از حال بد به حال خوب

از حال بد به حال خوب

چگونه از حال بد امروزم بتونم در بیام؟ دیگران چه نقشی افزاینده ای در این حال بد و حال خوب درونی ما دارند؟ در این ویدئو محمد افلاکی از حال بدش بطور عملی به حال خوب میرسه و این روش عالی را بهت آموزش میده. می تونی همین الان اگر حالت بده از این روش استفاده کنی و ببینی که چگونه و به چه راحتی از حال بد به حال خوب میرسی. دیگران به نوعی از قیافه ما سریع تشخیص می دهند و به سرعت بر این حال بد یا حال خوب ما مهر تایید می زنند.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۳۸ مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

امروز اصلاً حالم خوب نیست، من روی مد نیستم. دقت کرده اید بعضی وقت ها حال خوب نداریم، امروز از آن روزهایی است که احساس می کنم حس خوبی ندارم، توی خودم رفتم، خوب نیستم، حال بدی دارم و دارم مدام به این فکر می کنم که چرا من در این حالت قرار دارم، می روم جلوی آیینه و خودم را می بینم که چرا پژمرده ام؟ باز بدتر می شوم. دوستی مرا می بیند و متوجه می شود که حالم خوب نیست، چون من همیشه سعی می کنم پرانرژی باشم. می گفت تو امروز حال خوبی نداری، بله همه می فهمند، اطرافیان من و شما متوجه می شوند ما امروز حال خوبی نداریم، امروز انرژی لازم را نداریم.

می خواهم حالم را عوض کنم، چه کاری باید انجام دهم؟ در همین فرصت، همین تغییر و تحول را می خواهم در خودم ایجاد کنم، امیدوارم بتوانم و شما هم انجام بدهید. باید به خودمان کمک کنیم. وقتی از حال خوب برخوردار نیستم و می بینم که روی مد نیستم، و این روند را ادامه می دهم، اتفاقی که می افتد این است که حالمان بدتر می شود، دیگران هم به ما گزارش می دهند که ای محمد، ای دوست عزیز حالت چرا بد است؟ و وقتی این جمله را می گویند، با خود فکر می کنم، ببین چقدر حالم بد است که اطرافیان من می فهمند، و این جمع می شود و باعث ایجاد انرژی جمعی می شود و خودم و اطرافیانم به این موضوع دامن می زنند، این داستان ماست.

حالا باید چکاری انجام دهیم؟ باید چکاری انجام بدهم که حالم خوب بشود؟ اولین کاری که همین الان باید انجام بدهیم این است که لبخند بزنیم و تبسم می کنیم. کمی بخندید ببینید می توانید با خندیدن مصنوعی و تصنعی حالتان را تغییر بدهید. خدا را شکر افتخار این را دارم که شاگرد مجید پزشکی هستم و مربی گری باشگاه خنده و یوگای خنده را دارم، خندیدن هم یکی از روش هایی است که می تواند شرایط ما را عوض کند. در یکی از کارگاه ها که راجع به تکنیک خندیدن صحبت می کردم یکی از دوستان مان می گفت موقعی که حالم خیلی خراب است، خیلی حالم بد است احساس می کردم که دیگر باید گریه کنم یا بخندم، به جای گریه یک لحظه خندیدم و به محض این که خندیدم خواهرم به من گفت که چرا می خندی؟ و بعد انگار کم کم مشکلم هم حل شد. پس با خندیدن حس مثبت به جهان هستی می دهیم و حالمان هم خوب می شود. من که ابتدا افسرده بودم الان شروع به خندیدن می کنم، مصنوعی می خندم، ولی خدا می داند همین مصنوعی خندیدن به واقعیت تبدیل می شود. سعی کنید به مشکلات مان بخندیم.

 چرا فلانی این حرف را به من زد، چرا این اتفاق افتاد، چرا من این قدر بدهکارم، همه اینها جمع می شود و وقتی توجه شما به اینهاست، وقتی ما در افکارمان گیر کرده ایم و در دام نفسمان می افتیم، جنس افکاری که در ذهن ما مرور می شود جنس خوبی ندارد و حالمان هم باید بد باشد. باید کانون توجه مان را از روی افکار منفی برداریم و نوع نگرشمان را به مشکلات عوض می کنیم و به مشکلات بخندیم. باور کنید یکی از پیشرفته ترین تکنیک ها این است که ما لحظاتی را با هم بخندیم، با هم به هم بخندیم، ببینید چه اتفاقی می افتد، من با خندیدن حالم بهتر می شود این تمرین را انجام بدهید تا ببینید چه اتفاقی می افتد.

داستان، داستان شرطی شدن ماست وقتی که حال من بد است، صورتم غمگین و افسرده است طوری که دیگران هم به راحتی تشخیص می دهند، حالا اگر من لبخند بر چهره داشته باشم، لبخند روی صورت من حال من را خوب جلوه می دهد، من مصنوعی لبخند می زنم و دیگران و اطرافیان فکر می کنند که ما حالمان خوب است، همین که دیگران فکر می کنند که ما خوب هستیم، تفکر و احساس آن ها باعث می شوند به ما انرژی بدهند و ما هم حالمان خوب بشود.

وقتی حال من خوب است، صورتم هم شاداب است و بشاش هستم. پس ما با لبخند زدن و با تظاهر کردن به اطرافیان مان و ناخودآگاه خودمان اعلام می کنیم که حالمان خوب است، و این موضوع باعث می شود که از دل آن مشکل بیرون بیاییم. ما در منجلاب ذهنمان گیر کرده ایم، در دل مشکل گیر افتاده ایم و داریم در همان جا دست و پا می زنیم و نمی خواهیم بیرون بیاییم. دوستان عزیز دست و پا زدن در مشکلات را رها کنید، بیایید از یک زاویه دیگر به مشکلتان نگاه کنید.

پس تکنیک ساده این بود که به صورت مصنوعی لبخند بزنیم، می خندم و سعی می کنم خودم را شاداب نگه دارم وقتی که این اتفاق می افتد حال درونی من هم به واسطه این ارتباط مستقیم انرژیکی و کوانتومی خوب می شود. ما در مبحث در هم تنیدگی کوانتومی می گوییم تغییر در یک ذره از این جهان هستی بر دیگر ذرات عالم هم تاثیر می گذارد، این عالم حساس است، این یک فضای انرژیکی است یک فضای انرژیکی مصنوعی را ایجاد می کنید و حالتان خوب می شود و حال درونی تان هم شروع به خوب شدن می کند.

چرا حال ما بد است چون در دام نفسمان گیر افتاده ایم، درگیر تفکرات زائد هستیم و این همه افکار پریشان، این همه واقعیتهای تلخ، خوب حق هم داریم، و با این حال می خواهم حالم خوب بشود. بیایید با تظاهر کردن و با وانمود نمودن به شادی و تبسم و لبخند زدن و خندیدن حال درونی مان را خوب کنیم.

دوست عزیز من یک مطلب مهم به خودم و به شما می گویم، این که اگر مشکلی داریم هیچ راهی جر شاد بودن، استوار بودن و بشاش بودن نداریم تا بتوانیم در مقابل مشکلاتمان بایستیم و یکی یکی چالش ها را حل کنیم و موفق بشویم. مطمئن باش اگر این نگاه ما باشد و شروع به لبخند زدن به هستی کنیم، کائنات هم شروع به جواب دادن می کند، جهان هستی هم از ما لذت می برد، چون می گوید آفرین به کسی که مقام خودش را درک می کند و با اینکه در دل مشکلات قرار دارد ولی می داند باید شاد باشد. یک مومن کسی است که باید شاد باشد.

 پس دوست عزیز من اگر حال امروز ما بد است، رسالت، وظیفه و جهادمان این است که حتی به صورت تصنعی هم شده تظاهر کنیم که از حال خوب برخوردار هستیم، بخندیم و شاد باشیم، یک لحظه این کار را بکنید، کمی دیگر ادامه دهید، شادی را تکرار کنید و بعد شادی درونی هم شروع می شود. ما در حالت افسردگی غرق شده ایم و مدام به آن انرژی می دهیم و آن را بیشتر و بیشتر می کنیم، پس سعی کنید لبخند زدن را جایگزین آن کنید و شاد باشید مطمئن باشید چهره ما هنگامی که شاد هستیم، شاداب تر و پرانرژی تر است و می توانیم با انگیزه، اشتیاق و با انرژی بالا از مسیر زندگی و قله های موفقیت بالا برویم.

 

مطالب پیشنهادی:

2 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *