خداوند می تواند پیام خود را از طریق یک تصادف به ما بدهد

خداوند می تواند پیام خود را از طریق یک تصادف به ما بدهد

خاطره جالب و واقعی من از یک تصادف که باعث شد بفهمم در مسیر تغییر شغل خود ، اقدام درستی را انجام داده ام و به نوعی پیام خداوند را در تایید مسیر جدید شغلی خود از یک حادثه متوجه شوم. من معتقدم تمام اتفاقات خوب و بد زندگی حاوی پیام های الهی هستند که اگر درست گوش جان به این رخدادها بسپاریم و آنها رمز گشایی کنیم خواهیم فهمید که هم اکنون آیا در مسیر درستی در حال حرکت هستیم یا لازم است مسیرمان را عوض کنیم.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۴۳ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

امروز یک خاطره ای را با هم مرور خواهیم کرد و یک نتیجه گیری از آن خواهیم داشت. چند سال پیش من یک پاترول اسپرت خریدم. در مسیر خانه به محل کار بودم که با سرعت زیاد ترمز کردم و چرخ جلوی سمت راست پاترول قفل شد و ماشین از تعادل خارج شد و هر کاری می کردم نمی شد و چندین متر جلوتر هم یک تاکسی در پارکینگ های کنار خیابان پارک کرده بود و مشغول استراحت بود و می دید که انگار یک پاترول تعادل خودش را از دست داده است و کم کم دارد به سمت تاکسی او نزدیک می شود. ناگهان پرید جلوی تاکسی خودش با دست اشاره می کرد از این طرف نیا نیا نیا.

بعد متوجه شد فایده ای ندارد، من دارم با تمام سرعت به او نزدیک می شوم. پا به فرار گذاشت و من هم با سرعت تمام به عقب تاکسی زدم و چون خیابان هزار جریب اصفهان سرایزی بود تاکسی راه افتاد. با خودم گفتم وای چه فاجعه ای حالا این تاکسی به چندتا ماشین دیگر برخورد می کند و راننده تاکسی هم دنبال ماشین می دوید.

در همین بین یک پیکان دیگری که مسیری خلاف می رفت با نوک سپرش تاکسی رو نگه داشت. نه پاترول من چیزی شد نه اون پیکانی که مامور خدا بود که بیاد آن تاکسی رو که من به حرکت درآورده بودم نگه دارد. پلیس آمد و من مقصر بودم و روال قانونی کار طی شد.

بعد متوجه شدم در همان کار دولتی که من تازه از آن خارج شده بودم و وارد پروژه های کارآفرینی خودم شده بودم، ایشان سرپرست آن قسمت کارخانه بوده است و الان  بازنشسته شده است. قصد من توهین به هیچ شغلی نیست ولی اگر من در همان کارخانه باقی می ماندم و به حد اعلایی هم می رسیدم رسالت حقیقی خود را پیدا نمی کردم.

وقتی شرایط این دوست عزیز را دیدم متوجه شدم این پیام خداوند است که این تاکسی را سر راه من قرار دهد من متوجه بشوم که جایگاه من در آن کارخانه نبود من باید از آنجا بیرون می آمدم. من به تمام کسانی که کارمند هستند و راننده تاکسی هستند احترام کامل می گذارم قصدم قیاس کردن نیست هر کسی جایگاه خاص خودش را دارد و در آن جایگاه باید عالی باشد. من از جایگاه دولتی خارج شدم و دقیقاً یک جای خالی را برای یک جوان دیگر که عاشق آن شغل است، فراهم کردم.

می خواهم بگویم وقتی در مسیر موفقیت قرار می گیرید خداوند پیام های خودش را به روش های مختلف به شما می رساند. من از این تصادف به این نکته رسیدم که کار خوبی کردم که کار دولتی خود را کنار گذاشتم ولی در آن روز هنوز به موفقیت هایی دست پیدا نکرده بودم. اطرافیان به من می گفتند آخه آدم میاد کار رسمی دولتی رو رها می کنه و دنبال پروژه هایی بروی که معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد.

ولی تمام اتفاقات بدی که در زندگی من افتاد، درواقع بهترین اتفاقات زندگی من بودند. دلیل و حکمت مشکلاتی که در مسیر رسیدن به خواسته های افتاد، را امروز متوجه می شوم و پیام آن ها را درک می کنم و امروز آن مشکلات بزرگترین سرمایه های موفقیت من هستند. اگر امروز در دل مشکلات هستید به شما تبریک می گویم. خداوند برنامه و پلان عالی برای شما درنظر گرفته است.

در این تصادف خدا به من پیامی داد که جایگاه تو آن کارخانه نبود. مطمئن باش خداوند مسیر موفقیت را به ما نشان می دهد. اهداف خودتان را باور کنید و مطمئن باشید که اگر خودتان بخواهید خداوند هم در این مسیر شما را یاری خواهد کرد. درست است در این راه مشکلاتی خواهید دید:

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

ابتدای مسیر شاید آسان باشد ولی بعداً مشکلاتی هم سر راه قرار خواهد گرفت. تا ببیند تو چند مرده حلاجی . اگر قدرت خودمان را به جهان هستی ثابت کنیم فراوانی و نعمت هم بر ما جاری خواهد شد. 

مطالب پیشنهادی:

اشتراک گذاری
0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *