چرا آموزش های کل نگر می تواند پاسخگوی تمام نیازها باشد؟!

در نظریه روانشناسی کوانتوم دیدگاه کل نگر وجود دارد و اعتقاد بر این است که شعور ذره بر شعور کل و به عکس شعور کل بر شعور جزء جزء ذرات این عالم تاثیر گذارند و برای درمان هم نیازی نیست که به بررسی تمام ذرات بپردازیم و با تاثیر بر کل می توان مشکل تمام ذرات دیگر را هم حل کرد. در روانشناسی بالینی هرشخص را جداگانه تحلیل می کنند اما در روش کل نگر راه حلی ارائه میشود که با آن به تمامی انسانها میتوان کمک کرد.

downloadiconدانلود ویدیو با کیفیت ۳۶۰p

sizefile۶۹مگابایت (برای دانلود ویدیو روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save link را بزنید)

در این بخش در مورد نظریه کل نگر و جز نگر در روانشناسی کوانتوم صحبت خواهم کرد. یکی از اساتید روانشناسی در مورد مربی هایی که در حوزه موفقیت مدرسین انگیزشی هستند انتقاد کرده بود گفته بود که این مدرسین آموزش هایی رو به صورت کلی ارائه می کنند و تحلیل جالبی کرده بود که هر شخصی یک نسخه خاص خودش را دارد و این مدرسین انگیزشی چگونه می توانند نسخه همه را به صورت کلی بپیچند. ما باید تست های روانشناسی مختلفی بگیریم با طرف مقابل کلی صحبت کنیم تا تازه بتوانیم به او راهکار بدهیم.

این دقیقاً نظریه جر نگر است یعنی من باید جز جز این فرد را باید بررسی کنم تا بتوانم او را راهنمایی کنم. ولی در نظریه کل نگر راهکار کلی در اختیار تمام افراد قرار می گیرد. یعنی شعور یک ذره با شعور کل در ارتباط است، یعنی اگر روی یک ذره تغییری اعمال گردید به واسطه درهم تنیدگی کوانتومی روی کل ذرات این عالم تغییراتی اعمال می شود، این عالم به شدت حساس است.

این عالم، عالم ارتعاشات است، عالم داد و ستد است، عالم انرژی و ارسال و دریافت است. نظریه کل نگر می گوید: من یک راه حل دارم، یک راه حل یکسان که برای همه مشکلات و برای همه افراد با شخصیت های مختلف می تواند کار بدهد.

یکی از استاد دانشگاه و دکتر روانشناس بالینی عضو هیئت علمی که بیان می کرد شما حرفی برای گفتن در رشته روانشناسی ندارید و یا تحصیلات آکادمیک در این زمینه طی نکرده اید در پاسخ به سوال ایشان عرض کردم که شما که در رشته روانشناسی تحصیل کرده اید و مدرک دکتری گرفته اید و عضو هئیت علمی هستید انصافاً چند فرد معتاد را نجات داده اید و درمان کرده اید و به جامعه برگردانده اید؟

آفرین به این استاد روانشناس بالینی که آدم صادقی بود و گفت هیچ کس، ما با علم روان شناسی نتوانسته ایم یک معتاد را هم از دام اعتیاد نجات بدهیم. مگر می شود با مشاوره روان شناسی یک فرد معتاد را درمان کرد ولی کسی مثل بیل ویلسون آمریکایی ۸۰ سال پیش با اصولی به نام ۱۲ قدم میلیون ها میلیون معتاد را در سراسر جهان نجات داده است و در کشور خودمان هم انجمن های دوازده قدمی گمنام، انجمن های دوازده قدمی الکلی های گمنام، انجمن دوازده قدمی معتادان گمنام، انجمن دوازده قدمی نیکوتینی های گمنام، هستند که پایه آن همان ۱۲ قدم بیل ویلسون است.

در نظریه کل نگر ۱۲ قدم کسی نمی گوید ببخشید آقای معتاد دوز مصرف شما چقدر بوده؟ نظریه روان شناسی کوانتوم یک نظریه کل نگر است یک راه حل برای همه افراد و برای همه دردها و مشکلات وجود دارد. راه حل های نظریه کل نگر راه های معنوی هستند. راه حل معنوی می تواند هر مشکلی را حل کند. فرقی نمی کند که چه مشکلی داریم.

آموزش های کل نگر هر بلا و مصیبتی را به خوبی تبدیل می کنند. اگر توانستیم این روش را آموزش بدهیم و با این متد به کاربران کمک کنیم، خیلی ارزشمند است. دوست روانشناس و استاد ارجمند، با وجود احترامی که برای همه شما قائل هستم ولی کتاب های دانشگاهی و روانشناسی فرویدی و روانشناسی های غربی که شما خوانده اید نتوانسته اند یک معتاد را نجات بدهند.

ولی راه حل معنوی ۱۲ قدمی که خود خداوند به یک فرد الهام می کند دقیقاً چند میلیون معتاد را در سرتاسر جهان نجات داده است. این در حالی است که این افراد حتی یک واحد از دروس روانشناسی را پاس نکرده اند و خود معتادان این روش دوازده قدم را توسعه می دهند و در آن ها معرفتی ایجاد می شود که می توانند دیگران را از دام اعتیاد نجات بدهند.

روش دوازده قدم برای انواع اعتیاد با دوزهای مختلف جواب می دهد از تخریب های پایین گرفته تا تخریب های بالا. این شیوه روان درمانگری کوانتومی کل نگر است. در دوره پاکسازی کوانتومی بیان می شود که فرقی نمی کند که مشکل ما چیست؟ فقر، بیماری ، نگرانی، استرس یا نرسیدن به موفقیت است.

راهکار ما یک راه حل است، آموزش های کل نگر متدها و روش های انرژیکی هستند ما می گوییم یک مشکل وجود دارد. روانشناسی کل نگر می تواند هر مشکلی را تبدیل کند و این جواب سوال دوستانی منتقد است. شما بیایید و سررشته امور را به دست بگیرید هر چقدر تا حالا افراد معتاد را از دام اعتیاد نجات داده اید مشکلات دیگر را هم حل خواهید کرد.

قصد من جسارت کردن نیست، برای کسانی که مدارج علمی را طی کرده اند احترام قائل هستم ولی این نکته را باید مدنظر داشته باشیم کهinformation  یعنی اطلاعات و همیشه گفته می شود اطلاعات، علم و دانش نیست، knowledge نیست. اطلاعات و information در پایین ترین سطح قرار دارند.

سطح بعدی که بالاتر از اطلاعات است، علم و knowledge است که بالاتر از اطلاعات است و سطح بعدی که بالاتر از علم قرار دارد معرفت یا  wisdom است. پس ای کاش از دانش رها بشویم و به بینش برسیم. ما در دوره های پاکسازی کوانتومی سعی کرده ایم به یک بینش متفاوت دست پیدا کنیم.

چون بینش می تواند شاه کلید تمام قفل های بسته هر شخصی باشد. فرقی نمی کند که ما دچار چه مشکلی شده ایم، راهکار یک راه حل معنوی است. ما سعی می کنیم به بینش و معرفتی عمیق دست پیدا کنیم. ما می خواهیم از دانش به بینش برسیم، صرف دانستن اطلاعات کافی نیست.

اطلاعات در اینترنت و کتاب ها به وفور یافت می شود اما آیا این اطلاعات توانسته اند بشریت را نجات بدهد. بینشی که در این متد دوازده قدم به معتادان مواد مخدر و معتادان الکلی آموزش داده می شود در هیچ کتاب دانشگاهی آموزش داده نمی شود. من شنیده ام که صدها انجمن دوازده قدمی در حوزه های مختلف ایجاد شده است که همه آن ها برگرفته شده از روش بیل ویلسون است.

روش دوازده قدم بیش از ۸۰ سال است که جواب داده است. انجمن های ۱۲ قدمی یکی از جوامعی هستند که موفق شده اند با یک راهکار معنوی مشکل اعتیاد را حل کنند. من هم بهعنوان محقق و روانشناس کوانتوم اصول کار آن ها را یاد گرفته ام به بینش ۱۲ قدم رسیده ام چون لازم است بدانم چه اتفاقی در این روش می افتد که معتادین نجات پیدا می کنند. چه راه حلی در این انجمن ها ارائه می شود که حتی روانشناس عضو هیئت علمی هم نتوانسته اند مشکل اعتیاد را حل کنند، مطمئناً راه حل معنوی فقط اطلاعات و information  نیست و سخنی است که از دل برمی خیزد و معرفت و wisdom است.

راه حل همه مشکلات تنها یک چیز است و آن خداوند است. در همه آموزش هایی که می دهیم سعی می کنیم که چگونه از خداوند دعوت کنیم که وارد زندگی ما بشود و از قوانینی که او بر این هستی وضع کرده است استفاده کنیم، قانون ارتعاشات، قانون خوبی کردن و دریافت خوبی ها.

کتاب آسمانی ما قرآن بزرگترین درمانگر ماست، کتاب حافظ علیه السلام برای من درمانگر است الان بیشترین معرفتی که بدست می آورم از کتاب حافظ بدست می آورم. آنقدر که حافظ به من درس معرفت می دهد در هیچ کتاب روانشناسی و هیچ کتاب موفقیت پیدا نخواهم کرد.

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی     کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

آن هایی که می گویند قانون جذب حقیقت ندارد، حافظ علیه السلام قرآن را خوانده است و به معرفت آن رسیده است و آن همه گوهر و الماس تراشیده و حدود ۵۰۰ غزل عالی را سروده است. این ابیات دقیقاً دوای درد نه تنها یک نفر بلکه دوای درد همه بشریت است و این همان نظریه کل نگر است.

مثل نظریه کل نگری که در طب سنتی وجود دارد. طب سنتی هم کل نگر است در پزشکی نوین برای درمان بیماری های قلبی باید به متخصص قلب مراجعه کنیم، برای درمان بیماری چشمی باید به چشم پزشکی مراجعه کنیم ولی پزشک های طب سنتی همه بدن انسان را واحد درنظر می گیرند. وقتی از سردرد حرف می زنیم می پرسند اوضاع گوارش شما چگونه است؟ همه این ها به هم ربط دارد و نباید قسمت های مختلف بدن را به صورت جزئی بررسی کرد.

در نظریه کل نگر یک راه حل ارائه می شود و آن راه حل برای همه قابل اجرا است این نظریه کل نگر است. پس اگر راه حلی پیدا شد که دوای درد همه بشریت و شاه کلید رسیدن به موفقیت باشد باید به خوبی از آن استفاده کنیم. برای همه عزیزانی که در هر حوزه ای فعالیت می کنند برای همکاران خودم، روانشناسان بالینی، تحصیل کرده ها و کسانی که از هر طریقی معرفت و دانشی و علمی را بدست می آورند دعا می کنم که بتوانیم خدمتگزار باشیم. ما می خواهیم روشی روشی را ارائه کنیم که در عمل به نتیجه دست پیدا کنیم.

بیاییم اگر دانشی هم داریم از خدا بخواهیم این دانش را به بینش و معرفت تبدیل کند. آموزش هایمان را به پرورش تبدیل کنیم. سعی کنیم از دانشی که می آموزیم در عمل استفاده کنیم که همه از آن لذت ببرند، نه فقط اطلاعات محض. اطلاعاتی که هر کامپیوتری قادر به ذخیره سازی آن است.

مطالب پیشنهادی:

اشتراک گذاری
0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *