، نه فقط اطلاعات محض. اطلاعاتی که هر کامپیوتری قادر به ذخیره سازی آن است.

اشتراک گذاری

چگونه با پذیرش افکار منفی وجود نازنین خود را مفت فروختم

فاحشگی و روسپی گری همیشه مورد مذمت و سرزنش ما قرار گرفته است ولی من می خواهم اعتراف کنم که هر روزی که من به افکار منفی که از جانب نفس و شیطان درونی است ، پاسخ مثبت داده و اجازه می دهم دلم که خانه خداست به شیطان تعلق بگیرد ؛ به نوعی دارم خود فروشی می کنم و این شاید بدتر از روسپی گری یک فاحشه باشد که تن خود را می فروشد و شاید کار من از آن فاحشه هم بدتر باشد و امروز می خواهم که از فاحشگی ذهن توبه کنم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۵۱مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش به مقایسه فردی که خودش را در اختیار افکار منفی قرار می دهد و از نمی شود و ها نمی توانیم ها صحبت می کند با روسپی گری و فاحشه گری خواهیم پرداخت. شاید وقتی همه ما یک فرد فاحشه ای را می بینیم او را ملامت می کنیم که چرا گوهر وجود خودش را به ارزانی فروخته است و به راحتی تن فروشی می کند، اما شاید من که خودم را، دلم را و تمام وجودم را به شیطان و بدی فروخته ام در جایگاه پست تری نسبت به آن روسپی قرار داشته باشم.

فرد روسپی جسمش را در اختیار بدی ها قرار می دهد و خود فروشی می کند، ولی من روحم قبلم و ذهنم را در اختیار شیطان قرار می دهم و به نوعی فاحشگی می کنم. شاید روسپی برای امرار معاش خودش این کار را انجام می دهد، شاید برای لذت، شاید هم برای هوسرانی، ولی به هر دلیلی که مرتکب این عمل می شود در انتهای پول یا لذتی را از این کار خود کسب می کند اما من با پذیرش افکار منفی و مزاحم خودم را به چه بهایی میفروشم؟

من با پذیرش افکار منفی و مزاحم قلبم را که باید خانه خدا باشد به شیطان فروخته ام و این گونه فاحشگی می کنم و در انتهای این کار هم به هیچ چیزی دست پیدا نمی کنم. خدایا من از فاحشگی ذهنم به درگاه تو توبه می کنم، خدایا به جای این که یاد تو در دلم باشد آن را از جنس افکار شیطانی پر کرده ام و خودم را به راحتی به افکار زائد فروخته ام.

من به راحتی نمی توانیم ها و نمی شود ها رو باور می کنم و به نوعی روسپی گری می کنم و تازه به فرد فاحشه هم خرده می گیرم که این چه کار زشتی است که انجام می دهید. این درحالی است که شاید فرد روسپی جایگاه بهتری نزد خداوند نسبت به من داشته باشد، چون من روح و قلبم و خانه خدا را فروخته ام ولی فرد روسپی فقط جسمش را فروخته است.

یکی از دوستان تعریف می کرد که در زمان قبل از انقلاب خانمی بود که روسپی گری می کرد و می گفت همین اواخر او را در خیابان در حالی که قدم می زد دیدم، گفتم حتماً این فرد پیامی برای من دارد من باید بروم و با این پیرزن صحبت کنم جلو رفتم و به او سلام کردم و گفتم می خواهم امروز از شما درسی بگیرم.

پیرزن با حس و حالی عجیب گفت تمام ایام جوانی جسم را به دیگران فروختم و حالا فهمیدم که باید خودم را به خداوند عرضه می داشتم، من باید خداوند را به آغوش می گرفتم. مطمئناً این پیرزن وجود خداوند را عمیقاً درک کرده است و متوجه شده است که گوهر گران بهای وجود خودش را به ارزانی به حراج گذاشته است و الان آرزو می کرد که ای کاش به جای آن آغوش نامردان خودم را در اختیار خداوند قرار می دادم.

امروز داستان زندگی من این است که خودم را به افکار منفی و به شیطان فروخته ام. خدایا من از شر خودم به تو پناه می برم، آیه أعوذ بالله من الشيطان الرجيم در لحظاتی که وسوسه های شیطانی در وجود من پدیدار شده است کمک زیادی در جهت رهایی از افکار مزاحم داشته است.

خدا تو تنها کسی هستی که می توانی حائلی بین من و شیطان باشی، خدای مهربان این تو هستی که می توانی نجات گر وجود من در بین این افکار منفی و مزاحم باشی. ای خدای مهربان تصمیم گرفته ام فاحشگی نکنم و خودم و قلبم را در اختیار شیطان قرار ندهم تا در وجود من حلول کند و نمی توانیم ها و نمی شودها را به من یادآور شود.

خدایا توبه می کنم از تمامی لحظاتی که به خاطر داشتن افکار منفی ، روسپی گری کرده ام و قلبم و خانه تو را به شیطان و نفس درونی ام فروخته ام. از تو می خواهیم فقط تو در وجود ما متجلی پیدا کنی.

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار     خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه

خدایا می خواهم خانه تکانی کنم و تو در خانه قلب من قرار بگیری، می خواهم فقط تو به این خانه وارد شوی، نمی خواهم خودم را به بهایی ناچیزی بفروشم. وقتی که تو در قلب من قرار داری احساس شور و شعف می کنم.

کلمه خدا به این معنی است که به خود بیا، وقتی به درون خودمان سفر کنیم و گوهر گرانبهای وجود خودمان، توانایی ها و استعدادهایی را که در وجود ما به ودیعه گذاشته شده است کشف می کنیم و وقتی شیرینی با خدا بودن را درک می کنیم دیگر خودمان به بهای اندک خواهیم فروخت.

ای شیطان با تو به مقابله می ایستیم، خدای مهربان کمک مان کن در مقابل این نفس اماره، در مقابل این شیطانی که دائماً مرا به بدی امر می کند، بایستیم. چه زیبا خداوند در سوره یوسف بیان می کند ان النفس امارة بالسوء ، خدایا به ما رحم کن در مقابل شیطان درونی خود بایستیم و کنترل افکار منفی خود را به دست بگیریم تا خودم را به بهای اندکی نفروشم.

خدایا از تو می خواهم برای غبله کردن و از بین بردن افکار منفی همیشه کمکم کنی، خدایا دعا می کنم که به گوهر ناب الهی خودمان پی ببریم، خدای مهربان از تو می خواهم در مسیر بندگی ات کمکمان کنی تا در این راه ثابت قدم باشیم، مطمئناً بدون عنایت تو رهایی از شر افکار منفی و روسپی گری به هیچ عنوان ممکن نیست.

اشتراک گذاری

چگونه دیگران را ببخشیم و بدی های آن ها را فراموش کنیم؟

اگر از دست کسانی که ما را رنجانده اند خیلی عصبانی هستیم و هزاران حرف و غم نگفته داریم که روی دل مان مانده و باد کرده است و یک جورایی غم باد گرفته ایم؛ پس توصیه میکنم حتما این ویدئو را ببینید تا با تکنیکی ساده بتوانید بار زیاد این حرف ها را از روی دلتان بردارید تا در نتیجه حال بهتری پیدا کنید و در تعاملات بعدی با این فرد بهتر بتوانید رابطه برقرار نمایید و به نوعی خودتان رابدون عوارض جانبی خالی کنید.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۳۴ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این آموزش راجع به بخشش و فرایند بخشیدن و این که چگونه اشتباهات دیگران را ببخشیم با هم صحبت خواهیم کرد. در این ویدیو تکنیک بسیار قوی و موثری را در مورد بخشش دیگران معرفی خواهم کرد. اگر کسانی هستند که ما را رنجانده خاطر کرده اند و به ظلم کرده اند و ما هم دوست داریم حرف دلمان را به آن بگوییم که چرا این کار را با من کرده اید؟

برای دریافت پاسخ این سوال که چگونه بدی دیگران را فراموش کنیم باید کاغذی برداریم و هر چه دوست داریم به این افراد بگوییم روی این کاغذ بنویسیم. مثلاً چرا این رفتار را با من کردی؟ و تمام افکار و حرف هایتان را روی کاغذ بنویسید. با نوشتن این جملات روی کاغذ خودمان را از افکار منفی تخلیه می کنیم و هنگامی که حرف هایمان را روی کاغذ می نویسیم به این احساس می رسیم که انگار دیگر تخلیه شدم و حرف های دلم را بیان کردم.

می توانید نوشتن نامه و گفتن حرف های دلتان را چندین و چندین بار انجام بدهید. چون با نوشیتن های متوالی سطح جملات ما تغییر می کند و کم کم حالمان بهتر می شود. چون حرف مان را به طرف مقابل بیان کرده ایم و آرام آرام از سیاهی درون ما کاسته می شود و طرز بیان جملات عوض می شود.

با تکنیک نوشتن به نوعی به ضمیر ناخودآگاه هستی نامه می نویسیم که طرف مقابل من این ظلم ها را در حق من کرده است. ما با تکنیک نامه نوشتن این افکار منفی را روی کاغذ تخلیه می کنیم و سپس آن کاغذ را از خودمان دور می کنیم و یا معدوم می کنیم. ما بیان احساسات منفی و حرف های دلمان که از نگفتن آن ها در عذاب بودیم به نوعی به آرامش می رسیم.

با نوشتن افکار منفی و حرف های دلتان روی کاغذ وقتی با طرف مقابل هم روبرو شویم. درست مثل این که ما قبلاً حرف هایمان را به کائنات و جهان هستی بیان کرده ایم و حالا اگر قرار باشد به طرف مقابل حرفی را بزنیم مطمئن باشید که سطح جملات ما تغییر کرده است. چون ما قبلاً اکثر حرف ها و احساساتمان را بیان کرده ایم.

در نسخه دسکتابی تلگرام یک امکان این امکان وجود دارد که می توانید پیام های ارسالی خودتان را حذف کنید. اخیراً یکی از دوستان رفتار بد و غیر اخلاقی در حق من انجام داد و من خودم را خیلی کنترل کردم و در انتها یک پیام تلگرامی برای ایشون نوشتم و به صورت کامل توضیح دادم و حرف های دلم را گفتم و بعد از گذشت چند ساعت با نوشتن من و با تایپ کردن از افکار منفی تخلیه شدم و کمی آرام شدم و بعد تلگرامم چک کردم دیدم که هنوز تیک دوم نخورده و طرف مقابل هنوز پیام مرا نخوانده است. من با خودم فکر کردم که میشود این پیام را حذف هم کرد طرف مقابل پیام مرا نخواند ولی من احساساتم را بیان کردم و من از افکار منفی تخلیه شده بودم.

بعضی از دوستان سوال می کنند که چگونه کینه را از بین ببریم ؟ ما می توانیم نامه ای خطاب  کسانی که ما را خیلی رنجانده اند و به نوعی کینه و رنجش خاطری از آن ها به دل داریم بنویسیم و حرف های دلمان را روی کاغذ بیان کنیم. با این عمل از افکار منفی رهایی می یابیم و به آرامش بیشتری می رسیم.

با تخلیه کردن افکار منفی با این تکنیک می توانیم آنقدر به آرامش برسیم که فرد مورد نظر را کاملاً ببخشیم. ما با این تکنیک می توانیم فرایند بخشش را به خوبی طی کنیم و رنجش های درونی را پاکسازی کنیم. هر کسی که شما را آزرده خاطر کرده است و از او کینه و رنجش به دل داریم می توانید به وسیله نامه نوشتن این کینه و رنجش را پاکسازی کنید. چون بخشش هدیه ای است که به خودمان می دهیم.

هر باری که نامه جدیدی می نویسید متوجه خواهید شد که به مرور زمان بیان جملات شما تغییر خواهد کرد چون از آن افکار منفی مزاحم تخلیه شده اید، چون غمباد دلمان را روی کاغذ تخلیه کرده ایم. بیاییم این ناسزا و جملات زشتی را که قرار است به طرف مقابل مان بیان کنیم در جای دیگری به زبان  بیاوریم.

حرفی که هنوز به زبان نیاورده ام مثل تیری است که در چله کمان قرار دارد و وقتی که آن حرف بیان شد آن وقت جملات ما به جهان هستی ارسال شده اند و شما نمی توانید آن تیر را کنترل کنید. وقتی کلام مان بر این هستی جاری می شود این جملات دیگر بیان شده اند و اگر دلی را شکستم و حرف دلم را زدم آن رنجش خاطر بیشتر و  بیشتر می شود.

بیاییم قبل از این که حرف دلمان را به افرادی که ما را رنجانده اند بزنیم روی کاغذ بنویسیم و خودمان را از افکار منفی تخلیه کنیم و با این کار هم به آرامش بیشتری می رسیم و هم وقتی با طرف مقابل روبرو می شویم اوضاع به خوبی پیش خواهد رفت و با یک لطافت روح و انرژی مثبت و عشق الهی می توانید طرف مقابل تان را بپذیرید. امیدوارم از تکنیک نوشتن بخوبی برای بخشش دیگران استفاده کنیم چون بخشش هدیه ای است که به خودمان می دهیم.

اشتراک گذاری

ما زمانی خوشبخت خواهیم شد که آن را به آینده موکول نکنیم

خوشبخت بودن و شادی واقعی درون ماست و نیازی نیست با رسیدن به چیزی از بیرون احساس شادی کنیم. نکته بسیار عجیب و مهم این است که اگر وضعیت کنونی خودمان را کاملا بپذیریم و از این شرایط موجود احساس شادی و حال خوب داشته باشیم و ناراضی نباشیم باعث می شویم که بزودی با این حس رضایت درونی ارتعاشات عالی را به هستی ارسال نموده که معجزات بزرگی را در روزهای آتی برای ما رقم خواهند زد و این به خاطر این است که همین الان شاد هستیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۲۸ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

امروز به همراه یکی از دوستانم به کوهنوردی آمده بودیم، گفت بیا از قسمت های دیگر کوه هم دیدن کنیم گفتم چرا از همین جایی که هستیم لذت نبریم. این که ما ماجراجو هستیم ، دوست داریم موقعیت مختلف رو تجربه کنیم خوب است. ولی نکته ای که باید به آن دقت کنیم این است که چرا از موقعیتی که الان در آن قرار داریم لذت نمی بریم. ما در زندگی موقعیت های بسیار خوبی داریم که از این موقعیت ها می توانیم به درستی استفاده کنیم.

ولی دائماً می خواهیم یک چیز دیگری را بدست بیاوریم و تا به آن موقعیت نرسیم احساس خوشبختی نمی کنیم، تا دکترای خودم را نگیرم احساس خوشبختی نمی کنم، به فرزندان خودمان می گوییم تو زمانی خوشبخت می شوی که شاگرد اول باشی، تو زمانی خوشبخت می شوی که مدارج دانشگاهی را طی کنی، و احساس خوشبختی در زندگی را به چیزی که می خواهد در آینده رخ بدهد موکول می کنیم.

دوست عزیز من، ما همین الان خوشبخت هستیم. موقعیت های کنونی زندگی خوشبختی های فراوانی دارد. چرا ما قدر خوشبختی های اکنون خود را نمی دانیم. چرا حواسمان به نعمت هایی که داریم، نیست؟ دائماً دنبال چیزی دیگر می گردم که با بدست آوردن آن احساس شادی و خوشبختی کنم. دوستان عزیز شادی در همین جا و همین لحظه است. همین که من هستم و حضور دارم باید احساس شادی کنم. ما زمانی خوشبخت خواهیم بود که از لحظه اکنون خود لذت ببریم.

خود من سال ۱۳۷۸ یک شورلت آمریکایی داشتم که کولرش خراب بود و آن موقع پراید یکی از بهترین ماشین ها بود و کسانی که در پراید سوار بودند می گفتیم خوش به حال شون کولر دارن ، بعد از مدتی پراید خریدم و می گفتم خوش به حال کسانی که پژو ۲۰۶ سوار می شوند، آیا میشه منم پژو ۲۰۶ بخرم و بعد از مدتی پژو ۲۶۰ رو هم خریدم، این احساس خوشبختی از رسیدن به ماشین جدید مقطعی بود و بعد از مدتی عادی می شد و حالا که گذشته خودم را مرور می کنم آن لحظاتی خوشی که در شورلت رویال بودم و خاطراتی لذت بخشی که با آن ماشین داشتم نه با پراید و نه با پژو ۲۰۶ تجربه نکردم.

قصد مقایسه ندارم می خواهم بگویم احساس خوشبختی و شاد بودن بستگی به موقعیتی که در آن قرار داریم ندارد. ما می توانیم در ژیان باشیم ولی دلمان خوش باشد و می توانیم در یک ماشین شاسی بلند آخرین مدل هم نشسته باشیم و احساس خوشبختی نکنیم. شادی به دستاوردهایی که می توانیم در آینده بدست بیاوریم بستگی ندارد. این وسیله ها یک آسایش نسبی برای ما به همراه دارند ولی آرامش واقعی در وجود خود ما قرار دارد. باید به این باور برسیم که خداوند ما را شاد آفریده است و فکر نکنید که حتماً باید به فلان موقعیت برسم تا احساس خوشبختی کنم.

پس بیاییم از موقعیت کنونی خود لذت ببریم، ما زمانی خوشبخت خواهیم شد که آن را به آینده موکول نکنیم. اگر شرایط اکنون خود را پذیرفتیم و از موقعیت کنونی خود راضی بودیم سطح ارتعاشات ما به جهان هستی عالی می شود و جهان هستی هم بهترین ها را برای ما متجلی خواهد کرد. از تمام چیزهایی که داریم لذت ببریم ، شادم به همه داشته هایم.

بیاییم از شادی همین لحظه استفاده کنیم و دنبال موقعیتی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد و بعد از آن احساس خوشبختی کنیم نباشیم. از لحظه کنونی خود لذت ببرید و مطمئن باشید در ادامه زندگی به دستاوردهای بزرگی خواهید رسید. اگر موقعیت کنونی خود را پذیرفتید موقعیت های عالی به بهترین شکل در زندگی شما متجلی خواهند شد.

اشتراک گذاری

ارتعاش ترس بر روی پدیده های فیزیکی اطراف ما تاثیر دارد

ما به عنوان اشرف مخلوقات دائما با ارتعاشات هیجانات درونی خود بر تمام ذرات این عالم تاثیر به سزایی داریم و اگر ترس و اضطراب داشته باشیم باعث میشود که ارتعاش ترس بر روی تمامی پدیده های اطراف ما تاثیر منفی بگذارد واگر در درون سرشار از آرامش باشیم سبب تغییرات مثبت بر پدیده های فیزیکی این عالم خواهیم شد. در فیزیک کوانتوم اثر مشاهده گر بر رفتار ذرات این عالم ثابت شده و ما باید مشاهده گری عالی باشیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۲۲ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

با یکی از دوستان کنار دریاچه ای رفته بودیم، قسمتی از ساحل به خاطر شیب زیادی داشت ممکن بود یک ماشین کاملا واژگون شود. دوست من شروع به سوت زدن کرد و به خاطر این که مسافت هم طولانی بود و کاری نمی توانستیم بکنیم من هم آرام نگاه می کردم ولی در درونم راز  و نیاز می کردم که خدای من این ماشین و مسافرانش را نگه دار.

گر نگه دار من آن است که من می دانم     شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد.

در آن موقعیت ارتعاش من آرامش بود و آن دوست من میزد توی سرش میزد وای ماشین داره چپ میشه افتاد، افتاد، افتاد و ارتعاش ترس را ارسال می کرد. باور کنید لاستیک آن ماشین با ارتعاش مثبت و ارتعاش ترس تحت تاثیر قرار می گرفت من این موضوع را بارها تجربه کرده ام. جاهایی بوده که من در برف گیر کرده ام و دیگر ماشین حرکت نمی کرده و یک لحظه با یک توکل و توسل این ماشین را به حرکت درآمده است. به خاطر حجم زیاد برف همه ماشین ها گیر کرده بودند و ما در حال حرکت در برف بودیم.

این سطح ارتعاشات ما است که روی تک تک ذرات این عالم اثر می گذارد. می خواهم به شما بگویم ارتعاش ترس خود را از مسائل گوناگون کنار بگذارید. ارتعاش ترس را از خودمان دور کنیم و در یک لحظه که در موقعیت خاصی قرار می گیریم به یاد این باشیم که خدای مهربانی هست که خیرالحافظین است. من و شما به عنوان یک بیننده و دید ناظر کوانتومی می توانیم تاثیرگذار باشیم. من هم می توانم یک مشاهده گر ترسو باشم که روی تمام رخدادها اثر منفی می گذارم و با ارتعاش ترسم دقیقاً شرایط را برای ایجاد یک اتفاق بد فراهم می کنم و یا این که می توانم آرامشم خودم را حفظ کنم و او توکل کنم و از خداوند انرژی بگیرم و یک کانال انرژی مثبت باشم برای این که از رخدادهای بد جلوگیری کنم.

در زندگی من و شما هم همین گونه است جمله معروفی هست که می گوید از هرچی بترسی سرت میاد . ارتعاش استرس، نگرانی و ترس باعث میشود تا دقیقاً همان رخدادی که از می ترسیم اتفاق بیفتد. بیاییم روی آرامش خود بیشتر کار کنیم و اگر پدیده و رخدادی را مشاهده کردیم به واسطه دعوت خدای مهربان ، سطح ارتعاش خودمان را بالا ببریم و حداقل به عنوان یک مشاهده گر عالی باشیم تا از بروز اتفاقات ناگوار جلوگیری کنیم. ما هم می توانیم با تمرین آرامش و دور بودن از استرس و نگرانی مشاهده گر عالی باشیم و سلامتی ، شادی، آرامش و ثروت را به سمت خودمان جذب کنیم.

 

اشتراک گذاری

دعا تاثیر انرژیکی در هموار کردن مسیر رسیدن به هدف دارد!

چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود ؟ بعضی وقت ها فکر می کنیم خدای مهربان صدای ما را نمی شنود و دعا های ما هیچ تاثیری ندارند. در این ویدئو به شما خواهم گفت که تمامی دعاهای ما دارای اثر هستند و به نوعی و به فرمی متسجاب میشوند ولی چون ما درکش نمی کنیم فکر می کنیم دعای ما بی اثر بوده است و از این پس با نگرشی متفاوت دعا کنیم و بدانیم که دعای ما به فرمی در این جهان به نفع ما تاثیر شگرفی را ایجاد می نماید.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۵۵ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

بیچاره کسی که زر ندارد         وز معدن زر خبر ندارد

بیچاره دلی که ماند بی تو        طوطیست ولی شکر ندارد

دارد هنر و هزار دولت             افسوس که آن دگر ندارد

آنها که ز ما خبر ندارند           گویند دعا اثر ندارد

بعضی از دوستان می پرسند که چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود ؟ در پاسخ به این سوال باید بگویم که همه دعاهای ما به گونه ای خاص مستجاب می شود ولی شاید ما درک نمی کنیم وقتی شما دعا می کنید در واقع ارتعاشات عالی را به جهان هستی ارسال می کنید. مطمئن باشید تمام دعاهای ما دارای اثر انرژیکی هستند. تصور نکنیم که من دعا کردم ولی اتفاق خاصی نیفتاد.

مبحث دعا کمی تامل برانگیز است و باید دقت کنیم که وقتی دعایمان به عنوان یک انرژی مثبت از طرف ما به جهان هستی ارسال می شود، اگر خواسته های ما متجلی بشود می گویم خدا را شکر که دعای ما مستجاب شد. ولی بعضی از مواقع هم هست دعا می کنیم و احساس می کنیم که هیچ اتفاقی نیفتاده است و می گوییم خدا صدای ما را نمی شود باید این تصور که خدا ما را فراموش کرده است را کنار بگذاریم. حیف است که این گونه فکر کنیم که دعا کردیم و انرژی عالی به کائنات ارسال کردیم و بعد خواسته ما متجلی نشد.

من می خواهم بگویم که دعای ما بی اثر نیست. گاهی اوقات دعایی که ما می کنیم به عنوان یک ارتعاش مثبت به جهان هستی ارسال می شود و یک قضا و بلایی که قرار بود بر ما نازل بشود برطرف می شود. شاید شنیده باشید که گفته می شود دعا کردن و صدقه دادن قضا و بلا را دور می کند. پس قضا و بلا توسط دعا کردن از ما دور می شود وقتی من دعا می کنم شاید دعای من دقیقاً مستجاب نشود ولی یک بلایی را از زندگی ما دور کرده است شک نکنید.

مطمئن باشید که این انرژی مثبت حتماً به یک واحدی در این جهان هستی تبدیل شده است. خدای ناکرده مریض بشویم یا تصادفی برای ما پیش بیاید و چقدر حال بدی پیدا می کنیم و می گفتیم ای کاش یک دقیقه زودتر یا دیرتر عبور می کردیم. حالا وقتی شما دعا می کنید و شاید خیر و صلاح شما در این باشد که فعلاً و در این زمان خواسته شما متجلی نشود. خداوند وفور نعمت است و غنی است او آن قدر رحمان و رحیم است ولی ما فکر می کنیم دعا می کنیم ولی اتفاقی نمی افتد ولی مطمئن باشید خداوند همه آورده انرژی و کوانتای انرژی به واسطه دعا ارسال کرده ایم را پای حساب ما می نویسد و به جای متجلی کرده خواسته ما که هنوز وقت آن نرسیده و صلاح ما در آن نیست به جای خواسته ما آن قضا و بلا را از زندگی ما دور می کند.

گاهی اوقات هم به خاطر گناهی که قبلاً مرتکب شده ام و یا به خاطر آن باورهای غلط و برنامه ها و ارتعاشات منفی که در گذشته ارسال کرده ام، همین طور بلا و گرفتاری و فقر و نداری و مشکلات در زندگی من جاری می شود. الان این بسته مثبت انرژی که اثر انرژیکی دعا است را ارسال می کنم و یک جایی در این ترازوی عالم حساب ما و بدهکاری های ما به این کائنات را صفر می شود. من یک فکر بد یا یک عمل بد در گذشته داشته ام و مطمئن باشید آن فکر منفی در زندگی من اثر می گذارد و جالب این جاست اثر انرژیکی آن افکار منفی وجود دارد و وقتی دعای خیر می کنیم و این دعای خیر و انرژی مثبتی که به جهان هستی ارسال می کنیم آن عاملی که نمی گذارد ما موفق بشویم و باعث ایجاد فقر و نداری و مشکلات شده است را برطرف می کند و دعای ما اثر آن عامل منفی را پاک می کند.

در دوره های پاکسازی کوانتومی ما عمیقاً روی این مسئله کار می کنیم. شما وقتی که می بینید کارهای شما پیش نمی رود و آن طور که باید بشود نمی شود، فروشتان کم است مشکلاتت زیاد است و هزاران ناهنجاری دیگر یک عامل هایی وجود دارد که با روش هایی مثل تکنیک تبسم آن را پاک می کنیم. الان هم به شما می گویم یکی از روش های پاکسازی کوانتومی دعا کردن است. یک سری عواملی هست که نمی گذارد که من موفق بشوم. مثل این است که ما همزمان هر دو پای خود را روی پدال ترمز و گاز گذاشته ایم و انتظار داریم ماشین حرکت کند و ما به موفقیت برسیم. یکسری عوامل مثل گناهان ما، افکار منفی ترمز ماست و انرژی مثبت ما دعا کردن است که باعث می شود ترمز از میان برداشته بشود یا حداقل این که دعا کردن این عوامل منفی را پاکسازی و صفر می کند.

در یک مرتبه دیگر گفته می شود که اگر خداوند دعای ما را در این جهان هستی متجلی نکند در جهانی بالاتر و جاودان که همیشه باقی هستیم در آنجا معادل یا حتی بالاتر از آن را به ما می دهد. وقتی پاداش دعاهای ما را به ما می دهند همه می گویند ای کاش تمام دعای ما در دنیا مستجاب نمی شد و به درستی که ما در این جا به پاداش آن دعا نیازمندتریم.

پس اگر فکر می کنیم دعای ما مستجاب نمی شود خواهشاً این فکر را کنار بگذاریم. این گناه بزرگی است که فکر می کنم دعای من مستجاب نمی شود. دعا به یک صورت دیگر برای ما متجلی خواهد شد یا خود خواسته ما متجلی خواهد شد یا قضا و بلایی را دور می کند یا عواملی که نمی گذاشت که ما ثروتمند بشویم یا مسیر موفقیت را طی کنیم، پاک می کند یا در حتی در دنیایی بالاتر در فراسوی ذهن ما بیشتر از آنها عطا خواهد شد.

مطمئن باشید دعا در این دنیا اولین اثری که دارد این است که ما را آرام می کند و به یک آرامش درونی دست پیدا می کنیم. آرامشی که پس از دعا کردن در وجود نازنین شما ایجاد می شود سطح ارتعاشات شما را عالی می کند و باعث می شود خواسته های شما در زندگی تان متجلی بشود. دعا کردن باعث می شود الهامات درونی بیشتری را درک کنید.

بیچاره کسی که زر ندارد         وز معدن زر خبر ندارد

بیچاره دلی که ماند بی تو        طوطیست ولی شکر ندارد

دارد هنر و هزار دولت             افسوس که آن دگر ندارد

آنها که ز ما خبر ندارند           گویند دعا اثر ندارد

دعا کردن مثل معدن زر می ماند خیلی ها همه چیز را در اختیار دارند ولی نمی توانند خدا را صدا بزنند. موسی علیه السلام می خواست برای دعا کردن به کوه طور برود و یک بنده بی ایمانی از موسی علیه السلام پرسید کجا می روی؟ موسی (ع) گفت برای دعا کردن به کوه طور می روم بنده بی ایمان گفت سلام ما را به خدای خودت برسان و بگو حال ما خیلی خوب است و به تو هیچ نیازی نداریم. موسی (ع) هم به راه خود ادامه داد و در کوه طور به دعا و راز و نیاز با خدا مشغول شد و بعد از اتمام راز نیاز، خداوند به حضرت موسی (ع) گفت چرا پیام بنده ما را به ما نمی رسانی؟ موسی (ع) گفت: من از رساندن پیام زشت این بنده به شما خجالت کشیدم. خداوند به موسی (ع) خطاب کرد که به بنده من بگو اگر فکر می کنی که از همه چیز در زندگی برخوردار هستی بدان، همین که نمی توانی دعا کنی بزرگترین چیزی است که می توانی داشته باشی و از آن بی بهره هستی و فکر نکن که همه چیز را داری.

اگر ما امروز می توانیم دعا کنیم باید شکر خدای را به جا آوریم چون خود خداوند این لطف را به ما کرده است که ما می توانیم دعا کنیم. اگر هم تمایلی به دعا کردن نداریم از خود خدا بخواهیم کمکمان کند. راجع به دعا کردن صحبت های زیادی دارم که در ویدیوهای آتی به شما خواهم گفت. بیاییم به معدن زر خودمان سری بزنیم و مطمئن باشیم که دعا کردن اثر دارد و دعای ما یقیناً به یک فرم انرژیکی در یک سطحی که شاید الان نمی بینیم مسلماً متجلی شده است. مطمئن باشیم به تمام دعاهای ما جواب داده می شود و این را باور داشته باشیم که از دعا کردن غافل نشویم و لحظه لحظه دعا کنیم که می توانیم با دعا کردن بهترین ارتعاشات را به جهان هستی ارسال کنیم. 

اشتراک گذاری

دعا کردن یکی از بهترین راههای بالا بردن سطح ارتعاشات مثبت است

اثر انرژیکی دعا کردن برای افزایش سطح ارتعاشات مثبت ما عالیست و دعا کردن برای دیگران و برای خودمان ما را در سطحی از ارتعاشات قرار می دهد که به سرعت برکت و نعمت و سلامتی در زندگی ما به وفور جاری می شود. یکی از رازهای مستجاب الدعوه بودن این است که برای دیگران دعا کنیم اینگونه خداوند به فرشتگانش می گوید این بنده ای که از خواسته های خود گذشته و برای سایر بندگانم دعا میکند ابتدا خواسته های خودش را عطا کنید.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۳۹ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

نمی دانم می خواهم چه بگویم، نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که دعا کن. اثر انرژیکی دعا کردن در این جهان هستی به قدری زیاد است که قابل وصف نیست. در مبحث روانشناسی کوانتوم گفته می شود که باید سطح ارتعاشات ما به جهان هستی عالی باشد. اگر می خواهید سطح ارتعاشات خود را به جهان هستی افزایش دهید باید دعا کردن را آغاز کنید.

برای رسیدن به خواسته هایتان، برای تک تک آدم هایی که می بینید طلب دعای خیر کنید. اگر در مترو ، اتوبوس یا تاکسی هستید برای تک تک افرادی که می بینید دعا کنید که خدایا این دوستان را به بهترین مقصود الهی شان برسان، خدایا بهترین ها را به این دوستان عطا کن، خدایا نعمت سلامتی را به این دوستان بده. می دانید با این کار چه اتفاقی می افتد؟ این نیت خیرخواهانه و دعا کردن ما که به صورت انرژی برای دیگران ارسال می شود، اولین بازخورد آن برای خود ما خواهد بود چون با طلب دعای خیر برای دیگران سطح ارتعاشات مان به جهان هستی عالی می شود.

شما نمی توانید فرد دعا کننده ای باشید که دارای انرژی منفی باشد. کسی که در حال دعا کردن است در سیکل مثبت ارتعاشات قرار دارد. نمی توانیم عصبانی، خشمگین باشیم و دعا هم بکنیم. وقتی ما دعا کردن را برای دیگران را آغاز می کنیم سطح ارتعاشات خود ما هم به هستی زیاد می شود. در واقع با دعا کردن در حق دیگران ارتعاشات عالی را به جهان هستی ارسال می کنیم. ارتعاش عالی هم مساوی با سلامتی، آرامش، شادی و ثروت و برکت و نعمت خواهد بود.

دوستان عزیز ما باید مراقب ارتعاشاتی که به کائنات ارسال می کنیم باشیم. دعا کردن خیلی ارزشمند است. بعضی وقت ها مستمندی به سراغ من می آید حتی اگر تکدی گری هم باشد به او کمک می کنم ولی مواقعی هم بوده است که پول همراه من نبوده و همان جا به فرد گفته ام که الان پول همراهم نیست ولی برای شما دعا می کنم. دعا می کنم که خدا مشکلت را حل کند. دعا کردن در حق این فرد باعث می شود زودتر مسیر الهی را پیدا کند، زودتر به برکت و نعمت دست پیدا کند، زودتر از بدبختی و بیچارگی جدا شود. شاید با یک مقدار پول دنیوی گذاران عمر کند ولی رزق و روزی بیشتر که توسط کار کردن می تواند دریافت کند، نعمت یا سلامتی که از طریق دعا کردن می تواند بدست بیاورد بهتر است.

پس دعا کردن یکی از راهکارهایی است که می توانیم سطح ارتعاشات خود را بالا ببریم. خداوند به فرشتگانش می گوید این بنده من که الان در حق دیگران دعا می کند، ابتدا خواسته خودش را برآورده کنید. شاه کلید استجابت دعا ، دعا كردن در حق ديگران است. با این کار خودمان را خط می زنیم ، یعنی من نیستم ، و می گوییم همه چیزهای خوب را به دیگران عطا کن ، به خواهرم، برادرم، همسرم، دوستم، همسایه ام، تمام مردم سرزمینم.

بیاییم برای خوشبختی دیگران دعا کنیم. بیاییم از امروز برای تمام جوانان این سرزمین مان دعا کنیم، برای تمام دخترها و پسرها، برای تمام عروس و دامادهایی که می بینیم دعا کنیم. خود من همان لحظه ای که ایجاد ترافیک شده و خیلی هم عجله دارم وقتی از کنار ماشین عروس و داماد رد می شوم چند تا بوق می زنم و بعد برای آنها دعا می کنم که خدایا این زوج را خوشبخت کن و بهترین ها را برایشان آرزو می کنم. شاید دعا کردن برای خوشبختی آن ها ارزشمندتر از هدیه هایی باشد که از دوستان و آشنایان دریافت کرده اند.

هر موقع ماشین عروسی را دیدید برای خوشبختی آنها دعا کنید. خانه یکی از آشنایان ما به گونه ای است که شب ها ماشین عروس زیاد عبور می کند و ساعت ۲ بعد از نیمه شب بوق بوق عروس می برند. چه اشکالی دارد به جایی که ناراحت بشوم می گویم خدایا شکرت ۲ نفر دیگه سر خانه و زندگی شان رفتند. به جای این که از خواب بیدار بشوم و ناراحت بشوم برای آن عروس و داماد دعا می کنم. بیاییم از امروز هر ماشین عروس و دامادی که دیدیم برای آن زوج دعا کنیم، هر فقیری که در خیابان می بینیم دعا کنیم، هر انسانی را می بینیم برای خوشبختی اش دعا کنیم.

یک روز در ترافیک سنگین بودم و یک لحظه نگاهم به ماشین های کناری افتاد و برای آنها دعا کردم و این قدر حالم خوب شد که حس بدی که از ترافیک در من ایجاد شده بود کاملاً برطرف شد. اگر در ترافیک گیر افتاده اید برای تک تک ماشین هایی که می بینید دعا کنید. بیایید برای تمام کسانی که به ما ظلم کرده اند دعا کنیم. وقتی دعا می کنیم سرشار از انرژی الهی می شویم.

می خواهید به منبع انرژی وصل شوید، می خواهید ارتعاشات عالی را به جهان هستی ارسال کنید، یک از بهترین راه حل ها دعا کردن است. دعا آرامش عجیبی در ما ایجاد می کند، دعا روزی ما را فراوان می کند. دعا می کنم که لحظه به لحظه توفیق دعا کردن را به ما عطا کند. بیاییم برای همه مردم سرزمین مان، برای همه کسانی که می بینیم، می شناسیم و نمی شناسیم دعا کنیم.

اشتراک گذاری

چگونه می توانیم آرامش واقعی را از درون خود بدست آوریم؟

کشیدن سیگار آرامش نسبی و موقتی را در من ایجاد می کرد و به همین خاطر ۱۹ سال به دنبال این آرامش کوچولو ، هر روز سیگار می کشیدم و تو لحظه کشیدن لذت خاصی را تجربه میکردم که باعث می شد من علی رغم اینکه می دونستم سیگار خوب نیست و مضر است اما ادامه میدادم تا اینکه متوجه شدم این آرامش درون را در سطحی بالاتر می توان با یاد خدا تجربه کرد و هم اکنون به جای یک پک سیگار در هر نفسم فقط یاد او را به درون وجودم میکشم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۷۲ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

امروز می خواهم اعتراف کوچکی داشته باشم. من ۱۹ سال سیگار می کشیدم. در مسیر راه مان این پاکت سیگار را روی زمین دیدم و با خود گفتم حیف است که از تجربیاتم از این که سیگار چه چیزی است صحبت نکنم. قصدم نصیحت کردن نیست. من خدا را شکر سالیان سال است که از سیگار جدا شده ام. در حین ترک سیگار به قلیان رو می آوردم و این زمان ۱۹ سال به طول انجامید.

الان می خواهم از تجربه و حسم بگویم که چه اتفاقی برای من افتاد. با ذهن منطقی هرچه مضرات سیگار را بررسی می کنیم درست است. گفته می شود که با کشیدن هر نخ سیگار چند روز از عمر انسان کم می شود. دوستی به طنز می گفت اگر سیگار کشیدن از عمر انسان کم می کند از کجاش کم می کنه؟ در جواب می گفتم از آخرش دیگه، می گفت از امروز من که کم نمی کنه بلکه به آن هم اضافه هم می کنه. توجیح قشنگ و جالبی بود. ولی دوست دارم بگویم که سیگار چه حسی را در ما ایجاد می کند.

درست است وقتی این سیگار را می کشید لحظه ای به آرامش درون و آرامش ذهن در شما ایجاد می کند اما آیا این آرامش ماندگار است. آیا فکر نمی کنید که راه حل های بهتری هم برای رسیدن به آرامش درونی هست. خداوند چه زیبا در قرآن سوره رعد آیه ۲۸ می فرماید: الا به ذکرالله تطمئن القلوب ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏ يابد . راز آرامش درون با سیگار نیست.

من چندین سال بود که آرامش درونی که از سیگار می گرفتم و خیلی وقت است که آن را کنار گذاشته ام و خداوند را جایگزین آن کرده ام. اگر خودتان یا اطرافیان شما کسی هست که سیگار می کشد دعا می کنم به این حس و حالی و آرامش درون که من دست یافته ام برسید و بتوانید از سیگار جدا شوید. باور کنید می توان ترک سیگار را شروع کرد و می توان آرامش ناشی از کشیدن سیگار را در سطحی بسیار بالاتر بدست آورد. آرامش نه در سیگار است نه در مواد مخدر نه شراب هایی که در این بازار عالم می فروشند. هر نخ سیگاری که من می کشیدم یعنی ناشکری می کردم من دنبال آرامشی در بیرون می گشتم تا مرا آرام کند و حواسم نبود که اصل آرامش درون در نزد خداوند است. راز آرامش درون در یاد خداوند است ، الا به ذکرالله تطمئن القلوب .

یادم است در فواصلی زمانی که سیگار رو ترک کرده بودم فقط به خداوند پناه می بردم. من با خدای خودم عشقبازی می کردم و یاد او و ارتباط داشتن با خداوند چنان مرا سرشار از آرامش درون می کرد که دیگر اصلاً هیچ نیازی به سیگار نداشتم. قصد من نصیحت کردن و پند و اندرز نیست کسی که این حرف ها را به شما می زند ۱۹ سال سیگار می کشیده است. هیچ کس به اندازه من لذت سیگار کشیدن را درک نکرده است.

شاید کسی که قبلاً سیگار نکشیده است به شما بگوید که سیگار نکشید چون مضر است و شما بدتان بیاید. آن دوست کیف کشیدن سیگار را درک نکرده است. ولی من آن کسی هستم که لذت سیگار کشیدن را درک کرده ام و الان به شما می گویم که یک لذت بالاتر، یک آرامش بیشتر هم وجود دارد. وقتی شما یک آرامش درونی را جایگزین سیگار می کنید و دعا می کنید، از خود خدا می خواهید که در ترک سیگار به شما کمک کند، اقدام می کنید و یک روز پرهیز سیگار می گیرید و بعد این را ادامه می دهید و آن حس خلعی که با سیگار پر می کردید با چیز دیگری باید جایگزین کنید، انگار که چیزی را گم کرده اید پیدا خواهید کرد.

افراد سیگاری می دانند که بعد ناهار یک سیگار می چسبه، ولی کیفی بالاتر از سیگار کشیدن هم هست. وقتی به طبیعت می روید به جای سیگار کشیدن به زیبایی طبیعت نگاه کنید و با خود بگویید خالقش کیست؟ فتبارک الله احسن الخالقین را ببنیم . آرامش درون را به وسیله ارتباط با خداوند بدست آوریم که او است که می تواند ما را نجات بدهد.

هر یک نخ سیگاری که می کشیدیم می گویم می کشیدیم شاید این ویدیو جرقه و شروعی برای ترک سیگار باشد. من این اعتراف را کردم درحالی که لازم نبود این کار را بکنم، که اگر معجزه ترک سیگار و پاکی سیگار برای من رخ داده است برای شما هم می تواند این اتفاق بیفتد.

یکی از راهکارهای ترک سیگار این است که بیایید هرچه سیگار دارید دور بیندازید. ولی من می گویم نه بیایید همه سیگارهای خود را بکشید وقتی بگذارید و تمام سیگارهای خود را بکشید اینقدر بکشید که به اشباعی برسید که حالتان از سیگار به هم بخورد.

بعد از این که سیگار را ترک کردم یک دوست برقکاری به خانه ما آمد و وقتی بوی سیگار ایشان به مشام من رسید، حالم بد شد و بعد به خانم گفتم که وای چقدر از این بو متنفر هستم و خانم گفت آن موقع که خودت سیگار می کشیدی خیلی بدتر از این بودی. الان بوی سیگار به من می خورد سرم درد می گیرد. چون وقتی ما پاکی را احساس کردیم و درک کردیم که هر نخ سیگاری که می کشم یعنی ناشکری می کنم و دود داخل حلق و ریه های خود می کنم.

در روز قیامت این حلق و ریه علیه من شهادت می دهند این بابا پدر من رو درآورد این بابا روزگار من رو سیاه کرده است. داستان زندگی ما اینگونه است. بیایید تمام سیگارهای خود را یک روزه بکشید ببینید چیزی در آن می بینید اگر چیز خوبی است که ادامه بدهید ولی مطمئن باشید همان روز به این نتیجه می رسید که این زهرماری دیگه چیه من می کشم.

الان که سیگار را ترک کرده ام حرف من به تو عزیز این است که می شود سیگار را ترک کرد. راه حل ترک سیگار هم فقط و فقط خداوند است، یاد خداوند و عشقبازی با خداوند و بدست آوردن آرامش درون راز ترک سیگار است. اگر آرامش را از سیگار می گیرید بیایید نوع سیگار خود را عوض کنید من یک سیگار خوب تر سراغ دارم. هر نفسی که می کشید فکر کنید که بهترین دود پاکی است که می کشید و از آن آرامش می گیرید.

هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است وچون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب. ما باید برای هر نفسی که می کشیم یاد خدا را بکنیم. الان وقت سیگار کشیدن شده است همین الان در جاده زندگی بزن کنار و یاد خدا را به خاطر بیار. خدایا مرا آرام کن. شما یک قدم به سمت او می روید و او صد قدم به سمت شما نزدیک می شود. در کنار خدا بودن حس آرامش درون و آرامش ذهن را در شما ایجاد می کند که اصلاً حاضر نیستید با هیچ پاکت سیگاری عوض کنید.

دوست دارید طعم واقعی آرامش درون را بچشید مطمئن باشید با سیگار نمی شود. من الان اینقدر حالم خوب است که وصف ناپذیر است الا به ذکرالله تطمئن القلوب . هر چه قدر راجع به این موضوع بگویم کم است وقتی یاد خدا در وجود شما باشد آرامش ذهن در شما ایجاد می شود و سطح ارتعاشات شما به جهان هستی عالی می شود، رزق و روزی شما فراوان می شود، برکت، نعمت و فراوانی به زندگی شما سرازیر می شود.

من اصلاً نمی خواهم بگویم مضرات سیگار سرطان و چه و چه است من اصلاً می گویم فرض کنید این مضرات هم وجود ندارد ولی تو می توانی یک چیز بهتر مصرف کنی هوای پاک، یاد خدا.

امیدوارم این اعترافی که من کردم بتواند به شما کمک کند که حال خوب را با نکشیدن سیگار تجربه کنید. دوست عزیزی که قلیان می کشید فرقی نمی کند قلیان بدتر از سیگار است، شک نکن. تو هم اقدامی بکن خود من که از دود سیگار و قلیان و نکوتین نجات پیدا کرده ام نماینده فردی هستم که می گویم می شود. می شود از سیگار و دود دست کشید و پاک شد. پس اگر من توانسته ام تو هم می تونی. فقط و فقط راه حل آن خداوند است، یاد او، ذکر او و عشقبازی با او پر از آرامش و لحظه های خوب است.

جمله ای که روی پاکت های سیگار می نویسند لحظه ای آرامش ، اما من لحظه آرامش درون را می خواهم. خداوند این آرامش درون و آرامش ذهن را به ما می دهد و الا به ذکرالله تطمئن القلوب . اینگونه هم در مسیر حق قدم برداشته ایم و هم دیگر سیگار نمی کشیم.

شاید در مورد سیگار بخواهم ساعت ها حرف بزنم. ولی در همین حد که توانسته باشم یک انگیزه کوچک، یک جرقه ایجاد کرده باشم، یک پیام کوچک داده باشم که می توانیم با خداوند سیگار را ترک کنیم و من این کار را انجام داده ام مطمئن باشید که شما هم می توانید.

اشتراک گذاری